نسل خمینیو اکنون قرن خمینی ...
با تغییر شکل تهاجم غرب علیه جمهوری اسلامی، بسیج نیز امروز وظایف و راهبرد جدیدی دارد. فضای رسانه و اینترنت که شکلدهنده فضای عمومی افکار مردم است عرصهی جدید بسیج است که پیرو فرمایشات اخیر ولیفقیه، باید سرلوحهی برنامههای بسیج قرار گیرد.
پیرو حملات روانی و جو سازی علیه این نهاد آسمانی در قالب بیانیه، لازم دیدم نظرات امامخمینی دربارهی این تشکل مردمی را به مدعیان دروغین خط امام یادآوری کنم تا اختلاف ادبیات آن بزرگوار با ادبیات امریکایی این بیانیهها روشن شود؛
من تا آخر پشتيبان ارتش و سپاه و بسيج خواهم بود و تضعيف آنان را حرام ميدانم. صحيفه نور ج21 ص118- 28/1/68
فرق سرسپرگان غرب و خمینی در خصوص بسیج. خميني يكه و تنها هم بماند به راه خود كه راه مبارزه با كفر و ظلم و شرك و بتپرستي است ادامه ميدهد و به ياري خدا در كنار بسيجيان جهان اسلام‚ اين پابرهنه هاي مغضوب ديكتاتورها‚ خواب راحت را از ديدگان جهانخواران و سرسپردگاني كه به ستم و ظلم خويشتن اصرار مينمايند سلب خواهد كرد. صحيفه نور ج 20 ص113: 6 /5/66
به شما اطمينان بدهم كه تا زنده هستم و تا رمق در جسم و جان دارم‚ از حمايت و دعاي خير براي شما دريغ نخواهم كرد. صحيفه نور ج 21 ص18: 26/6/67
جهنم، وعدهی غافلان از بسیج. من دست يكايك شما پيشگامان رهايي را ميبوسم و ميدانم كه اگر مسئولين نظام اسلامي از شما غافل شوند‚ به آتش دوزخ الهي خواهند سوخت. بار ديگر تاكيد ميكنم كه غفلت از ايجاد ارتش بيست ميليوني‚ سقوط در دام دو ابرقدرت جهاني را به دنبال خواهد داشت. صحيفه نور ج 21 ص53: 2 /9/67
اينجا پاسدارهاي ما شرافت دارند بر كاخنشينها‚ اينجا بسيجيهاي ما و امت ما شرافت دارند بر تمام كاخنشينهاي عالم. صحيفه نور ج 20 ص50: 29/8/65
فتح جهان توسط بسیج. بايد بسيجيان جهان اسلام در فكر ايجاد حكومت بزرگ اسلامي باشند و اين شدني است‚ چرا كه بسيج تنها منحصر به ايران اسلامي نيست‚ بايد هستههاي مقاومت را در تمامي جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ايستاد. شما در جنگ تحميلي نشان داديد كه با مديريت صحيح و خوب ميتوان اسلام را فاتح جهان نمود. صحيفه نور ج 21 ص53 : 2/9/67
حفظ دانشگاه و حوزه توسط بسیج. امروز دانشگاه و حوزه از هر محلي بيشتر به اتحاد و يگانگي احتياج دارند. فرزندان انقلاب به هيچ وجه نگذارند ايادي آمريكا و شوروي در آن دو محل حساس نفوذ كنند. تنها با بسيج است كه اين مهم انجام ميپذيرد. صحيفه نور ج 21 ص53: 2/9/67
افتخار بسیجی بودن. من همواره به خلوص و صفاي بسيجيان غبطه ميخورم و از خدا ميخواهم تا با بسيجيانم محشور گرداند‚ چرا كه در اين دنيا افتخارم اين است كه خود بسيجيام. صحيفه نور ج21 ص52: 2/9/67
بسیج جهانی و اعتقادی. جنگ ما جنگ عقيده است و جغرافيا و مرز نميشناسد و ما بايد در جنگ اعتقاديمان‚ بسيج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازيم‚ صحيفه نور ج 20 ص 236: 29/4/67
+ نوشته شده در دوشنبه 9 آذر1388 | توسط : ولی الله||
تاریخ خونبار شیعه با مظلومیت آغاز شد و سراسر آن نهضت زیر زمینی بوده است. حتی بارها ائمه فرمودند کسی که تقیه ندارد دین ندارد و البته بارها وعده پایان این دوره را داده اند. حوادث تاریخی گویای آن است که این دوران رو به پایان است. حرکتی که امام خمینی آغاز کرد، نوید پایان مظلومیت شیعه را میدهد. شاید در تحلیل عرفانی بتوان همهی بار انقلاب اسلامی را بر دوش رهبر آن گذاشت و این تغییر عظیم در تاریخ شیعه را ثمره جهاد او تعبیر کرد ولی در بررسی جامعهشناسانه بیشک اگر نبود حرکت خواص در این مسیر، این لطف الهی شامل شیعیان نمیشد. بهرحال چنان مظلومیت و حقانیت در تاریخ شیعه به یکدیگر تنیده که ناخودآگاه برای شیعیان تبادر یکسانی پیدا کردهاند. لذا هرجا حقی را میبینند حتما باید مظلومیتی را هم بر آن تصور کنند. هرچند پایان بسیاری از این مظلومیتها به فرج نهایی امام عصر حواله داده شده است ولی به نظر من امروزه این مظلومیت به حداقل خود در تاریخ رسیده است.
بنظر من اگر اغلب خواص و عوام شیعه امروز بیدار نبودند میراث خمینی 20سال بعد از او، هر روز سرافرازتر نمیشد. ولی همان عادت 1300 سالهی شیعه، باعث شده همچنان حق را تنها و بییاور تصور کنند، انگارهای تاریخ که از حادثه سقیفه نشات گرفته و در کربلا به اوج رسید و امروز شیعیان هنوز باور نکرده اند که رو به پایان است.
البته واضح است که هنوز حق در تفوق کامل نیست و در مظلومیت است، چه آنکه اگر امروز 313 عمار داشتیم که ظهور امام عصر رخ میداد ولی مطمئنا شیعه در اوج قدرت خود در طول تاریخ میباشد و این به خاطر بیداری اکثریت متدینین و خواص است.
[1] این عنوان را انتخاب کردم در جواب پوستر "أینَ عَمّار" که تداعی کنندهی بییاور بودن رهبر انقلاب است.
+ نوشته شده در یکشنبه 1 آذر1388 | توسط : ولی الله||
گروهی گویا خط خوارج را در انقلاب اسلامی پیش گرفته و بر نگاهی ارتجاعی از انقلاب و امام بسیار مصرّ هستند. این گروه که البته در زمان خود حضرت امام علم اختلاف و تفرقه را بلند کردند و از حزب جمهوری اسلامی انشعاب کردند و راست و چپ را درست کردند بعد از رحلت حضرت امام نتوانستند در مقابل موج مردم در حمایت از رهبری و ولایت آقای خامنهای مقاومت کنند. آنان به ظاهر به دایره سکوت رفتند ولی کینه دیرینهای که از آقای خامنهای و توجه ویژه امام به آقای خامنهای در دل داشتند، در سینه نهفته نگه داشتند ولی خط خود را جدا کردند و روز به روز به راه انحرافی خود بیشتر جلو رفتند.
آنان همواره نام امام را سپر بلای خود کرده و به گونهای حق بجانب حضرت امام و خط امام را به نفع خود مصادره میکنند. گویی امام هرگز صحابهای جز کروبی و موسوی و هاشمی و موسوی خوینیها نداشتهاند. همان گونه که چنان از تسخیر لانه جاسوسی سخن گفتند کانه هیچکس دیگر بجز عباس عبدی و معصومه ابتکار و امینزاده و اینها جزو بالاروندگان از دیوارهای لانه نبودند.
این عده همواره با شارلاتانبازی خود را حقبجانب و مظلوم جا زدهاند و بیش از همه از پستان مملکت مکیدهاند و بیش از همه نمکدان شکستهاند. آقای خامنهای همیشه حرمت آنان را نگه داشته است و ملاحظه خط و جناحشان را نکرده است ولی این عده به خاطر همان نمکنشناسیشان هرگز ولایت آقای خامنهای را به رسمیت نشناختهاند اگر چه همیشه در سایه بزرگواری و کرامت ایشان زیستهاند. در حقیقت آنان حیات سیاسی خویش را بیش از هر چیز و هر کس مرهون لطف شخصی رهبری بودهاند و الا بودهاند قرینههای آنان در سوی دیگر که یک شبه طومار آنان را در هم بپیچند.
امروزه و پس از آن همه جنایت سیاسی که به میانداری میرحسین موسوی رخ داد حضرات توانستهاند در بیت حضرت امام بیتوته کنند. سید حسن خمینی که علیرغم توصیههای حضرت امام و حاج سید احمد خمینی اکنون در زمره مخالفان رهبری قرار گرفته این راندگان و مغضوبان مردم و رهبری را در خانه امام جا داده و حیثیت امام را برای جلوگیری از ورشکستگی کامل آنان به حساب خالیشان واریز کرده است.
سایت جماران که ظاهراً بهنام نشر افکار و تعظیم امام خمینی و انقلاب اسلامی تاسیس شده است عملاً برای اعاده حیثیت از میرحسین موسوی و خوارج زمانه تمام قد وارد کار شده است. حال سوال این است که مگر شخصیت خمینی کبیر میراثی است که سید حسن خمینی مالک آن است؟ مگر سید حسن خمینی میتواند شخصیت و افکار حضرت امام و قداست و عظمیت امام را فدای اغراض خونین یکمشت هفتتیرکش سیاسی کند؟
جالب است که سایت جماران که به نام امام خمینی ایجاد شده و تفسیر تحریفشده بخش کوچکی از نظرات حضرت امام در باب وحدت را با آب و تاب طوری مطرح میکند که گویی امروزه نظام باید دست میرحسین و کروبی و خاتمی را به خاطر آن همه جنایت ببوسد، اساساً به بزرگترین محصول حیات طیبه امام یعنی ولایت فقیه هیچ اشارهای ولو کوچک نمیکند. اشاره نکردن به ولایت فقیه امروز توسط مدعیان خط امام بزرگترین خیانت به خط امام و انقلاب اسلامی و خون آن همه شهید است و هرگز بخشودنی نیست. مسجد ضرار یعنی همین که امام خمینی قلابی درست کنی و در مقابل امام خمینی واقعی قرار دهی. یعنی به اسم امام تفکر اساسی امام یعنی ولایت فقیه را تضعیف کنی.
از دید خوارج انقلاب اسلامی، ولایت فقیه در برابر اغراض و شهوات سیاسی و قدرتطلبی آنان، اساساً چیز قابل توجه و قابل احترامی نیست.
+ نوشته شده در جمعه 22 آبان1388 | توسط : حمید||
بسیج میقات پابرهنگان و معراج اندیشه پاک اسلامی است - بسیج لشکر مخلص خدا ست
حضرت امام خمینی
بسیج در درجه اول یک نهاد فرهنگی است که فرمان تشکیل ان بوسیله حضرت امام خمینی صادر شد.
عزیزان بسیجی شما منتخبین حضرت امام و منصوبین به ایشان هستید مبادا اعمال و رفتاری از شما سر بزند که از روی احساسات و عصبانیت باشد در رفتارتان همانند حضرت علی باشید و کارهایی نکنیم که دشمن از آنها سوئ استفاده نماید !
در برخورد با تجمعات غیر قانونی به این فکر کنید که کسانی که در این اعتراضات شرکت می کنند اولا" هموطن ما دوما" مسلمان سوما" شیعه چهارما" کسانی هستند که بوسیله دیگران اغفال شده هستند و چیزهایی که شما می دانید انها نمی دانند به همین جهت تا سر حد امکان با آنها مهربان باشید و کاری نکنیم که دلیلی برای اعمال ناپسند آنها باشد.
در اکثر وبلاکها و اخبار دیگری که شنیدم متاسفانه بعضی به نام بسیجی و حتی تعدادی از بسیجیان عزیز که توجیه نشده اند دست به کارهایی می زنند که محرک محسوب می شود و با فلسفه وجودی بسیج سازگار نیست.
رئیس قوه مقننه هم این را متذکر شده اند . که ناشی از همین اخبار می باشد.
البته از این سخن هم نگذریم که اگر بسیج نبود اشوب طلبان و بردگان صهیونیسم و امریکا تهران را به آتش می کشیدن و دوشا دوش نیروی انتظامی فتنه مادی پرستان و فریب خوردگان را به ارامش و امنیت ملت تبدیل کردنند - من به نوبه خود از انها و زحماتشان تشکر می کنم .
+ نوشته شده در دوشنبه 1 تیر1388 | توسط : نویسنده مهمان||
وقتی کسی مثل کرباسچی برای فقرا گریه می کنه !
وقتی کسی مثل به اصطلاح خانم معتمد اریا که در سفر به امریکا گفته بود با گرفتن سکس و مشروب و .... سینمای ایران به این روز افتاد و ویران شد ؟! نماد زن فرهنگی موسوی می شود !
وقتی ........... حالا بگذریم!
نمي دونم شما فيلم وحشتناكي كه از محفل خصوص اين خانم به اصطلاح بازيگر بيرون آمده است ديده ايد ؟! يعني اقاي موسوس از اين فيلم خبر ندارد ؟! که با ان وضع فجیع همراه چند نفر دیگر محمد جهانرا را مسخره کردنند ؟ !
بعد خانم اقاي موسوي كنار ايشان مي نشينند و صحبت مي كنند ؟! و براي بانوان پاك دامن ما خط و خطوط ترسيم مي كنند ؟
البته آقای موسوی که نخست وزیر جنگ بوده و خودش می گوید حامی جنگ و رزمندگان بوده ؟! شاید ایشان محمد جهانرا را نمی شناسند که هتاکان به بهترین فرزندان این انقلاب و کشور برایشان عزیز شده است ؟!
و از سوی دیگر چرا اقاي موسوي با اين وجود غيرتي مي شود كه چرا احمدي نژاد پرونده خانم من را در دست دارد و مي گويد اگر اهل قانوني چرا خانمت بدون ايكه كارشناس ارشد باشد دكتري مي خوانده چرا ايشان بدون پيمودن مراحل قانوي عضو هيئت علمي دانشگاه شده ؟ چرا بعد رئيس دانشگاه شده ؟حالا احمدی نژاد عاشق قدرت است یا شما که به هر ابزاری دست می زنید تا به قدرت برسید ؟
+ نوشته شده در سه شنبه 19 خرداد1388 | توسط : نویسنده مهمان||
يادش بخير بچه كه بودیم همیشه با داداش بزرگم كه استقلالي بود دعوا ميكردم. چه كِيفي ميداد وقتي پرسپوليس ميبرد! يادش بخير سلطان علي پروين! البته هيچوقت توفيق زيارت ورزشگاه آزادي را پيدا نكردم شنیدم اين امام زاده شفا نميدهد بلكه كور ميكند.
اگر قرار باشد روزي ميزان نفوذ اين انقلاب را در زمينههاي مختلف بسنجيم مطمئنا كمترين نمره را فوتبال خواهدگرفت. از آنجا كه اساس اين ورزش در كشور ما بر حب شهرت و مال و تعصبات جاهليت است اصلاح آن تقريبا غيرممكن است. به قول آن بنده خدا؛ آدم شدن محال است! چرا كه افراد داخل فوتبال تنها دغدغهاي كه ندارند بحث
اخلاق و انسان سازي و... است.بعضي وقتها كه بچه حزباللهيها را مي بينم به اين دام افتاده اند و تلاش مذبوحانهاي براي اصلاح آن ميكنند دلم برايشان ميسوزد. دلم ميخواهد به اين دوستان(محمدحسن انصاريفر، حبيبكاشاني و...) بگويم: "برادر! اينجا جاي شما نيست و اصلاح اين بنيان با پيرايش برگها ممكن نيست."
اگر پرسپولیسی می موندم احتمالا این شکلی میشدم!
در اين شرايطي كه قواعد حاكم بر فضاي فوتبال و ورزشگاههاي ما اين چنين است كدام انسان عاقلي حاضر است ناموس خود در مقابل اين همه فحشهاي ركيك قرار دهد و مربي تيم ملي شود! تو رو خدا صحبتهاي امام خميني با فوتباليستها را بخوانيد، ببينيد شعار توپتانكفشفشه و اصلا كل فوتبال ما چند هزار فرسنگ از آن دور است!
بنظر من بعد از اين انقلابِ ساخت و ساز ورزشگاه توسط عليآبادي (كه ضروري هم بود) آقاي احمدينژاد بايد در دور بعدي رياست جمهوري يك كارشناس ورزشي اخلاقمدار را به رياست سازمان بگمارد تا انشاءالله به آرمانها امام خميني نزديكتر شويم.
بيانات امام خميني در جمع اعضاي تيم هاي فوتبال منتخب تهران
بسم الله الرحمن الرحيم
من خودم ورزشكار نيستم اما ورزشكارها را دوست دارم.((احب الصالحين و لست منهم)) از خداي تبارك و تعالي خواهانم كه شما جوانان را كه ذخيره اين كشور هستيد و مايه اميد ملت و اسلام هستيد هر چه بيشتر موفق كند كه در همه ابعاد انساني ورزش كنيد. يك بعدش آن بعدي است كه شما متخصص در آن هستيد و اميد است كه بعدهاي ديگري هم كه انسان دارد و انسانيت دارد در شما رشد كند. ورزشكارها هميشه اينطور بودند كه يك روح سالمي داشتند‚ از باب اينكه توجه به شهوات نداشتند‚ توجه به لذات نداشتند‚ توجه به يك فعاليت جسمي داشتند كه عقل سالم در بدن سالم است. شما اگر دقت كنيد در حال جوان ها و طبقات جامعه مي بينيد كه آنهائي كه در عيش و عشرت مي گذرانند‚ حقيقتا عيش و عشرت نيست. بدن ها افسرده‚ روح ها پژمرده و كسالت سرتاپاي آنها را گرفته است. اگر دو ساعت عشرت مي كنند‚ بيست و دو ساعت در ناراحتي آن هستند و آنهائي كه اهل خدا هستند‚ توجه به خدا دارند‚ ورزش جسمي مي كنند و ورزش روحي‚ آنها در تمام مدت‚ اشخاصي هستند كه پژمردگي در آنها نيست‚ افسردگي در آنها نيست و اين نعمتي است از خداي تبارك و تعالي كه خداوند نصيب همه بكند انشاي الله .
شما نمونه باشيد در كشورهاي ديگر كه شماها از جمهوري اسلامي هستيد. ما امروز احتياج به اين داريم كه اسلام را در هر جا تقويت كنيم و در هر جا پياده كنيم و در مملكت خودمان اسلام را به جاهاي ديگر به آن معنايي كه در مملكت الان حاصل شده است صادر كنيم. يكي از وجه صدورش همين شما جوان ها هستيد كه در ساير كشورها مي رويد و جمعيت هاي زيادي به تماشاي شما مي آيند‚ به تماشاي قدرت هاي شما مي آيند. بايد طوري بكنيد كه اين جمعيت هاي زياد را دعوت كنيد عملا به اسلام. در اعمالتان‚ در رفتارتان‚ در كردارتان طوري باشد كه نمونه باشيد براي جمهوري اسلامي و جمهوري اسلامي با شما به جاهاي ديگر هم انشاي الله برود.
همه موفق و مويد باشيد و ادامه بدهيد به كارتان و همانطوري كه آقا خواندند و گفتند همانطوري كه در ورزشكاري داريد قدم بر ميداريد‚ براي ملت تان هم قدم برداريد و اين هم براي ملت است‚ لكن امروز احتياجات زيادي ملت دارد‚ پشت جبهه ها‚ در خود جبهه ها و شما بازوان قدرتمند اين جامعه هستيد.
و ما در بين دولت هاي مرتجع و دولت هايي كه مردم را مي خواهند چپاول كنند‚ ما در بين دولت ها منزوي هستيم براي اينكه آنها همه بر ضد ما هستند‚ لكن بين ملت ها اينطور نيست. ملت ها باحقند‚ ملت ها با چيزهايي هستند كه‚ ارزش هايي هستند كه ارزش هاي انساني است. اين دولت ها هستند كه بسياري از آنها از اين ارزش هاي انساني هيچ اطلاعي ندارند. شماها هم - با ملتها- وقتي كه آنجاها ميرويد با ملتها تماس داريد و ملت ها به تماشاي شما مي آيند‚ همانطوري كه عرضه مي داريد ارزش هاي بدني خودتان را‚ قدرت هاي بدني خودتان را‚ براي ايران ارزش قائل مي شويد و ارزش ايران را به آنها نمايش مي دهيد‚ ارزش هاي اخلاقي‚ ارزش هاي اعمالي‚ ارزش هاي عقيدتي‚ اينها هم توسط خود شما انشاي الله در آنجاها منتشر بشود و در اين ايران هم كه هستيد به خدمت اين جامعه باشيد. جامعه ما احتياج به جوان ها دارد و خدمت جوان ها. اسلام امروز احتياج دارد به اينكه اين جوان ها كه در اينجا هستند و زورمند هستند‚ قدرتمند هستند و قدرت خوبي هم دارند‚ اينها همه كوشش كنند تا اين كشور از شر مفسدين نجات پيدا كند. خداوند همه شما را موفق و مويد و منصور كند و براي ما نگهدارد شما را. والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته
صحيفه نور ج 16 صفحه 61
+ نوشته شده در چهارشنبه 2 اردیبهشت1388 | توسط : ولی الله||
پروفسور حمید مولانا چهره برجسته رشتههای روابط بین الملل و ارتباطات در سطح جهانی است و به مدت 50 سال در آمریکا، اروپا و بسیاری از دانشگاههای مهم دنیا به تدریس و تحقیق مشغول بوده است. او بنیان گذار اولین و قدیمیترین برنامه آموزشی و پژوهشی ارتباطات جهانی (سال 1968 میلادی- 1347شمسی) در دانشگاههای آمریکا است. وی بیش از 30 کتاب نوشته که به زبانهای مختلف ترجمه شده است (فهرست آثار). پروفسور مولانا مشاور چندین سازمان بینالمللی از جمله سازمان ملل و یونسکو است. چند سال قبل در مراسم تجلیلی که از وی و آثار علمیاش از طرف استادان روابط بین المللی در آمریکا صورت گرفت، به عنوان استاد ممتاز و ارشد انجمن مطالعات بین المللی که سازمان علمی استادان و پژوهشگران این رشته در سطح جهانی میباشد، انتخاب شد. در این مراسم اساتید زیادی که برخی از آنها روزگاری شاگردان خودش بودند با ارایه مقاله و سخنرانی از جایگاه علمی او تجلیل کردند. او همچنین به مدت چندین سال رییس انجمن بین المللی پژوهش در علوم ارتباطات بوده است...
چندی پیش در اقدامی که با سکوت و بهت کامل آمریکاییها و اعتراض برخی داخلیها مواجه شد استادی مسلم در روابط بینالملل را که 50 سال از عمر 70سالهی خود را در قلب سیاسی آمریکا در دانشگاهی به فاصله 15 دقیقه با کنگره و در رشتهیی کاملا منطبق با اهداف و منافع آمریکا طی کرده به سمت مشاور رئیس جمهور منصوب شد. سفیری که با استفاده از شهرت علمی خود میتواند آزادانه به همهجا سفر کند و پیام اسلام و انقلاب را به همگان برساند. احمدینژاد هم، چنین ظرفیتی را تشخیص داده و دانسته که کار در محیط جهانی نیاز به طراحانی با ظرفیتهای جهانی دارد.
پرفسور مولانا که برخی از صاحبمنصبان دولتی، نظامی و رسانهای آمریکا، اروپا و جهان عرب شاگردان و یا همکاران او بودهاند در حالی تصمیم به ترک آمریکا، آمدن به ایران و مشکلات زندگی در ایران و پیوستن به دولت در 72 سالگی گرفت که با این کار در عمل مرز خود را با آمریکاییها کاملا روشن کرد. در داخل کشور نیز در مقابل دشمنان دولت، بار احمدی نژادی بودن را به دوش کشیده و به این عمل هم افتخار میکند.
مولانا که عمر خود را در مطالعه مباحث اجتماعی در غرب سپری کرده است پس از همراهی رییس جمهور در چند سفر استانی، دموکراسی غربی را در مقابل مردم سالاری دینی ایران خوار معرفی کرد.
در این میان، دوستان امریکا پرست که فریاد فنسالاری آنها گوش فلک را کر کرده بود شروع به انتقاد از دولت کردند که چرا یک شهروند امریکایی در دولت ایران راه پیدا کرده است! جالبتر اینکه کسانیکه مشاوران و همکاران سابقشان سر از کاخ سفید در آوردند و حقوق بگیر سیا شدند و...، دلایلی را هم سرهمبندی کردهاند تا ثابت کنند که مولانا جاسوس سازمان سیا است!
کسانی که با چندین میلیارد تومان از بیتالمال، مراکز به اصطلاح تحقیقاتی باران و ... را ساختند یا تقویت کردند امروز بخاطر کمک 300میلیون تومانی (بقول بابام قیمت خرید دوتا کامیون!) به مرکز تحقیقاتی این دانشمند بزرگ، فریاد برآوردند که وا اسلاما... وا جامهی عثمانا! وا پول نفتا!
او اکنون از نظر مخالفان احمدینژاد (سایتهای تابناک، فردا، آفتاب، اعتماد و ... ) بشدت مغضوب علیهم است. علت آن هم نه بخاطرِ بیسواد بودن، جاسوس بودن، ریاکار و منافق بودن، بیاعتبار بودن در امریکا، شهروند امریکا بودن و غیره است بلکه فقط به این علت است که او احمدینژاد را پیرو راستین خمینی میداند و راه خمینی را تنها راه نجات جهان معرفی میکند.
+ نوشته شده در جمعه 11 بهمن1387 | توسط : ولی الله||
مقام معظم رهبري در ديدار اخير با رياست محترم جمهوري و اعضاي هيأت دولت، با اشاره به جهتگيريهاي ارزشي و انقلابي دولت نهم تصريح كردند: «با روي كار بودن يك دولت حزباللهي و ریيس جمهور مكتبي، زمينه براي حركت عميق فرهنگي بيش از پيش فراهم است و همه دستگاههاي مسؤول اعم از وزارت ارشاد، صدا و سيما، سازمان تبليغات اسلامي، وزارت علوم، وزارت آموزش و پرورش و وزارت بهداشت، درمان وآموزش پزشكي بايد در جهت ارتقاي ارزشهاي اخلاقي و ايمان ديني جامعه بهطور جدي تلاش كنند
واقعيت اين است كه طي دو دهه گذشته، براثر غلبه مسائل اقتصادي و فضاي سياستزده بر مسايل فرهنگي، اين حوزه مورد نامهرباني قرار گرفته بود و بخش قابل توجهي از فعاليتهايي نيز كه در اين عرصه صورت ميگرفت، به رغم برخورداري از صبغه فرهنگي، جهتگيري ارزشي نداشت و چهبسا در اثر سهلانگاري و سياستهاي نادرست برخي متوليان امر، نتايجي ناگوار بهبار ميآورد. نگاهي گذرا به اوضاع فرهنگي ساليان اخير بهويژه در دوراني كه ديدگاه «تساهل و تسامح» در مهمترين نهاد متولي فرهنگ جامعه حاكم بود و بررسي جرايدي كه با ارتزاق پيدا و پنهان از بودجه بيتالمال، به شبههافكني درباره شاخصترين مباني ديني و اعتقادي ميپرداختند، به خوبي وضعيت نامطلوب فرهنگ در آن زمان را نشان ميدهد. پس از انتخابات سوم تير 84 و رويكار آمدن دولتي خدمتگزار، انتظار اين بود كه در عرصههاي گوناگون تحولاتي چشمگير اتفاق افتد و قطار انقلاب در مسيري صحيح با شتابي مضاعف به حركت خود ادامه دهد. تحول مورد انتظار در بسياري از جهتگيريها و اقدامات دولت در عرصههاي داخلي و خارجي نمود يافت و كام ملت و دوستداران انقلاب را شيرين كرد، به گونهاي كه مقام معظم رهبري بارها و بارها در مناسبتهاي مختلف از قوه مجريه و شخص ریيس جمهور تمجيد و در حرم مطهر رضوي(ع) بر «حمايت خاص» خويش از دولت نهم تصريح كردند؛ اما اين تحول در حوزه فرهنگ از شتابي شايسته برخوردا ر نشد و به همين سبب، هزينه معنوي سنگيني را در پي داشت و آن گلايه مقام معظم رهبري از دولت محترم بود. معظمله در ديدار چندي پيش با مسؤولان اجرايي با انتقاد از عدم توجه كافي به مسأله فرهنگ، خطاب به دولتمردان فرموده بودند: "از بخش فرهنگ، رفع مظلوميت كنيد. بخش فرهنگ، انصافاً بخش مظلومي است. الان در گزارش آقاي رئيس جمهور، اصلاً اسمي از فرهنگ نيامد؛ يا در اين اولويت بنديها اين اولويت فداي اولويتهاي ديگر شد و آنها تقدم پيدا كرد كه در كوتاهي وقت، بيان بشود! اين مظلوميت است ديگر."
خوشبختانه پس از گلايه رهبر معظم انقلاب، دولت ارزشي و در را‡س آن رئيس جمهور محترم، عزم خود را جزم كردهاند تا رضايت بيش از پيش قائد عظيمالشأن را در عرصه فرهنگي نيز كسب كنند و با اراده و ا خلاصي كه در آنها وجود دارد، اميد است كه اقدامات اساسي و زيربنايي در اين زمينه هم شتاب گيرد. نكتهاي كه بايد در نظر داشت، اين است كه كارهاي فرهنگي، برخلاف فعاليتهاي عمراني و اقتصادي - كه بسيار زود به بار مينشينند - عمدتاً غيرملموس و ديربازده هستند و شايد اين واقعيت، يكي از دلايل كمتوجهي به مقوله فرهنگ باشد؛ غافل از اين كه آنچه دشوارتر بهدست ميآيد، ماندگاريبيشتري دارد و فعاليتهاي فرهنگي نيز در زمره اين دستهاند.
نكته ديگري كه بايد مورد توجه قرار گيرد، زيربنا بودن فرهنگ براي همه ابعاد فعاليتهاي يك نظام است. چنانچه در جامعهاي فرهنگ در مسير صحيح قرار گيرد، ديگر عرصهها نيز همگام با آن در مسير بهبود و صلاح پيشرفت ميكنند و اگر فرهنگ ناسالم، گسترش يابد و فرهنگسازي مطلوبي انجام نشود، آن جامعه در همه ابعاد رو به تباهي خواهد رفت. نگاهي كوتاه به وضعيت جامعه در ابعاد گوناگون نشان ميدهد در هر حركتي كه براساس فرهنگ غني اسلامي و ايراني بنيان نهاده شده، موفقيتهاي فراواني بهدست آمده است .
مسأله قابل توجه ديگر اين است كه قدر و منزلت فعاليتهاي فرهنگي بيش از هر چيز به كيفيت و جهتگيري ارزشي آنها بستگي دارد.
ترديدي نيست كه عدد و رقم به تنهايي به كار فرهنگي بها نميدهد و ارزش فعاليتهاي فرهنگي قبل از هر چيز به جهتگيري و نتايج آنها بستگي دارد؛ بنابراين صرف وجود و يا راهاندازي تعداد فراواني روزنامه، فرهنگسرا، ورزشگاه، دانشگاه و ... ارزشي ندارد، بلكه اين مقولات فقط در صورتي ارزشمند محسوب ميشوند كه از ابتدا جهتگيري درستي بر مبناي اصول ناب اعتقادي داشته باشند و در مسير صحيح مورد استفاده قرار گيرند و خوشبختانه دولت نهم به خوبي به اين واقعيت توجه دارد.نكته با اهميت ديگر اين كه رئيس جمهور محترم با توجه به رياست خود بر شوراي عالي انقلاب فرهنگي بهعنوان مركز مهندسي فرهنگي كشور، ميتواند با تقويت اين شورا استراتژي كاربردي نظام در عرصه فرهنگ را تهيه و همه نهادها و سازمانهاي مربوط را ملزم به حركت در مسير تحقق اهداف تعيين شده نمايند.
آنگونه كه از عزم جدي «دولت حزباللهي» و «رئيس جمهور مكتبي» پيدا است، بهزودي شاهد اقدامات اساسي در جهت تحول فرهنگي خواهيم بود و توفيق روزافزون در اين زمينه، نيازمند همكاري همه قواي سهگانه و ملت دينباور است.نویسنده مرتضا رضاییان.
+ نوشته شده در یکشنبه 22 مهر1386 | توسط : نویسنده مهمان||
نيروهاي مسلح در جمهوري اسلامي ايران، افزون بر دفاع از آب و خاك ، وظيفه پاسداري از آرمان ها و ارزش هاي اسلامي را نيز بر عهده دارند و از همين رو در مقايسه با همتايان خود در نظام هاي سياسي ديگر از جايگاهي بس والاتر برخوردارند. در كشورهاي ديگر اين نيروها به طور معمول ابزاري در مسير تحقق اميال مادي و خواست هاي قدرت طلبانه حاكمان مي باشند؛ اما در نظام مقدس جمهوري اسلامي به چشمان تيزبيني مي مانند كه با تربيت ديني و سرپرستي ولي فقيه عادل و آگاه به زمان، از كليت نظام و خون هاي پاك شهدا پاسداري مي كنند. مقايسه اي اجمالي بين سران نظامي رژيم طاغوت از جمله ارتشبد ازهاري، آريانا، اويسي از يك سو و سرداران متعهد در نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي از سوي ديگر به خوبي مدعاي مذكور را ثابت مي كند. در آن سو، خود باخته اي چون آريانا چنان در فساد و تباهي فرو مي رود كه به گمان باطل خويش ، نابودي اسلام را به آرزو مي نشيند و تاكيد مي كند بايد ريشه دين و اهل بيت (ع) را در اين مملكت خشكانيد ... و در اين سو فرماندهان رشيدي از متن مردم انقلابي حضور دارند كه تعهد، تدين و مردمي بودن را به درستي در رفتار و گفتار خويش معنا كرده اند و دغدغه اي جز پاسداري از آرمان هاي ديني در ابعاد گوناگون آن ندارد. در اين ميان، مواضع و عملكرد رئيس محترم ستاد كل نيروهاي مسلح به سبب جايگاه و مسئوليت خطيري كه بر عهده دارد، بازتاب چشمگيري در عرصه هاي داخلي و خارجي دارد و مواضع و سخنان ايشان چنان آگاهانه و مدبرانه است كه همواره، اطمينان و لگرمي را براي علاقه مندان و خدمتگزاران راستين نظام و انقلاب – چه در داخل و چه در خارج – به ارمغان مي آورد و دشمنان دين و ملت را نااميدتر از گذشته مي كند. بررسي مجموعه عملكردها و مواضع اين سردار رشيد سپاه اسلام نشان مي دهد كه او سربازي آگاه و فداكار براي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و بازويي پر توان براي ولي فقيه زمان است كه همسو با مقتدا و همگام با ملت خويش براي اعتلاي نام ايران و اسلام تلاش مي كند.
با روي كار آمدن دولت نهم نيز سردار فيروز آبادي در موقعيت هاي گوناگون، هم آوا با كاروانسالار انقلاب، برنامه ها و جهت گيري هاي اصولي دولت نهم را با صراحت و شفافيت موردتقدير قرار داده و به سهم خويش باعث دلگرمي بيش از پيش خدمتگزاران ملت و خنثا شدن فضاي تبليغاتي دشمنان شده است. در آخرين اين موضع گيري ها ، ايشان در مراسم صبحگاه ستاد كل با تمجيد از دولت نهم، تصريح كرد:"از ويژگي هاي ممتاز دولت محبوب و مشهور دكتر احمدي نژاد اين است كه شعارهاي حضرت امام را زنده كرده و سياست هاي رهبري را سرلوحه اقدامات خود قرار داده؛ يعني پرچم ولايت فقيه را در اين كشور بالاتر برده و عظيم تر گسترانده است."
دكتر فيروز آبادي در ادامه سوگمندانه خاطر نشان مي كند:"امروز نه تنها جبهه كفر و شرك و نفاق در برابر دكتر احمدي نژاد ايستاده اند، بلكه مظلوميت اين دولت اين است كه جريان هاي سياسي داخلي و وسايل ارتباط جمعي داخلي نيز با او نامهرباني مي كنند و جبهه جنگ رواني عليه دولت تشكيل داده اند."
اين فرزند برومند ملت همچنين با تاكيد بر اين كه دولت احمدي نژاد به رغم همه نامهرباني ها هر روز گام بزرگ تري درخدمت به انقلاب، اسلام، مردم و محرومان بر مي دارد، تصريح مي كند: "همه بايد بدانند كه اين دولت، محبوب رهبر و ملت ايران است و ملت در پشتيباني از اين دولت، همه نوع فداكاري و حمايت خواهد كرد."
بي گمان مردم هوشيار ايران اسلامي ، قدر اين مواضع هوشمندانه را مي دانند و ترديدي به خود راه نمي دهند كه سخنان مزبور از دلي پاك، مخلص و ولايي برخاسته است و به همين سبب همواره به فرزندان غيور خود در نيروهاي مسلح و در راس آن ها رئيس ستاد كل نيروهاي مسلح مباهات مي كنند و به آن ها عشق مي ورزند. و صد البته خوب مي دانند كه حمايت هاي نيك انديشان از جمله سرلشكر فيروز آبادي از دولت محترم، به معناي بي عيب بودن مجموعه عملكردهاي قوه اجرايي در همه ابعاد و عرصه ها نيست؛ بلكه به مفهوم اصولي بودن جهت گيري هاي كلي آن در صحنه هاي داخلي و خارجي است . بي ترديد دولت محترم نيز بايد با قدر دانستن اين حمايت هاي آگاهانه، انتقادهاي خيرخواهانه را هم به گوش جان بشنود و از نقدهاي اهل فضل از هر قشر و گروهي – اگر چه مخالف – استقبال كند؛ چه اين كه نقد، هديه اي مبارك از سوي منتقد است و همچون چراغي روشن، كاستي ها را واضح تر و راه صحيح را شفاف تر فراروي ديدگان قرار مي دهد.
نویسنده: مرتضا رضاییان
+ نوشته شده در چهارشنبه 31 مرداد1386 | توسط : ولی الله||
اصولا بازي دموكراسي جايي قابل اجراست كه طرف مقابل حداقل به ظاهر و زباني قواعد آنرا بپذيرد. مثل آنچه كه در عراق اتفاق افتاد -شيعيان طرفدار ايران حكومت را بدست گرفتند.- و يا تلاشهاي حزب الله در لبنان براي بدست گرفتن قدرت سياسي، اينها در شرايطي است كه طرف مقابل يعني امريكا و يا دست نشانده هايش در لبنان و عراق به ظاهر، پياده شدن مردمسالاري را پذيرفته اند. اين قاعده كلي، وضعيت فلسطين را از اين دو مستثني مي كند؛موضوعي كه هنيه و دوستانش نخواستند بپذيرند. شرايط اسراييل و فلسطين متفاوت از لبنان، عراق، شيعيان يمن و يا شيعيان شرق عربستان است. اسراييل دست نشانده ي امريكا نيست بلكه سرور اوست و نيز تنها منطق گلوله و سرب داغ را مي فهمد. در حالي كه رييس جمهور امريكا]عاجزانه[ از اسراييل مي خواهد كه شرايط امريكا را هم درنظر بگيرد و سعي كند تا حدي قواعد بين المللي را هم اجرا كند، ديگر كار سياسي و ديپلماتيك در مقابل چنين دشمني چه معنايي دارد.
رويكرد سياسي حماس بعد از شهادت شيخ احمد ياسين و رنتيسي(رحمهما الله) يك نتيجه خوب بين المللي و داخلي داشت؛ بعد از پيروزي قاطع حماس تمام جهان فهميدند كه مردم فلسطين بدنبال سازش و تسليم در مقابل رژيم غاصب نيستند و از طرفي وزن گروههاي سياسي داخل فلسطين هم مشخص شد. يعني اگر قرار باشد مردم فلسطين يك انديشه را انتخاب كنند آن انديشه ي غرب گراي "فتح" و ابومازن نيست و نيز افكار ملي و پان عربيسم و يا افكار چپ و سوياليستي نيز نمي باشد بلكه فليسطينيان به تمام جهان اعلام كردند كه بيداري اسلامي فرزندان خميني در خاورميانه را بر مي گزينند.
حماس پس از سركار آمدن سعي كرد تمام اصول خود را حفظ كند و تمام تلاش خود را كرد. حتي براي چشم پوشي از قسمتي از حقوق خود در انتخاب كابينه و تشكيل دولت ائتلافي با فتح (پيمان مكه) به ايران آمد تا نظر ايران جلب كند كه طبق دأب جمهوري اسلامي به تدبير خودشان واگذار شد. پيماني كه ظاهرا ابومازن بدون اجازه سروران غربي خود امضا كرده بود و هنوز مركب آن خشك نشده بود كه طبق خواسته اسراييل و امريكا شبهه كودتايي كرد و دولت حماس را منحل اعلام كرد.
و تاريخ ثبت خواهد كرد كه اين تجربه تلخ مردم فلسطين به چه بهايي بدست آمد.
نتيجه ديگر ورود حماس به عرصه سياسي افشاي بيشتر چهره ضد مردمي غرب و امريكا بود كه با تحريم و فشار اين دولت مردمي را ساقط كردند كه احتياج به توضيح بيشتري نيست. اين ضديت با اولين دولت مردمي فلسطين طي قرن اخير منحصر به غرب و اسراييل نبود بلكه بسياري از سران مرتجع عرب و نيز ابومازن در اين ننگ سهيم بودند.
حماس در حين اين فشارهاي همه جانبه دنياي غرب و عرب اين فرصت را داشت تا يكجا بار دولت را زمين بگذارد و با خروج از حاكميت هم رسوايي آنها را بيشتر كند و هم ابومازن را سردرگم كند. چرا كه هر دولتي كه با خروج منتخب مردم روي كار مي آمد فاقد هرگونه مشروعيتي بود. و از طرفي حقانيت حماس در مبارزه مسلحانه براي مردم جهان اثبات مي شد و مي توانست با شدت بيشتري مبارزه مسلحانه با رژيم غاصب را ادامه بدهد. ولي آقاي هنيه اين فرصت را هم از دست داد. (اینجا)
امروز
بسیاری از نمایندگان مجلس که عضو حماس هستند و چند تن از وزرای این دولت به دست اسراییل زندانی شده اند. با اين دستگيريها مجلس بعلت نرسيدن به حد نصاب معمولا تشكيل نمي شود.
كرانه باختري كه معمولا وزارتخانه ها و ارگانها دولتي در آن قرار دارند محل كشمكش نظامي گروههاي فلسطيني است. ولي غزه در تصرف حماس است.
مهمترین عاملی که باعث تغییر جهت افکار عمومی در منطقه است، تسلط كامل حماس بر غزه و تصرف سازمانهاي اطلاعاتي فتح توسط حماس و خارج شدن اسناد سري ارتباط اين گروهك منافق با اسراييليهاست. حادثه اي كه سران دولت صهيونيست از آن به فاجعه قرن براي اسراييل تعبير كردند. اين حادثه را مي توان به تسخير لانه جاسوسي در انقلاب اسلامي خودمان تشبيه كرد.
با اين حساب بنظر مي رسد كه هنوز هم مي توان اين تهديدها را به فرصت تبديل كرد.
حماس سه راه حل پيش رو دارد:
1- امروز غزه از دست منافقين فتح خارج شده است و تنها كرانه باختري است كه به طور نسبي در اختيار ابومازن(مسعود رجوي فلسطين!) و نيز حماس است. و از طرفي پس از پيمان شكني محمود عباس و افشاي مدارك جديد، چهره ي اسراييلي او براي فلسطينيان بيشتر افشا شده است. پس بايد مرزهاي خودي و غير خودي را پررنگ تر كرد. از نظر هر آدم عاقلي 50نفر برادر مسلمان خيلي بهتر از 70 نفر منافق و مسلمان (باهم) است. حماس می تواند با ایجاد حكومت يك دست اسلامگراي خود در غزه و تلاش برای الحاق کامل کرانه باختری به آن و تجهيز رسمي و همه جانبه گروههاي مسلح خود، آنها را تبديل به ارتش رسمي دولت فلسطين در غزه كند و حملات علیه رژیم غاصب را تشديد كند. اداره کردن غزه براي حماس كار دشواري نيست و مي تواند انرژي خود را بيشتر صرف فعاليتهاي نظامي كند. که البته اخیرا هنیه چنین برنامه ای را تلویحا رد کرده است. ضمن اينكه اين راهكار پيچيدگيهاي زياد و نيز هزينه هاي زيادتري خواهد داشت.
۲- راه دیگر این است که حماس به همین کشمکش سیاسی و ادامه دهد تا شاید بتواند دوباره دولت فلسطین را رسما (!) بدست بگیرد که این روش قانونا تا یک ماه دیگر و عملا تاچند ماه دیگر غیر ممکن است. اگر حماس این گزینه را انتخاب کند نشان از آن دارد که دستگیری نیمی از نمایندگان حماس در مجلس و چندین وزیر دولت فلسطین توسط اسراییلیها و نیز پوزخند زدن اسراییل به همه ی قوانین بین المللی نتوانسته است حماس را راضی کند که اینجا جای سیاست بازي نیست!
چنین اقدامی باعث هرز رفتن انرژی بیشتر مردم فلسطین در مبارزه با اسراییل و نیز تداوم کشمکشهای داخلی نیز می شود. مهمترین نتیجه بد این داستان این است که مردم جهان، حماس و فتح را در ردیف هم قرار خواهند داد که برای بدست آوردن قدرت با یکدیگر مبارزه می کنند.
2- مسير ديگر اين است كه حماس تمام آنچه گذشته است را به حساب تجربه خود بگذارد و با قدرت دوچندان بار ديگر با تمام قوا به فعاليتهاي نظامي بپردازد. كه اين روش محتاج شجاعت و دوري از عافيت طلبي است. چيزي كه انشاء الله هنوز حماس آن را از دست نداده است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امام خميني رحمه الله :
دشمنان ما درندگاني هستند كه از هيچ جنايت و خيانتي براي مقاصد شوم جنايتكارانه خود دست نمي كشند و براي رسيدن به رياست و مطامع پست خود دوست و دشمن نمي شناسند... ملتهاي اسلامي مفتخرند كه دشمنان آنها حسين اردني اين جنايت پيشه دوره گرد، حسن(مراكشي) و حسني مبارك هم آخور با اسراييل جنايتكارند و در راه خدمت به امريكا و اسراييل از هيچ خيانتي به ملتهاي خود رويگردان نيستند. (صحيفه نور ج21ص398)
در جمع رهبران انتفاضه آذر1367 :
در داخل خودتان اشخاصي بدتر از آنها هستند مثل عرفات، ما هم مثل اين اشخاص داشتيم اين عرفات الان مي خواهد يهوديان را آنجا مسلط كند... بايد مردم دست بدست هم بدهند و عرفات را از جمع خودشان خارج كنند... و كار را تمام كنند، همانطور كه ما كرديم و با ايستادگي كار تمام مي شود و كساني كه مخالفت با اين مسايل دارند از جرگه خودشان خارج كنند.
مداح های ایرانی
+ نوشته شده در شنبه 2 تیر1386 | توسط : ولی الله||
آخرين نوشته هاي وبلاگ
خمینی در کلام خمینی
بسیج خمینی، بسیج موسوی !
عمار ها اینجا هستند.[1]
دستان خالی خوارج انقلاب اسلامی
چرا عمو سبزی فروش، کاریکاتور شد؟
طرح آشتی ملی
حفاظت از شخصيتها
بيانيه شماره 13 موسوي - روز قدس
دولت اصلاحات در 10دقيقه
سپاه پاسداران انقلاب اسلامي
آيت الله يوسف صانعي
تطبيق تاریخ خوارج و اغتشاشات اخير
كاملترين ليست كشتهشدگان افشا شد.
رای اعتماد به مجلس؟
نوشته هاي برگزيده
یک نامه به یاسمن سریال لاست LOST ايستاده بمير
وبلاگ چنگيزخان مغول
سوهان حاج حسين
نزدیکی با امریکا!
کساني که احمدي نژاد را بقدرت رساندند ما انقلابی عمل نکردیم
هر بسيجي يک وبلاگ دكتر مصدق آزمون ورودي نهضت آزادي! برنده نهایی خاورمیانه کیست؟ وقتي نهضت آزادي حزب اللهي بود مقایسه انقلاب ایران، روسیه و فرانسه هلوکاست جمعیت شناسی شیعهبسم الله الرحمن الرحيم
راه امام خمینی راه ما، هدف او هدف ما، و رهنمود او مشعل فروزنده راه ماست.
دریافت تصویر خمینی کبیر
![]()
آرشیو
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
نويسندگان
ولی الله
حمید
نویسنده مهمان
جالب از ديگران
آيا روي پيشاني ما نوشته ابله!؟
صوت: تحلیل مختصر دکتر عباسی از سریال لاست
روایت میرشکاک از چماق مخملباف
نطق جدید حمید رسایی
وبلاگ خواهر کوچیکه
موضوعات
یاران خمینی
فرزند خمینی
عرفان خمینی
سیاست خمینی
دشمنان خمینی