تبليغاتX
نسل خمینی

















نسل خمینی
و اکنون قرن خمینی ...

امام خمینی و مبارزهخمینی کبیر:
ما می گوییم تا شرک و کفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم. ما بر سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم، ما تصمیم داریم پرچم «لا اله الا الله» را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز درآوریم. پس ای فرزندان ارتشی و سپاهی و بسیجی ام! و ای نیروهای مردمی! هرگز از دست دادن موضعی را با تاثر و گرفتن مکانی را با غرور و شادی بیان نکنید که اینها در برابر هدف شما به قدری ناچیزند که تمامی دنیا در مقایسه با آخرت. صحیفه نور ج 20 صفحه 236




سرلشگر پاسدار شهید حاج احمد کاظمی:

ای برادران عزیز، مومن، مسلمان، خدا پرست وزیر پرچم ولایت، ما باید همیشه آماده مبارزه باشیم. اگر مبارزه از وجود ما گرفته بشود، ما می میریم، اگر مبارزه در چارچوب ما نباشد ما دیگر نمی توانیم به خودمان بگوییم که جوان های این مملکت هستیم، مبارزه جزو کارهای ماست، حالا هر روز به گونه ای. ما در چاچوب انقلاب اسلامی قرار گرفته ایم، ما فریاد کشیده و گفته ایم که ما خدا را می خواهیم، ما با ضد خدا سر سازش نداریم و دست از این شعار و عقیده، که اساس حرکت ما بوده، نمی توانیم برداریم. شما فقط این موج رادیو را تاب بدهید! ببینید چه قدر دشمن در گوشه وکنار دنیا برای مبارزه با ما خوابیده است! مگر این ها می توانند دست از کفر وعنادشان بردارند؟ مگر اینها می توانند یک روز به ما بگویند که آسوده باشید؟! مگر اینها می توانند ما را ببینند که در مملکت خودمان به مبارزین فلسطینی کمک می کنیم تا علیه امریکا واسرائیل قیام کنند؟! هرگز! اینها با ما مبارزه می کنند. باید همیشه در وجودمان، در خون مان، در خانواده های مان، در گفتارمان، در اعمال مان، در شغل مان، در برنامه ریزی مان چهره مبارزه، مقاومت و ایثار و فداکاری باشد.

+ نوشته شده در شنبه 20 تیر1388 | توسط : حمید| |

احمدی نژاد و لاریجانی پرچمداران اصول گرایی«لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی استعفا کرد.» این خبری بود که خبرگزاری‌های داخلی و جهان را شوکه کرده و در عرض چند ساعت به اصلی‌ترین خبر این رسانه‌ها تبدیل شد. هم‌زمان گمانه‌زنی‌ها شروع شد: «احمدی‌نژاد او را تحمل نکرد.»؛ «دوره‌ی عقلانیت در مسئله‌ی هسته‌ای به پایان رسید.»، «لاریجانی با احمدی‌نژاد اختلاف سنگینی داشتند.»، «لاریجانی در طول این دوسال 15بار توسط احمدی‌نژاد مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌بود.»!!، «یک منبع آگاه اعلام کرد: لاریجانی به زودی افشا می‌کند، احمدی‌نژاد مملکت را به سوی جنگ می‌برد.»!!، «احمدی‌نژاد گفت: رقیب سابق را هرگز تحمل نخواهم کرد.»!!

آن‌قدر گفتند و گفتند که خودشان هم باورشان شد. اما چیزی که در این میان خیلی جالب بود، این بود که خارجی‌ها و مخصوصا امریکایی‌ها این استعفا را نشان حاکم‌شدن تفکر احمدی‌نژاد به‌طور کامل بر سیاست خارجی و شدیدتر شدن موضع ایران در این پرونده دانستند، اما داخلی‌های خوش‌حال آن را ضعیف‌تر شدن موضع ایران در این صحنه دانستند. واقعا هرکسی از ظن خود شد یار من.

نکته‌ای که در این میان برای من خیلی جذاب بود، بروز جلوه‌ای جدید از اصول‌گرایی و سیاست‌ورزی اصول‌گرایانه بود. اگر چه استعفای لاریجانی و جداییش از احمدی‌نژاد خوش‌آیند نبود و خوش‌بین‌ترین کسان هم تصور نمی‌کردند که این دو از هم جدا شوند، اما جداشدن آنان نیز برای سیاست‌مداران ایران درسی بزرگ به‌همراه داشت.

سه مقدمه را باید ذکر کنم.

1-      فراموش نمی‌کنم در پایگاه بسیج که می‌خواستیم بچه‌ها را اردو ببریم، با این‌که همه بسیجی بودیم و فرماندهی واحدی هم داشتیم و یک‌جا هم می‌خواستیم برویم و همه‌ی امور هم کاملا برنامه‌ریزی شده بود، با برخی از دوستان چه‌قدر بحث و جدل و جنگ و دعوا داشتیم مثلا برای این‌که چه کسی زودتر برود و کداممان چه کنیم و یا مثلا چه ساعتی حرکت کنیم و یا لیست اسامی را چه‌گونه بنویسیم و ...  می‌خواهم نتیجه بگیرم اختلاف و دعوا همیشه بر سر اصول نیست گاهی هم بر سر نحوه‌ها است.

2-      سرمان را از جبهه‌ی اصول‌گراها بگردانیم به جبهه‌ی اصلاح‌طلب‌ها که مدعی تحمل و آزادی‌بیان و خودانتقادی و جامعه‌ی مدنی و تساهل و تسامح هستند. ببینیم چه‌گونه یک‌دیگر را لجن‌مال می‌کنند. کم مانده یقه‌ی هم‌دیگر را پاره کنند برای این‌که مثلا رای را من آوردم و تو به نان و نوایی رسیدی و یا تو بین ما اختلاف می‌اندازی و تو کج‌فکری؛ تو راستی؛ تو نفوذیی و...

3-      لاریجانی در دوره‌ی انتخابات نهم ریاست‌جمهوری رقیب احمدی‌نژاد بود و انتصابش به دبیری شورای عالی امنیت ملی شوک‌کننده بود.

و اما حرف اصلی: اصول‌گرایی یعنی همان مکتبی که امام خمینی روحی فداه آن را زنده کرد، همه‌چیزش با همه‌چیز دیگران متفاوت است. سیاست‌مداری آن هم با سیاست‌مداری سیاست‌زدگان متفاوت است. سیاست‌ورزی در اسلام ناب محمدی نه بر اساس تقسیم غنایم بلکه بر اساس خدمت است.

تعامل احمدی‌نژاد-لاریجانی بهترین الگو از سیاست‌ورزی اصول‌گرایانه است که اصلاح‌طلبان و تشنگان قدرت به آن باید رشک ببرند. با هم رقابت کردند، یکی پیروز شد، پیروز آن یکی را نیز چون لایق می‌دانست در کنار خود جای داد، بعد از مدتی با هم اختلاف در روش‌ها پیدا کردند، یکی استعفا داد دیگری نپذیرفت، باز بر استعفای خود پافشاری کرد و نهایتا از هم جدا شدند. هر کدام از دیگری با احترام یاد کرد، کوچک‌ترین سخنی که نشان‌دهنده‌ی اختلاف و یا تضعیف طرف مقابل باشد، نگفتند. هم‌دیگر را تایید کردند و حتی بعد از جدایی یک‌دیگر را حمایت کردند و با این کار مکتب اصول‌گرایی خمینی کبیر را پس از سال‌ها در مقابل چشم کسانی که خود را خط امامی می‌دانند و خود را بزرگ‌شده‌ی دست امام و یار و مشاور امام می‌شمارند، «بازتعریف» کردند. مکتب سیاسی خمینی کبیر این‌گونه است:

مکتب امام خمینی همان اسلام ناب محمدی استشما با هم دشمنی ندارید. شما همه یک مقصد دارید و آن این است که به آن چیزی که اسلام فرموده است برسید. امید است که برسید انشای الله. وقتی مقصد واحد باشد و مقصود همه یک مطلب باشد و آن اسلام، باید فکر بکنید که اگر یک صحبتی بر خلاف باشد که یک وقت خدای نخواسته به حیثیت جمهوری اسلامی صدمه بزند، از آن جلوگیری کنید، خودتان را باز دارید از او. در عین حالی که در همه جا باید مناقشه باشد، لکن مناقشات طلبگی، مناقشات علمی، در محضر علمای بزرگ هم مثل میرزای شیرازی که دوتادرس از قراری که برای من نقل کردند دو تا درس ایشان می گفتند و پنج ساعت هم طول می کشید، همه داد و قال ها بوده است، اما مخاصمه نبوده، مباحثه بوده. یک وقت مخاصمه هست، این طرف می خواهد او را بکوبد، آن طرف می خواهد او را بکوبد، این، نه راه اسلام است، نه مقصد اسلامی می تواند داشته باشد، مقصد اسلامی نمی شود. 18/5/63

جا دارد این دو (احمدینژاد و لاریجانی) را پرچمداران اصولگرایی در کشور بنامیم.


پی‌نوشت: جملات دارای دو علامت تعجب«!!» طنز است.

+ نوشته شده در شنبه 5 آبان1386 | توسط : حمید| |

   در دوران "جاهليت اولي" كه ادبيات، شعر و... همه ي زندگي ام بود يك روز تلويزيون برنامه اي پخش مي كرد (سخنراني مقام معظم رهبري در جمع روزنامه نگاران همايش كاغذ اخبار) چنان بحث فني ايشان در مورد ادبيات فارسي مرا مجذوب خود كرد كه ناباورانه تا انتهاي سخنراني نشستم و گوش كردم... بعد از آن ديگر اين جذابيت و رواني كلام آن بزرگوار بود كه چون ساحري قلبم را هدايت مي كرد. امروز شايد 15 سالي از آن گذشته باشد و اين گرماي محبت در قلبم روز به روز بيشتر شده است و سالهاست 24 تير ماه (ميلاد مقام معضم رهبري) بهانه اي است تا اين محبتم را با صداي بلند فرياد بزنم...

اين تفال حافظ هم امشب به ياد آن دردانه ي عالم آمد:

يا رب آن نوگل خندان كه سپردي به منش         مي سپارم به تو از دست حسود چمنش

گرچه از كـوي وفـا گشـت بصـد مرحله دور         دور بـاد آفـت دور فـلــك از جــان و تــنـش

گر بـسر منـزل سلمـي رسـي اي باد صبا          چشم دارم كه سلامي برسـاني ز منش

به ادب نافه گشـايي كن از آن زلف سيـاه          جاي دلـهاي عـزيز اسـت بهـم بـر مـزنـش

در مقـامـي كه به يـاد لـب او مـي نـوشـد         سفله آن مست كه باشد خبر از خويشتنش

عرض مال از در ميـخـانه نـشايـد انـدوخـت         هركه اين آب خورد رخـت بـه دريـا فـكنـش

هركه ترسد ز ملال انده عشقش نه حلال         سـر مــا و قـدمـش يا لـب مــا و دهــنـش

متن ذيل بخشي از زندگي ايشان است از قول خودشان :

   «ما هشت خواهر و برادر بوديم از دو مادر، يعني پدرم از يك خانمي، سه فرزند داشت كه هر سه هم دختر بودند. بعد آن خانم فوت كرده بودند و با خانم ديگري ازدواج كرده بودند، ما ها بچه هاي اين خانم دوم، پنج نفر بوديم، چهار برادر و يك خواهر و در اين پنج نفر من دومي بودم. البته در اين بين، دو بچه هم از بين رفته بودند، با آن حساب، من چهارمي مي شوم، اما چون واسطه ها كم شده بودند، من بچه دوم خانواده بودم البته خواهرهاي بزرگ ما از خانم اول بودند، آن ها از ما خيلي بزرگتر بودند. پدر و مادرم، پدر و مادر خيلي خوبي بودند. مادرم يك خانم بسيار فهميده، باسواد، كتاب خوان، داراي ذوق شعري و هنري، حافظ شناس- البته حافظ شناس كه مي گويم، نه به معناي علمي و اين ها، به معناي مأنوس بودن با ديوان حافظ- با قرآن كاملا آشنا بود و صداي خوش هم داشت.

   ما وقتي بچه بوديم، همه مي نشستيم ...


ادامه مطلب

+ نوشته شده در شنبه 23 تیر1386 | توسط : ولی الله| |

1-  مفهوم و تعريف جنبش نرم افزاري و توليد علم

Ø    شكستن مرزهاي علم و پيشرفت كردن.

Ø    عبور از مرزهايي كه امروز دانش دارد.

Ø    رفتن از راه هايي كه به نظر، راههاي نارفته اي است.

2-   دامنه و ابعاد جنبش نرم افزاري و توليد علم

Ø    شامل همه علوم از جمله علوم انساني

Ø    در همه زمينه ها اتصال علم و صنعت بايد تحقق پيدا كند.

Ø    به معناي حقيقي كلمه... در خود بعنوان يك ملت و يك جامعه ي علمي به وجود بياوريم.

3-   ضرورت و اهميت جنبش نرم افزاري و توليد علم

Ø    پايه و مايه ي همه ي اينها (قدرت بين المللي و... ) ، قدرت علمي است.

Ø    هرچه علم پيشرفت كند ، پايه هاي ايمان ديني مستحكم تر خواهد شد.

Ø    امروز اگر براي علم سرمايه گذاري و مجاهدت و تلاش نكنيم، فرداي ما، ‌فرداي تاريكي خواهد بود.

4-  ....


ادامه مطلب

+ نوشته شده در شنبه 25 فروردین1386 | توسط : ولی الله| |

انا زينب بنت الحيدرچرا عزاداري سنتي ؟ من واقعا مي ترسم از اينكه خداي ناكرده‚ در اين دوران كه دوران ظهور اسلام‚ بروز اسلام‚ تجلي اسلام و تجلي فكر اهل بيت‚ عليهم الصلاه والسلام‚ است‚ نتوانيم وظيفه مان را انجام دهيم. برخي كارهاست كه پرداختن به آنها‚ مردم را به خدا و دين نزديك مي كند. يكي از آن كارها‚ همين عزاداري هاي سنتي است‚ كه باعث تقرب بيشتر مردم به دين مي شود. اينكه امام فرمودند  عزاداري سنتي بكنيد ‚ به خاطر همين تقريب است. در مجالس عزاداري نشستن‚ روضه خواندن‚ گريه كردن‚ به سروسينه زدن و مواكب عزا و دسته هاي عزاداري به راه انداختن‚ از اموري است كه عواطف عمومي را نسبت به خاندان پيغمبر‚ پرجوش مي كند‚ و بسيار خوب است. در مقابل‚ برخي كارها هم هست كه پرداختن به آنها‚ كساني را از دين برمي گرداند.17/3/73

 

خرافات در عزاداري امام حسين (ع): قمه زدن هم همين طور است. قمه زدن هم از كارهاي خلاف است. مي دانم عده اي خواهند گفت: حق اين بود كه فلاني اسم قمه را نمي آورد. خواهند گفت:  شما به قمه زدن چه كار داشتيد‚ عده اي مي زنند‚ بگذاريد بزنند‚  نه‚ نمي شود در مقابل اين كار غلط‚ سكوت كرد. اگر به گونه اي كه طي چهارپنج سال اخير بعد از جنگ‚ قمه زدن را ترويج كردند و هنوز هم مي كنند‚ در زمان حيات مبارك امام‚ رضوان الله عليه‚ ترويج مي كردند‚ قطعا ايشان در مقابل اين قضيه‚ مي ايستادند. كار غلطي است كه عده اي قمه به دست بگيرند و به سر خودشان بزنند و خون بريزند. اين كار را مي كنند كه چه بشود‚‚ كجاي اين حركت‚ عزاداري است‚‚ البته‚ دست بر سر زدن‚ به نوعي‚ نشانه ي عزاداري است. شما بارها ديده ايد‚ كساني كه مصيبتي برايشان پيش مي آيد‚ برسروسينه ي خود مي كوبند. اين‚ نشانه ي عزاداري معمولي است. اما شما تا به حال كجا ديده ايد كه فردي به خاطر رويكرد مصيبت عزيزترين عزيزانش‚ با شمشير برمغز خود بكوبد‚ و از سر خود‚ خون جاري كند‚‚ كجاي اين كار‚ عزاداري است‚‚ قمه زدن‚ سنتي جعلي است. از اموري است كه مربوط به دين نيست‚ و بلاشك‚ خدا هم از انجام آن‚ راضي نيست.

 

علماي گذشته دستشان بسته بود.:  

قمه زدن در گذشته و حال :

سينه خيز به زيارت رفتن؛ بدعت ديگر:  

روش علما در عزاداري و زيارات براي حفظ تشيع: 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در دوشنبه 2 بهمن1385 | توسط : ولی الله| |

عاشورا ؛ روح انقلاب اسلامي ايران : در مورد مساله محرم و عاشورا‚ بايد بگويم كه روح نهضت ما و جهتگيري كلي و پشتوانه پيروزي آن‚ همين توجه به حضرت ابي عبدالله(عليه الصلاتوالسلام) و مسايل مربوط به عاشورا بود. 11/5/68

 الهام امام خميني از نهضت عاشورا : در دو فصل‚ امام(ره) مساله نهضت را به مساله عاشورا گره زدند: يكي در فصل اول نهضت -يعني روزهاي محرم سال 42- كه تريبون بيان مسايل نهضت‚ حسينيه ها و مجالس روضه خواني و هيئات سينه زني و روضه روضه خوانها و ذكر مصيبت گويندگان مذهبي شد و ديگري‚ فصل آخر نهضت -يعني محرم سال 57- بود كه امام(ره) اعلام فرمودند:  ماه محرم گرامي و بزرگ داشته بشود و مردم مجالس برپا كنند . ايشان‚ عنوان اين ماه را ماه پيروزي خون بر شمشير قرار دادند و مجددا همان طوفان عظيم عمومي و مردمي به وجود آمد‚ يعني ماجراي نهضت كه روح و جهت حسيني داشت‚ با ماجراي ذكر مصيبت حسيني و ياد امام حسين(ع) گره خورد. 11/5/68

 

ما بيشتر از گذشتگان، قدر نهضت حسيني را مي دانيم:  آنچه كه نهضت ما را جهت مي داد و امروز هم بايد بدهد‚ دقيقا همان چيزي است كه حسين بن علي(عليه السلام) در راه آن قيام كرد. ما امروز‚ براي شهداي خود كه در جبهه هاي گوناگون و در راه اين نظام و حفظ آن‚ به شهادت مي رسند‚ با معرفت عزاداري مي كنيم. آن شهيد و جواني كه يا در جنگ تحميلي و يا در برخورد با انواع و اقسام دشمنان و منافقان و كفار به شهادت رسيده‚ هيچ شبهه يي براي مردم ما وجود ندارد كه اين شهيد‚ شهيد راه همين نظام است و براي نگهداشتن و محكم كردن ستونهاي همين نظام و انقلاب‚ به شهادت رسيده است‚. 

 اگر عاشورا نبود:  ...

قوي كردن نگاه عاطفي لازمه عزاداري:  ...

اثر محسوس محرم در زندگي ما: 

عزاداري ميداني براي پيشرفت روحي: 

 درس از محرم فقط به معني كشته شدن نيست:

نوحه خواني و عروج معنوي مردم.:نوحه ي سينه زني خواندن هم شرايط دارد. بايد... 

بهانه اي براي نوشيدن از چشمه عاشورا.: 

وسيله اي براي ارتباط روحي و قلبي با اهل بيت: 

سه ويژگي عزاداري حسين بن علي (ع):


ادامه مطلب

+ نوشته شده در یکشنبه 1 بهمن1385 | توسط : ولی الله| |

در هر دو صورت  شیعیان در اکثریت میباشند   طبق قانون اساسی لبنان، رییس جمهور باید یک مسیحی، نخست وزیر سنی و رییس مجلس باید  یک شیعه باشد. جدای از استعماری بودن اصل این تفکیک عجیب و غریب، شاید برای شما جالب باشد که آخرین سرشماری در این کشور در سال1932 توسط فرانسه انجام شد که به دروغ اعلام کردند 55٪ لبنانیها مسیحی 25٪ سنی و 18٪ شیعه هستند و بر همین اساس این قانون تقسیم قدرت را وضع کردند و از آن تاریخ تاکنون(75 سال) سنی ها و مسیحیان اجازه ندادند هیچ سرشماری دیگری در این کشور انجام بگیرد ولی طبق تخمین خود سنی ها و مسیحیان این کشور، حدود 35% شیعه، 32%مسیحی و 20%سنی و 13% متفرقه می باشند. هرچند شیعیان معتقدند که مسیحیان تنها 20درصد می باشند و از 4میلیون نفر جمعیت این کشور حدود 1.8میلیون نفر آن شیعه هستند یعنی 45%.

   بعد از فرار اسراییل از جنوب لبنان، بسیاری خواهان تقویت حزب‌الله در عرصه سیاسی، برای به دست گرفتن قدرت شدند و اینکه آنان اسلحه را فراموش کند ولی تدبیر حزب‌الله و رهبر معظم انقلاب این بود که اسراییل دست از شرارت بر نداشته است. (چنانکه ثابت شد.) شاید ورود حزب‌الله به پارلمان و پذیرفتن وزارت کار و وزارت انرژی تحت همین شرایط صورت گرفت. از دلایل دیگر عدم حضور جدی حزب‌الله در امور سیاسی شفاف نبودن فضای سیاسی در لبنان است چنانکه 20درصد مسیحی این کشور بسیار ثروتمند میباشند و بسیاری از رسانه های این کشور و بنگاههای اقتصادی نیز در دست ایشان است و با پشتوانه خارجی (غرب و مخصوصا فرانسه) فضای سیاسی و روانی تاریکی ایجاد میکنند. استضعاف بسیار شدید مردم شیعه هم از لحاظ جغرافیایی و هم از لحاظ مالی به این علل اضافه می شود. البته حزب‌الله با مشکل دیگری هم روبرو بود و آن جنبش امل می باشد. این جنبش که علیرغم شروع خوب نتوانست با تاریخ مبارزه در لبنان حرکت کند نه تنها از قافله جهاد جا ماند بلکه با ناسازگاری با حزب‌الله باعث ایجاد تفرقه در بین شیعیان می شد.

  بهرحال آنچه پیش رو داریم فضایی متفاوت از قبل از جنگ است. جبهه شیعیان متحدتر شده است و جوسازی های رسانه‌ای،علیه حزب‌الله نیز دیگر کارایی ندارد. چندی پیش سیدحسن اعلام کرده بود شرط خلع سلاح حزب‌الله خروج اسراییل از مزارع شبعا و ایجاد یک دولت و ارتش قوی در لبنان است. به تعبیر من، شرط اخیر در فضای دیپلماتیک چنین معنی می شود: واگذاری حق مشارکت سیاسی حزب‌الله در دولت طبق بافت جمعیتی و نیز به دست گرفتن ارتش توسط شاخه نظامی حزب‌الله.

      البته در هردو مورد به نفع دولت لبنان است. ارتش لبنان تقریبا ضعیفترین ارتش منطقه است و می توان گفت این کشور اصلا ارتشی ندارد. (علیرغم اینکه حقوق نظامیان ارتش لبنان بسیار بالا و رقم عجیب و غریبی است ولی مسیحیان مرفه و سنی های اقلیت هیچ تمایلی به عضویت در ارتش را ندارند.) به این وسیله حزب‌الله سعی خواهد کرد هم حقوق اجتماعی مردم شیعه را استیفا کند و هم عملا خلع سلاح نشده است .

  به هرحال حتی اگر منظور سید حسن نصرالله هم این نبوده است، این پیشنهاد خوبی می باشد و 2میلیون شیعیان لبنان که تاکنون دل به یک دولت شیعی 70 میلیونی بسته بودند بهتر است به فکر ایجاد یک انقلاب مستقل دیگر در منطقه باشند همانطور که ایرانی ها در سال57 و شیعیان  در عراق  و حماس در فلسطین چنین کردند.

موانع 

 هرچند حزب الله 2سال وقت دارد تا با رایزنیهای مختلف برای انتخابات بعدی این کشور آماده شود ولی وظیفه ج.ا.ا نیز نباید فراموش کرد چون دیگر کشور های صاحب نفوذ در این کشور(فرانسه و عربستان) بیکار نخواهند نشست و برای به قدرت رساندن مجدد همپیمانان خود  از هیچ تلاشی فرو گذار نخواهند کرد چه آنکه امروز هم، رییس جمهور این کشور رفیق فابریک ژاک شیراک و نخست وزیر این کشور دوست‌دختر(!) عربستان است ضمن اینکه تمام امکانات تبلیغاتی این کشور در دست ایشان می باشد (قابل ذکر است که این کشور به چاپخانه خاور میانه معروف است و نیمی از مطبوعات عربی در این کشور منتشر می شود و از دهها شبکه تلویزیونی این کشور تنها یک شبکه ازآن حزب الله است) و فرانسه و عربستان پول بیشتری برای اینگونه مسایل هزینه میکنند ولی ایران دارای محدودیتهای زیادی است و آخرین مشکل موجود برای حزب الله، بافت جمعیت ناهمگون شیعیان در این کشور است چراکه تمام 1.8 میلیون شیعه در این کشور در محدوده بسیار کوچکی ساکن شده اند (به علل تاریخی:فشار عثمانیها و استعمار و نیز فقر مالی) حتما تراکم مناطق شیعه نشین را در تلویزیون در ساختمانهای چندطبقه و کوچه های 3-2 متری دیده اید!

    ولی بسیاری از این موانع یا قابل رفع است و یا در انتخابات تاثیر چندانی ندارد و نیز فراموش نکنیم، روزی که شاهنشاه ایران جشنهای 2500ساله برگزار میکرد خوشبین ترین آدمها هم باور نمی کردند بزودی یک مرجع تقلید در ایران حاکم شود و روزی که جوانان ایرانی زیر آتش فانتومهای بعثی تکه تکه می شدند گمان نمی کردند یک روز در عراق حزبی بر سر کار بیاید که دوست صمیمی ولی فقیه آنها باشد (عبدالعزیزحکیم _رییس ائتلاف شیعه- با تمام وجود به ولایت فقیه اعتقاد دارد) و روزی که نتانیاهو، سرکار آمدن حماس را به ایستادن ایران بر دروازه های بیت المقدس تشبیه می کرد هرگز گمان نمی کرد که این کابوسش تعبیر شود!

    ... و آیا واقعا با این لطف الهی یک قدم دیگر به ظهور منجی نزدیک خواهیم شد.  انهم یرونه بعیدا و نریه قریبا

+ نوشته شده در چهارشنبه 29 شهریور1385 | توسط : ولی الله| |

عکس از حامد طالبی - راستی از لبنان برگشتهبرای کسانی که نمی‌خواهند یا نمی‌توانند عزت سید حسن نصرالله را در جهان ببینند:

امریکا و نوچه‌هایش تلاش می‌کنند تا با استقرار نیروهای بین المللی و یا حداقل ارتش لبنان در جنوب لبنان، برای مدتی هم که شده از دست موشک‌های حزب الله و این فضاحت تاریخی راحت شوند و بنشینند ببینند چه خاکی باید بر سر کنند.

این پیش‌نهاد بعد از آنی بود که در هفته اول پس از جنگ، امریکا و انگلیس خواهان استقرار ناتو در جنوب لبنان شده بودند. یعنی امریکا در عرض سه هفته این‌قدر مهربان شد که حاضر شد ارتش لبنان به‌جای ناتو  بیاید در جنوب مستقر شود.

71 درصد از 28200 نفر عرب که در نظرسنجی الجزیرة شرکت کرده اند، موافق باقیماندن حزب الله در جنوب لبنان بجای ارتش لبنان یا نیروهای بین المللی هستند.

بی‌چاره اسراییلی‌هایی که مجبور شده‌اند به مسافرت تعطیلات اجباری بروند. بی‌چاره بی‌چاره فرمانده‌ی ارتش اسراییل در شمال که برای خود چه آینده‌ای را ترسیم می‌کرد. دیروز به علت شکست‌های پی در پی برکنار شد.

بی‌چاره کسانی که در ایران به دنبال ایجاد تنش داخلی و طرح مسایل انحرافی هستند تا اتحاد بی‌مانند ملت و دولت ایران را برای استقرار ایران در مکان شایسته‌اش در باشگاه قدرت جهانی را بشکنند. بی‌چاره کسانی که دل‌شان نمی‌خواست اما مجبور شدند اسلام ناب محمدی را سربلند ببینند. بی‌چاره کسانی که آرزوی سقوط ایران را می‌کشیدند اما سربلندی و عزت امروزی ایران را شاهدند.

بی‌چاره کسانی که نام خمینی آزارشان می‌داد اما امروز مجبورند سخنان او را نه از جماران بلکه از صدها نقطه در سراسر جهان بشنوند. بی‌چاره کسانی که دل به نابودی انقلاب خمینی بسته بودند اما پس از رحلت‌اش سر برآوردن فرزندان خمینی را یکی پس از دیگری می‌بینند.

و بی‌چاره امریکا که روزگاری با اشاره‌ی کارمند سفارت‌خانه‌اش یک کشور زیر و رو می‌شد اما امروز کسی پشمی به کلاه‌اش نمی‌بیند. واقعا خیلی سخته!

+ نوشته شده در چهارشنبه 18 مرداد1385 | توسط : حمید| |

حزب الله از دیروز وارد چهارمین هفته‌ی مقاومت خود در برابر چهارمین ارتش دنیا شد. همه‌ی کسانی که در دل خود یک وجدان بیدار داشتند حزب الله را به خاطر مردانه‌گی و مقاومت جانانه‌اش ستوند. سید حسن نصرالله در عرض این سه هفته به محبوب‌ترین شخصیت جهان عرب تبدیل شد. واقعا کار شجاعانه و دل‌آورانه‌ای انجام دادند. اسراییل هم انصافا در نامردی و ناجوان‌مردی سنگ تمام گذاشت. در یک حمله به قانا 75 نفر زن و کودک بی‌دفاع را در لحظه‌ای نابود کرد. زیرساخت‌های لبنان را از بین برد و هر چه از سبعیت و درنده‌خویی در چنته داشت روکرد.

امروز رسانه‌های مکتوب و تصویری با یاری فن‌آوری‌های نوین اگرچه با سانسور اما گوشه‌ای از جنایت‌ها و مظلومیت‌ها، نامردی‌ها و جوان‌مردی‌ها، بزدلی‌ها و شیرمردی‌ها را به گوش جهانیان می‌رسانند.

اما برگردیم به دورانی نه چندان دور از کشور خودمان. امروز رسانه‌های مکتوب و تصویری با یاری فن‌آوری‌های نوین اگرچه با سانسور اما گوشه‌ای از جنایت‌ها و مظلومیت‌ها، نامردی‌ها و جوان‌مردی‌ها، بزدلی‌ها و شیرمردی‌ها را به گوش جهانیان می‌رسانند. مردم جهان چفیه به گردن می‌اندازند و برای کودکان لبنانی شمع روشن می‌کنند. امروز در جهان اسلام و جهان عرب و جهان غرب حتا کسان زیادی پیدا می‌شوند که دل‌شان به حال مظلومان لبنان می‌سوزد و در خیابان‌ها و یا نهان وجدان خود پیروزی حزب الله را آرزو می‌کنند.

اما ملت مظلوم ایران 8 سال با تمام دنیا جنگید و هیچ‌کس صدام را محکوم نکرد. ملت ایران با صدامی جنگید که دو ابرقدرت زمان‌اش یعنی امریکا و شوروی پشتی‌بان‌اش بودند و شصت و هشت کشور به او سلاح می‌فروختند. در کمپ اسرای ایران از 38 کشور اسیر وجود داشت. تمام کشورهای جهان به صدام کمک می‌کردند. کشور دوست و برادر فرانسه به صدام میراژ داد تا سقف دبستانی را در ایلام روی سر دویست دختر بچه‌ی بی‌گناه خراب کند اما هیچ‌کس نبود برای‌شان در خیابان‌های پاریس شمع روشن کند. کشور دوست و برادر عربستان به صدام هواپیمای AVAX هدیه داد تا هیچ نقطه‌ای از خوزستان شخم نزده باقی نماند. کشور دوست و برادر  آلمان به صدام صدها تن مواد شیمیایی داد تا "امشی" بسازد و از شر حشرات بغداد و کرکوک و سربازان ایرانی و مردم بی‌گناه سردشت راحت شود. حتی بورکینافاسو هم صدام و امریکا و شوروی را محکوم نکرد. ملتی مظلوم هشت سال در مقابل تمام جهان ابرقدرت‌ها ایستاد تا پس از آن حجت بر همه‌ی مسلمانان و شیعیان و مظلومین تمام شود. تا فردا کسانی پیدا نشوند و بگویند مقاومت در برابر اسراییل دیوانه‌گی است. مردم ایران در طول این دفاع مقدس صدها فاجعه‌ی قانا را تجربه کردند. "صفی الدین" نماینده‌ی حزب الله چند سال پیش به دانشگاه‌مان آمده بود. یکی با حیرت از او سوال کرد که این همه شجاعت و شهامت را از کجا آموخته‌اید؟! صفی‌الدین گفت ما این‌ها را از شما آموخته‌ایم!

سید حسن نصرالله اگر موشکی دارد که با آن سومین ناو مدرن جهان را می‌زند، رزمندگان ما مظلومانه با قایق موتوری به جنگ پیش‌رفته‌ترین ناو جهان رفتند.

چه کسی است تا بگوید سید حسن نصرالله شجاع‌تر از همت و باکری ما است؟ چه کسی است که بگوید تاکتیک‌های حزب الله بهتر از تاکتیک مقاومت 45 روزه خرم‌شهر ما است؟ سید حسن نصرالله اگر موشکی دارد که با آن سومین ناو مدرن جهان را می‌زند، رزمندگان ما مظلومانه با قایق موتوری به جنگ پیش‌رفته‌ترین ناو جهان رفتند. اگر حزب الله توانسته به موشک کاتیوشا و موشک‌های میان‌برد دست پیدا کند به ایران در جنگ حتی سیم‌خاردار هم فروخته نمی‌شد. بچه‌های جهان‌آرا 45 روز در برابر یک سپاه زرهی، مکانیزه و پیاده‌ی تازه‌نفس صدام با چند تا تفنگ ژ-3 و نارنجک و ساده‌ترین تجهیزات انفرادی مقاومت کردند.

بله سید حسن نصرالله خود را فرزندی از نسل خمینی می‌داند و این اعتقادی درست است.

در غفلت‌اند کسانی که تصور می‌کنند ایران باید از حزب الله درس بگیرد. بعد از واقعه‌ی عاشورا در سال 60 هجری در صحرای نینوا، هیچ‌گاه جنگی به عظمت و حماسه‌سازی و میدان‌گاه ایمان‌ها و اراده‌ها و خلوص‌ها مانند دفاع مقدس ما نبوده است. جنگی عظیم و پر حماسه که مانند گنجی در اختیار ما نهاده شده است. آیا ما لایق خواهیم بود؟ خدا می‌داند. حزب الله بزرگ‌ترین هنرش این بود که توانست از این گنج ما بهره‌ی کامل ببرد. مقاومت امروز لبنان شعاعی از جهاد مقدس ایرانیان است.

حزب الله حتی اگر به کلی نابود شود و نصر الله اگر شهید شود و لبنان با خاک یک‌سان شود هنوز به اندازه گوشه‌ای از جنگ ما حماسه و جنایت رخ نداده است. مطمئن باشند کسانی که در دل ترس و یا دل‌هره‌ای دارند، فاتحه‌ی امریکا و اسراییل در بهمن 57 خوانده‌شد وقتی که خمینی کبیر قدم در ایران گذاشت.

+ نوشته شده در پنجشنبه 12 مرداد1385 | توسط : حمید| |

حزب الله > اسراییل > دنیای عرب

هیکلی  وار ، غیرتی یوخ

در نقشه ای با این مقیاس، منطقه حزب الله با چشم غیر مسلح دیده نمی شود به چشم خود فشار نیاورید!

+ نوشته شده در یکشنبه 8 مرداد1385 | توسط : ولی الله| |

آخرين نوشته هاي وبلاگ

دستان خالی خوارج انقلاب اسلامی
چرا عمو سبزی فروش، کاریکاتور شد؟
طرح آشتی ملی
حفاظت از شخصيتها
بيانيه شماره 13 موسوي - روز قدس
دولت اصلاحات در 10دقيقه
سپاه پاسداران انقلاب اسلامي
آيت الله يوسف صانعي
تطبيق تاریخ خوارج و اغتشاشات اخير
كامل­ترين ليست كشته­شدگان افشا شد.
رای اعتماد به مجلس؟
اعترافات- خدمات صفایی فراهانی
سابقه اعترافات(مروری بر اعترافات علی افشاری)
امپراطوریِ رسانه در افغانستان هیچ­کاره است.
وزير زن در حكومت امام خميني

نوشته هاي برگزيده

یک نامه به یاسمن
سریال لاست LOST
ايستاده بمير
وبلاگ چنگيزخان مغول
سوهان حاج حسين
نزدیکی با امریکا!
کساني که احمدي نژاد را بقدرت رساندند
ما انقلابی عمل نکردیم
هر بسيجي يک وبلاگ
دكتر مصدق
آزمون ورودي نهضت آزادي!
برنده نهایی خاورمیانه کیست؟
وقتي نهضت آزادي حزب اللهي بود
مقایسه انقلاب ایران، روسیه و فرانسه
هلوکاست
جمعیت شناسی شیعه