نسل خمینیو اکنون قرن خمینی ...
حساسترین وظیفهی مجلس هشتم به پایان رسید و بعضی مسایل منحصربفرد و برخی مشکلات تکراری در آن خودنمایی کرد. دومین رویداد مهم امسال زماني آغاز شد که گرد و غبار قانونشکنان با اعتراف در دادگاه انقلاب فرو نشسته و فضای عمومی کشور نسبت به 6 ماه پیش نيز کاملا تغییر یافته است. در ادامه به موضوعات مختلف این مساله میپردازیم.
وزرای بدون مخالف. هیچ نمایندهای در مخالفت شش وزیر پیشنهادی (مسکن، اقتصاد، ارتباطات، کشاورزي، دفاع و دادگستري) سخن نگفت. این مساله که ظاهرا نشان از موافقتِ کامل مجلس با 29درصد از وزرای پیشنهادی داشت تا قبل از رایگیری باعث خوشحالی دولت بود ولی با میانگین 70رای عدم اعتماد به این وزرا، معلوم شد که موافقت یا مخالفت زبانی مجلسیان چندان هم نشان از موافقت یا مخالفت واقعیِ آنها نیست مثلا 90 نفر به وزیر ارتباطات رای اعتماد ندادند. البته این مساله شامل وزیر دفاع نمیشود. چرا که اسراییل، با دخالت و تبلیغات سوء علیه این رزمنده باعث شد تا نمایندگان با رای اعتماد بالا نشان دهند؛ آنجا که بحث دشمن خارجی است ایرانیان همیشه متحد هستند. نشان دیگر این تفاوت در گفتار و عمل وقتی است که ببینیم علیرغم ستیزهای بسیار تند علیه وزیرانی مثل وزیر کشور و وزیر علوم و تحقیقات، نهایتا تنها 25درصد نمایندگان به آنها رای مخالف دادند.
مخالفتهای دلسوزانه. بیشک بسیاری از مخالفتها با وزرای پیشنهادی از روی دلسوزی و با حسن ظن بود. چه آنکه بعضی از وزرا اعلام کردند که بیان این مسایل باعث روشن شدن برخی زوایا و نقاط ضعف حوزه مربوطه بوده است و به نوعی یک هماندیشی و استفاده از نخبگان، درست قبل از آغاز کار در وزارت مربوطه محسوب میشود. مخصوصا مواردی که مخالف از کمیسیون تخصصی مربوطه سخن میگفت. البته اغلب وزرا، موافقت کمیسیون مربوطه را کسب کرده بودند. بسیاری از مخالفتها هم در واقع مخالفت نبود بلکه دغدغههای نمایندگان مجلس نسبت به شرایط موجود و سوالات ذهنی آنها از رویکردهای وزیر پیشنهادی بود. مثل وزیر ارشاد که راهکارهای رسیدن به برنامههای پیشنهادیاش مشخص نبود. بهرحال مطمئنا این دوره از رای اعتماد نسبت به تمام دورههای اخیر کم تنشتر و با حسنظن بیشتری انجام شد. رییس جمهور هم به خاطر مخالفتهای دلسوزانهای که به روشن شدن مسایل کمک کرد بسیار قدردانی نموده و آن را نشان از رشد آزاد اندیشی در جمهوریاسلامی دانست.
مخالفتهای مشکوک. وقتی سه مخالف وزیر رفاه اهل یک استان بودند و از طرفی وزیر قبلی این وزارتخانه هم که امروز در فهرست رییس جمهور نیست اهل همان استان بود، ناخودآگاه مسئله مورد شک واقع میشود. زمانی که اکثریت کمیسیون انرژی به وزیر نفت نظر مثبت میدهند ولی رییس کمیسیون، آقای کاتوزیان که در انتخابات از حامیان جدی موسوی بوده، مانع رایگیری و اعلام نظر کمیسیون شود، حسنظن هر انسان منصفی خدشهدار میشود. این مساله وقتی بیشتر زیر سوال میرود که بدانیم شخص مذکور در وزارت نفت دارای پروژه است و ایشان درحالی تحصیلات وزیر نفت را با این حوزه بیربط میشمارد که خودش مهندس مکانیک بوده ولی رییس کميسيون انرژی است. کاتوزیان با بیاحترامی، واگذاری وزارت نفت به میرکاظمی را خيانت خواند. لذا با تحلیل کاتوزیان، اکثریت نمایندگان مجلس که به میرکاظمی رای اعتماد داند و شخص رییس جمهور خائن هستند.
موافقتهای کماثر. اینکه تعداد موافقان برای سخنگفتن بیشتر از مخالفان بود و نمایندگان موافق، اغلب وقت خود را تقسیم میکردند تا دوستشان هم بتواند از وزیری دفاع کند نشان از آن داشت که اکثریت مجلس تمایل داشتند که خود را یاورِ رییسجمهور 25میلیونی نشان دهند. حتی نماینده شاهرود اظهار داشت که 100 نماینده برای دفاع از وزیر ارشاد ثبت نام کرده بودند. گاهي بزرگنماییهاي عجيبي هم مطرح ميشد. مثلا نماینده سلماس اعلام کرد اگر آقای علیآبادی نبودند بخشی از خاک ایران در جنگ از دست میرفت. بسیاری از اوقات تکراری بودن مطالب مطروحه باعث کماثر شدن دفاعیات میشد. مثلا خانواده شهید بودن وزیر رفاه که دقیقا تمام نمایندگان موافق، آن را با آب و تاب توضیح دادند و یا نماینده سمیرم که در دفاع از سیدمسعود میرکاظمی گفت "ایشان هم سید است، هم مسعود است و هم میر است!" نپرداختن به شبهات مطرح شده، تعریف و تمجیدهای شخصی و بیاثر و نیز ضعف استدلال هم از اين جمله بود. خود وزرای پیشنهادی نیز در پرداختن به شبهات طرح شده در مجلس غفلت میورزیدند تا ثابت کنند که وزرای دولت دهم نیز مانند دولت نهم سخنگویان خوبی نیستند و باز هم رهبر انقلاب خودش باید از خدمات دولت دفاع کند. شاید بهترین دفاع از شبهات را وزیر آموزش عالی داشت که همهی شایعات را دقیق جواب داد تا بعد از سالها، مدیریت یک مهندس بر این وزارتخانه، نوید دوران روشنی را برای این حوزه دهد. البته شاید هم این تسلط آقای دانشجو بر پاسخگویی شبهات بخاطر تجربه موفق ایشان در دوران انتخابات اخیر باشد.
مخالفهای کمانصاف! در این دورهي رای اعتماد، اين پديدهي هميشگي تنها توسط پدرخواندههاي مجلس که خود را مساوی با همهی نخبگان میدانند انجام شد. مهندس باهنر که دوران انتخابات در حمایت از موسوی، همهی تلاش خود برای عدم حمایت فراکسیون اکثریت از احمدینژاد بکار بست، پیشبینی کرده بود 7-6وزیر رای نیاورند. باهنر که همحزبیهایش در مجلس پنجم به تمام وزرای خاتمی، یکجا رای مثبت داده بودند، برای تحقق پیشبینیاش و رای نیاوردن 7-6 وزیر، از هیچ رایزنی و تلاشی دریغ نکرد. توکلی هم که در انتخابات نهم حامی قالیباف بود تا یک نظامی رییس جمهور شود، بشدت وزیر کشور شدن یک پاسدار را خطرناک خواند. البته یادمان نرفته است که ایشان از وزیر کشور شدنِ یک معاون وزیر اطلاعات (پورمحمدی) هم بعلت امنیتی کردن کشور به شدت انتقاد کرده بود ولی بعدا از برکناری همان وزیر ابراز ناخشنودی کرده و او را لایق دانسته بود. گویا هرچه احمدینژاد برگزید باید خلافش رای داد! نامربوط بودن رشتهی تحصیلی و وزارتخانهها هم گاهی عجیب بود. مثلا به وزیر کار گفته شد چرا رشتهاش با وزارت کار نامرتبط است که دکتر زارعی در مقام دفاع پرسید به نظر شما وزیر کار چه رشتهای تحصیل کرده باشد که به همهی مشاغل مرتبط باشد؟! یا به خانم دستجردی گفتند که از وزارت بهداشت بیاطلاع است. در حالي که وی هم مانند اغلب وزاری بهداشتِ قبلی، رییس یک بیمارستان و استاد دانشگاه پزشکی بوده است. زاکانی هم که چندی پیش رییسجمهور محبوبش یعنی سردارقالیباف، وزیر احمدینژاد را به شرب خمر متهم کرده بود در ادامهی این خط، وزیر راه ترابری را به دروغگویی، فساد مالی و فریبکاری متهم کرد. البته الفاظ تند و زنندهی ایشان مانند «مرض داشتن» و «دروغگو بودن» مورد انتقاد شدید نمایندگان مجلس و حتی رییس مجلس قرار گرفت. نطق عجیب و غریب عليمطهری هم جالب توجه بود. ایشان در روز اول بررسی کابینه، صراحتا احمدینژاد را از لحاظ فرهنگی لیبرالیست نامید. هرچند مطهری توضیح نداد که چطور در تمام کشور و حتی در تمام دنیا فقط وی کشف کردهاست که احمدینژاد لیبرال است ولی توانستند ثابت کند که مردم تهران نباید همهی کسانی را که در لیست اصولگرایان مجلس قرار دارند اصولگرا قلمداد کرده و رای دهند. چه آنکه در مجلس هفتم نیز از همین سوراخ گزیده شدیم. استدلال احمدتوکلی علیه وزیر علوم هم مبتنی بر نارضایتی دانشگاهیان از وزیر پیشنهادی بخاطر سابقهاش در برگزاري انتخابات بود. هرچند فردای آن روز توکلی مدعی شد سخنانش تحریف شده است ولی بهرحال روشن نگه داشتن آتش تقلب از سوی بعضی از اصولگرایان که خود را رقیب احمدینژاد میدانند جای سوال دارد. خانمها هم از بیاحترامی نمایندگان مجلس بینصیب نماندند و فلاحتپیشه بطور تحقیرآمیزی از خانم آجورلو خواست که فرق شرکت سهامی عام و سهامی خاص را توضیح دهد تا مجلس بفهمد ایشان چیزی نمیداند. انتقادهای متناقض هم کم نبودند مثلا برای وزیر رفاه میگفتند ایشان برنامهای از خود ندارد و طرحهایش کپیبرداری از برنامه پنجساله است و در ادامه هم میگفتند که برنامههای وزیر، در مسیر برنامهی پنج ساله نیست!
قانونگذاران بی قانون. از نکات مغفول این بود که اکثریت قریب به اتفاق مردانِ قانون، بعد از پایان وقت قانونی برای موافقت یا مخالفت به سخنرانی خود ادامه میدادند و تذکرات رییس مجلس هم اثری نداشت. لذا این سوال پیش میآمد که این دوستان که خودشان به قوانین خودشان بیاعتنا هستند چطور انتظار دارند دیگران آن را رعایت کنند و یا اگر در تنظیم وقت یک سخنرانی ناتوان هستند چگونه به مجریان دولت یعنی بزرگترین دستگاه اجرایی اشکال میکنند. در حاليکه حل این مشکل بسیار ساده بود؛ نمایندگان محترم در چندین دقیقه را به سلام و صلوات و جملات کلیشهای میپرداختند و در پایانِ وقت، نکات اصلی مورد نظرشان ناگفته باقی میماند! لذا کافی بود تعارفات را کمتر کرده و به اصل مساله میپرداختند. نکته دیگر در این خصوص تذکرات نامربوط است که طی دو روز اول باعث اتلاف وقت مجلس شد. هرچند در دو روز آخر لاریجانی اجازه تذکرات بیمورد را نداد ولی نهایتا منجر به کمبود وقت مجلس شد. بیربط بودن تذکرات آییننامهای هم از مشكلات مردان قانون بود. مثلا تحت عنوان تذکر آییننامهای، میکروفون نمایندهای روشن میشد ولی وی نطقی در مخالفت یا موافقت وزیر ایراد میکرد که ربطی به آییننامه مذکور نداشت و یا به علت پخش مستقیم از صدا و سیما بعضی نمایندگان از فرصت تذکر آییننامهای برای احوالپرسی با مردم حوزه انتخابی خود استفاده کردند! دیگر اینکه در مقام مخالفت با بعضی وزرا، نمایندگان مجلس گاهی از شخص احمدینژاد انتقاد میکردند. گویا برخی دوستان در مجلس هنوز در دوران انتخابات ریاست جمهوری بسر میبرند. مثلا نوباوه در تمام 15دقیقهی مخالفت با وزیر ارشاد حتی یک جمله از ناتوانی این وزیر در این حوزه نگفت و تمام وقت خود را صرف اهمیت فرهنگ و یا نقد وزیر قبلی کرد. این انتقادات بیمورد منجر شد تا نماینده شاهرود بگويد این جلسه استیضاح وزیران قبلی نیست جلسه رای اعتماد به وزیران جدید است!
بسیج خمینی، بسیج موسوی !
+ نوشته شده در شنبه 14 شهریور1388 | توسط : ولی الله||
آخرين نوشته هاي وبلاگ
عمار ها اینجا هستند.[1]
دستان خالی خوارج انقلاب اسلامی
چرا عمو سبزی فروش، کاریکاتور شد؟
طرح آشتی ملی
حفاظت از شخصيتها
بيانيه شماره 13 موسوي - روز قدس
دولت اصلاحات در 10دقيقه
سپاه پاسداران انقلاب اسلامي
آيت الله يوسف صانعي
تطبيق تاریخ خوارج و اغتشاشات اخير
كاملترين ليست كشتهشدگان افشا شد.
رای اعتماد به مجلس؟
اعترافات- خدمات صفایی فراهانی
سابقه اعترافات(مروری بر اعترافات علی افشاری)
نوشته هاي برگزيده
یک نامه به یاسمن سریال لاست LOST ايستاده بمير
وبلاگ چنگيزخان مغول
سوهان حاج حسين
نزدیکی با امریکا!
کساني که احمدي نژاد را بقدرت رساندند ما انقلابی عمل نکردیم
هر بسيجي يک وبلاگ دكتر مصدق آزمون ورودي نهضت آزادي! برنده نهایی خاورمیانه کیست؟ وقتي نهضت آزادي حزب اللهي بود مقایسه انقلاب ایران، روسیه و فرانسه هلوکاست جمعیت شناسی شیعهبسم الله الرحمن الرحيم
راه امام خمینی راه ما، هدف او هدف ما، و رهنمود او مشعل فروزنده راه ماست.
آرشیو
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
نويسندگان
ولی الله
حمید
نویسنده مهمان
جالب از ديگران
صوت: تحلیل مختصر دکتر عباسی از سریال لاست
روایت میرشکاک از چماق مخملباف
نطق جدید حمید رسایی
وبلاگ خواهر کوچیکه
اینترنت و اغتشاشات
موضوعات
یاران خمینی
فرزند خمینی
عرفان خمینی
سیاست خمینی
دشمنان خمینی