نسل خمینی
و اکنون قرن خمینی ...
گروهی گویا خط خوارج را در انقلاب اسلامی پیش گرفته و بر نگاهی ارتجاعی از انقلاب و امام بسیار مصرّ هستند. این گروه که البته در زمان خود حضرت امام علم اختلاف و تفرقه را بلند کردند و از حزب جمهوری اسلامی انشعاب کردند و راست و چپ را درست کردند بعد از رحلت حضرت امام نتوانستند در مقابل موج مردم در حمایت از رهبری و ولایت آقای خامنهای مقاومت کنند. آنان به ظاهر به دایره سکوت رفتند ولی کینه دیرینهای که از آقای خامنهای و توجه ویژه امام به آقای خامنهای در دل داشتند، در سینه نهفته نگه داشتند ولی خط خود را جدا کردند و روز به روز به راه انحرافی خود بیشتر جلو رفتند.
آنان همواره نام امام را سپر بلای خود کرده و به گونهای حق بجانب حضرت امام و خط امام را به نفع خود مصادره میکنند. گویی امام هرگز صحابهای جز کروبی و موسوی و هاشمی و موسوی خوینیها نداشتهاند. همان گونه که چنان از تسخیر لانه جاسوسی سخن گفتند کانه هیچکس دیگر بجز عباس عبدی و معصومه ابتکار و امینزاده و اینها جزو بالاروندگان از دیوارهای لانه نبودند.
این عده همواره با شارلاتانبازی خود را حقبجانب و مظلوم جا زدهاند و بیش از همه از پستان مملکت مکیدهاند و بیش از همه نمکدان شکستهاند. آقای خامنهای همیشه حرمت آنان را نگه داشته است و ملاحظه خط و جناحشان را نکرده است ولی این عده به خاطر همان نمکنشناسیشان هرگز ولایت آقای خامنهای را به رسمیت نشناختهاند اگر چه همیشه در سایه بزرگواری و کرامت ایشان زیستهاند. در حقیقت آنان حیات سیاسی خویش را بیش از هر چیز و هر کس مرهون لطف شخصی رهبری بودهاند و الا بودهاند قرینههای آنان در سوی دیگر که یک شبه طومار آنان را در هم بپیچند.
امروزه و پس از آن همه جنایت سیاسی که به میانداری میرحسین موسوی رخ داد حضرات توانستهاند در بیت حضرت امام بیتوته کنند. سید حسن خمینی که علیرغم توصیههای حضرت امام و حاج سید احمد خمینی اکنون در زمره مخالفان رهبری قرار گرفته این راندگان و مغضوبان مردم و رهبری را در خانه امام جا داده و حیثیت امام را برای جلوگیری از ورشکستگی کامل آنان به حساب خالیشان واریز کرده است.
سایت جماران که ظاهراً بهنام نشر افکار و تعظیم امام خمینی و انقلاب اسلامی تاسیس شده است عملاً برای اعاده حیثیت از میرحسین موسوی و خوارج زمانه تمام قد وارد کار شده است. حال سوال این است که مگر شخصیت خمینی کبیر میراثی است که سید حسن خمینی مالک آن است؟ مگر سید حسن خمینی میتواند شخصیت و افکار حضرت امام و قداست و عظمیت امام را فدای اغراض خونین یکمشت هفتتیرکش سیاسی کند؟
جالب است که سایت جماران که به نام امام خمینی ایجاد شده و تفسیر تحریفشده بخش کوچکی از نظرات حضرت امام در باب وحدت را با آب و تاب طوری مطرح میکند که گویی امروزه نظام باید دست میرحسین و کروبی و خاتمی را به خاطر آن همه جنایت ببوسد، اساساً به بزرگترین محصول حیات طیبه امام یعنی ولایت فقیه هیچ اشارهای ولو کوچک نمیکند. اشاره نکردن به ولایت فقیه امروز توسط مدعیان خط امام بزرگترین خیانت به خط امام و انقلاب اسلامی و خون آن همه شهید است و هرگز بخشودنی نیست. مسجد ضرار یعنی همین که امام خمینی قلابی درست کنی و در مقابل امام خمینی واقعی قرار دهی. یعنی به اسم امام تفکر اساسی امام یعنی ولایت فقیه را تضعیف کنی.
از دید خوارج انقلاب اسلامی، ولایت فقیه در برابر اغراض و شهوات سیاسی و قدرتطلبی آنان، اساساً چیز قابل توجه و قابل احترامی نیست.
+ نوشته شده در جمعه 22 آبان1388 | توسط : حمید||
مقام معظم رهبری در سخنانی اغتشاشهای اخیر را به کاریکاتور تشبیه کردند. با گذشت زمان این کاریکاتور مضحکتر شده است.
تقلید از مذهبیهای اول انقلاب. شعارهای اللهاکبر توسط کسانی که هیچ ارتباطی با اسلام ندارند و همراه شعارشان میرقصند، اولین نماد کاریکاتورگونه بود! این تقلید و عدم ابتکار حتی به انتخاب روزهای راهپیمایی هم سرایت کرد و کاریکاتورهای داستان ما، توانایی انتخاب یک روز مستقل برای تجمعات خود را ندارند و دائم روزهایی را که فرزندان خمینی 30 سال پیش خلق کرده اند را سوار میشوند!
عدم پایمردی (دیگر نباید خفت!) مبارزه اصولی دارد که از آن جمله سختکوشی و پایمردی است در حالیکه بعضی جوانکهای خیابان ولیعصر " آهسته" میرقصند که مبادا النگوهایشان بشكند! سران این اغتشاشات هم بعد از چند روز انفرادی، چنان از عقاید خود توبهنامه نوشتند که همهی مبارزین جهان را به خنده وا داشت. البته این ضعف بنیادی را خود میرحسین هم دارد او علاوه بر قهرهای تاریخیاش در بیانیه 13 خود نیز اصول مبارزه را نفی کرده است و زندگی راحت مردم را نشان مبارزه آنها دانسته است.
خط گرفتن از بیگانه. اینکه این جریان با حمایت علنی شبکههای استعمارگر پیر، انگلیس و امریکا هدایت میشود، مهمترین ضعف این حرکت است. گویا آنها تنفر تاریخی توده مردم ایران از استعمارگران را فراموش کردهاند.
عدم پشتوانه مردمی. عدم حمایت افکار عمومی از این جریان از روز روشنتر است. اغتشاشگران به کمک رسانههای بیگانه تمام تلاش خود را بکار بستند که روز قدس را روز تاریخی سبز کنند ولی با شکست فاحشی مواجه شدند و حتی رهبرانشان مجبور شدند از جلوی سیلاب مردم متدین فرار کنند. 13آبان که هجمه این تبلیغات به مراتب بیشتر بود شاهد حضور بسیار کمتری از اغتشاشگران را بودیم که در واقع میتوان گفت روز فاتحهخوانی این تجمعات بود. جالب اینکه هنوز هم رسانههای بیگانه تلاش میکنند این تجمع را بسیار خیرهکننده نشان دهند! باز جالبتر اینکه میگویند 16 آذر ضربهی نهایی را می زنیم و نظام را ساقط میکنیم!
افشا شدن دروغها. مدعیان تقلب 11 میلیونی، تجاوز جنسی، 300 کشته و هزاران دروغ دیگر نه تنها هیچکدام را نتوانستند ثابت کنند بلکه با رو شدن اسناد ارتباط با بیگانگان و دروغهای دیگر روز به روز بیشتر منفور مردم انقلابی ایران اسلامی شدند.
اختلاف قول و فعل. سران گروهک سبز اموی، همواره فریاد قانونمداری میزدند. بر اساس قانون انتخابات وارد بازی شدند ولی بعد از انتخابات گفتند ما این قانون را قبول نداریم و نهایتا آن را زیر پا گذاشتند. آنها فریاد "راه امام خمینی" را سر میدادند ولی همهی میراث خمینی از ولایتفقیه و مبارزه با امریکا تا حمایت از قدس و غیره را یکجا فروختند و هنوز هم دم از خمینی میزنند! این نفاق هم ضربه بزرگی به این جریان زد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*** صحيفه نور ج5 ص185: ملت بزرگ! اين قيام بزرگ خود را با همان عنواني كه دارد حفظ كنيد‚ اين شعار خود را حفظ كنيد‚ نگذاريد دستهاي اجنبي و دستهاي اجنبي خواه در آن تصرف كند...اينها بيدار بشوند ما آنها را نصيحت ميكنيم و اگر به نصيحت گوش نكنند كار ديگر ميشود. آنها كه ميخواهند توطئه كنند‚ آنها كه ميخواهند منحرف كنند ملت ما را‚ آنها كه اختلاف بيندازند بين قشرهاي ملت‚ اينها توطئهگر هستند و ما ساكت نمينشينيم‚ ما آنها را تاديب ميكنيم. آزادي بله‚ توطئه نه‚ آزادي بيان هست‚ هر كه هر چه ميخواهد بگويد. اسلام از اول قدرت داشته است بر رد همه حرفها و بر رد همه اكاذيب.
هر كه هر چه دارد بگويد لكن توطئه را نميپذيريم‚ خيانت به ملت را نخواهيم پذيرفت‚ چنانچه نپذيرفتيم. ملت ما تاكنون آنقدر خيانت ديده است كه ديگر نخواهد پذيرفت خيانتها را. ملت ما خون داده است تا جمهوري اسلامي وجود پيدا كند نه جمهوري‚ نه جمهوري دمكراتيك يعني جمهوري غربي‚ يعني بي بند و باري غرب‚ اين تقليدها را كنار بگذاريد‚ اين غربزدگي ها را كنار بگذاريد‚ بگذاريد ملت با اين مسيري كه گرفته است‚ استقلال خودش را تمام كند و خواهد كرد انشاءالله.
+ نوشته شده در چهارشنبه 20 آبان1388 | توسط : ولی الله||
ميرحسين موسوي با تجاهل به وقايع روز قدس و حوادث اخير، بيانيه سيزدهم خود را صادر كرد. بنظر من اين بيانيه، نمود كامل شخصيت پارادوكسيكال نويسندهي آن ميباشد. تناقض با مباني گفته شدهي موسوي در بيانيههاي سابقش در اين بيانيه به اوج رسيده و گاه انتهاي پاراگراف به نقض ابتداي پاراگراف منجر شده است. در نوشتهي پيش رو، به بررسي اين سياهه ميپردازيم.
پارادوكسهاي يك توهم فانتزي!
حتی نوه امام خمینی بودن هم نماد راه خمینی نیست. ان اکرمکم عندالله اتقیکم.
موسوي كه همچنان در توهم نوستالوژيك خود در خصوص خاطرات انقلاب غوطه ميخورد، خود را هنوز نخستوزير امام خميني و منسوب به ايشان معرفي ميكند. او با كلماتي چون؛ «امام بارها به ما ميگفت...»، «آن روزها...»، «در آن سالها...» و غيره سعي دارد با انتساب خود به امامخميني خود را از خطر نقد و تكذيب برهاند. حال آنكه چنين جوسازي حتي براي تطهير اشتباهات بستگان امامخميني هم منطقي نيست چه برسد به ايشان كه فرسنگها از مباني مصرح امامراحل فاصله گرفته است. هيچ جاي دنيا خميني را با گفتمان دموكراسي نميشناسند بلكه تاريخِ جهان، او را با نام ولايت فقيه ثبت كرده است. موسوي چگونه دائم از امام خميني دم ميزند ولي نه تنها دفاعي از اصل ولايت فقيه نميكند بلكه به مبارزه با آن پرداخته است. موسوي چگونه در اين بيانيه به تجديد خاطرات دوران نوراني امام خميني ميبالد و زير پا گذاشتن قانون اساسي را تقبيح ميكند در حاليكه خودش در ماههاي اخير، قانون اساسي و نهادهاي قانوني مثل شوراي نگهبان و مجتهدينِ آن را لگدمال كرده است. او در اين بيانيه اظهار كرده است كه نبايد جنبش مردمي مبتني بر فرد باشد ولي خودش وليفقيهي را قبول دارد كه از او حمايت كرده باشد و كاري با اصل ولايت فقيه ندارد. شوراي نگهباني را قبول دارد كه از شخص او حمايت كرده باشد وگرنه اين نهاد قانوني نزد وي وجاحتي ندارد. موسوي در اين بيانيه تصريح كرده كه امامخميني چنان بنيانهاي اين انقلاب را بنا نهاده كه هيچكس قادر نيست اين شالوده را ديگرگون كند. اين تصريح موسوي با اظهارات ديگرش كه ميگفت نهادهاي انقلاب مسير انحرافي رفتهاند در تناقض است.
وسيله و هدف. در این بيانيه كه به بهانه روز قدس البته10روز بعد از روز قدس صادر شده، هيچكدام از تجاوزهاي وحشيانه اسراييل محكوم نشده و در اين بيانيهي 2300 كلمهاي، هيچ دفاعي از مردم فلسطين نشده و تنها در مورد روز قدس و اهميت آن در به صحنه آوردن مردم سخن گفته است. به عبارت واضحتر يك استفادهي ابزاري از روز قدس شده است.
امامخميني: هم غزه، هم لبنان، جانم فداي اسلام. همانطور كه شبكههاي ماهوارهاي امريكا و انگليس پيشبيني كرده بودند، حاميان موسوي در راهپيمايي روز قدس، عليه قدس شعار دادند ولي موسوي چشمان خود را مقابل حقيقتي به اين بزرگي بست و ابتكار امامخميني براي نامگذاري اين روز را ستايش كرد! در حاليكه طبق پيشبيني خميني كبير، سالهاست كه امپراطوري كمونيسم به زبالهدان تاريخ پيوسته است و امروزه بقاياي آن در روسيه هيچ ربطي به ابرقدرت شوروي ندارد و گاهي در معادلات منطقهاي كشورهايي مثل هند از آنها مهمتر محسوب ميشوند، ولي حاميان موسوي با شعار انحرافي «مرگ بر روسيه» بجاي «مرگ بر اسراييل» تلاش كردند كه به التقاط اين جريان دامن بزنند و متاسفانه موسوي هم چشمش را به اين وقايع واضح ميبندد و همچنان از امام خميني و اهداف وي دم ميزند و به حمايت اين افراد، به خود ميبالد.
هر صدايي از مردم خارج شود در تاييد من است! همچنان موسوي همه چيز را مصادره به مطلوب ميكند و هر حركت اجتماعي را حامي خود محسوب كرده و گروه اندك حاميانش با شعارهاي غيراسلامي را با انبوه مردم متدين، يكجا به حساب خودش واريز ميكند. موسوي كه بخاطر شعارهاي شديد مردم انقلابي عليه وي، مجبور به ترك راهپيمايي شد چنان دچار توهم است كه ميگويد شعار دهندگان مرگ عليه موسوي نيز جزء حاميان جنبش سبز محسوب ميشوند!
نكته جديد موسوي در اين بيانيه نفي مبارزه است. وي كه شايد به كاهش شديد پشتوانهي اجتماعي خود پي برده است، بارها مبارزه را رد ميكند و ميگويد: «مبارزه امری مقدس است، اما دائمی نیست. آنچه دائمی است زندگی است.» و ادامه ميدهد كه راه سبز را بايد زندگيكرد و در تفسيرش ميگويد: « راه سبز را زندگی کردن یعنی هر روز و همزمان که در خانههایمان و سرکارمان و در کوچه و خیابان و بر سر معیشتهای روزمره خود هستیم این پیام با غیرقابل انکارترین ندا تکرار شود، آن گونه که مسلمان بودن و ایرانی بودن و این زمانی بودن ما تکرار میشود.» بعبارت ديگر، وجود ملت ايران خودش يعني حمايت از موسوي و يا اينكه هر صدايي از مردم خارج شود در جهت حمايت از موسوي است حتي اگر اين حركت غيرارادي و بيربط باشد.
نخست وزير امام خميني و شعارهاي جرج بوش! موسوي در ادامه بيانيهاش همانند جرج بوش،
سياستهاي خارجي جمهوري اسلامي كه مبتني بر آرمانهاي امام راحل و وليفقيهِ زمان است را «ماجراجويانه» مينامد و در نفي مبارزه ميگويد: « اگر با منطق مبارزه پیش میرفتیم شاید سادهانگارانه تصور میکردیم که این یک امتیاز برای راه سبز ماست، اما زمانی که میخواهیم مسیر سبز را زندگی کنیم چنین نیست»! گويا تمام تاكيدهاي خميني را يكجا فراموش كرد كه تا مبارزه هست ما هستيم و ما مدافع همه مظلومان جهانيم. جالب اين است كه بعد از پايان يافتن تهديدات نظاميِ پوچ امريكا و در آستانه انفعال غرب در برابر ديپلماسي فعال و بسته پيشنهادي ايران، موسوي بيان ميكند به خاطر اين سياست خارجهي غلط، كشور در آستانه بحران است!
نگرانی مشترک امام خمینی که از سال۴۲ فریاد فلسطین سرمی داد و آقای موسوی؟
مسعود رجوي هم تهديد به سرنگوني ميكرد! در اين بيانيه موسوي گفته است كه اگر روز قدس اتفاق نميافتاد، نظام «در روز 22بهمن به طور ناگهاني با هزينه سنگين عملكرد غلط خود مواجه ميشد و ديگر خشونت چارهساز نبوده و وقت براي هر چاره ديگر دير خواهد بود.» دير بودن براي هر چارهاي در مقابل آشوبها يعني سقوط، بعبارت ديگر موسوي در اين قسمت به سرنگوني جمهوري اسلامي(و يا حداقل سقوط دولت) تهديد ميكند!
دعوا نكنيد، من متعلق به همه هستم! از نكات طنزگونهي بيانيه اخير موسوي درخواست وي از ملتهاي جهان براي عدم تحريم ايران است. سوال اينجاست مگر تاكنون ملتها بودند كه ايران را تحريم ميكردند؟! شايد هم موسوي دولتهاي استعمارگر را مساوي با ملتهاي جهان ميداند. اين احتمال از اينجا قوت ميگيرد كه در ادامه، موسوي از حمايتهاي ملتهاي دنيا از خودش تشكر و قدرداني ميكند، يعني امريكا، انگليس، فرانسه و... وگرنه بسياري از مردم عادي غربي حتي خاورميانه را هم خوب نميشناسند چه برسد به موسوي!
دروغگويي ادامه دارد. موسوي بار ديگر با تكيه به شنيدههاي ناموثق در اين بيانيه مدعي شد كه مراجع رسمي همين دولت اعلام كردهاند؛ دهها ميليارد دلار گم شده است! شايد ايشان مراجع رسمي دولت را نميشناسند و منظورشان ديوان محاسبات است كه چنين مسايلي را بررسي ميكند كه آن هم زيرمجموعه قوهي مقننه است. بهرحال همين مرجع هم كه اتفاقا چندان دلِ خوشي از دولتيها ندارند، چنين شايعاتي را رد كرده و آن را بياساس توصيف كرده است. شايد هم منظور موسوي بيبيسي يا مراجع رسمي دولت قبل بوده است!
نكته آخر هم موضوع جشن تولد موسوي است که این بیانیه در آن روز منتشر شد. روزنامهي دروغگوي حياتنو با چاپ سه عكس بزرگ از سران اغتشاشات(كروبيخاتميموسوي) در صفحه اول خود، به زندگينامه آْنها پرداخت و نوشت كه همگي اين آشوبطلبان متولدين ماه مهر و صفا و دوستي هستند. بعد از حدود یک هفته از آغاز پروژه «متولدين ماه مهر» که رمز آشوب برای آغاز سال تحصیلی بود، موسوي با تاخير، در بيانيهاش تولد خود را در مهرماه تلويحا تكذيب كرد (احتمالا طي اين مدت، تاريخ تولدش را يادش رفته بود!) تا بار ديگر ثابت شود كه رسانههاي غربپرست از هيچ دروغي براي اهداف خود دريغ نميكنند و اين دروغگويي نيز براي موسوي چندان اهميت ندارد مهم اين است كه آنها، راه سبز را زندگي ميكنند!
+ نوشته شده در جمعه 17 مهر1388 | توسط : ولی الله||
مرجعِ تقلیدِ مدافع هلوکاست
انقلاب اسلامی همانند نهضت صدر اسلام به گفتهی مقام معظم رهبری همواره دارای رویشها و ریزشهایی بوده که از سویی نشان از پویایی این نهضت و از سوی دیگر حاکی از ظرفیت بالای اجتماعی این نظام مقدس است، ولی همیشه تغییر مواضع از شکلِ کاملا افراطی به سمت موضعی کاملا تفریطی موجب نگرانی دوستداران انقلاب بوده است. اینکه یک جریان سیاسی، زمانی تمام موضعگیری رقیبان خود را محکوم به اسلام امریکایی میکرد و امروز تمام تلاش خود را برای همسویی با سیاست و فرهنگ غرب بکار بسته است جای تامل دارد. سابقا گمان بر این بود که این چرخش تنها در حوزه سیاست و نهایتا فلسفه است ولی هنگامی که بعضی نظرات عقیدتی و فقهی برای انطباق کامل اسلام با حقوق بشر غربی مطرح گردید، یقین حاصل شد که این خطر کاملا جدی میباشد. در همین راستا به مرور
نظرات یوسف صانعی در حوزههای سیاست و فقه میپردازیم.
ولايت فقيه. ایشان در کتاب ولایت فقیه خود (سال1366) مشروعیت ولایت فقیه را به خدا نسبت داده و رای مردم را همانند بیعت مردم با امام علیع عنوان کرده و نوشته است که قانون اساسی در خصوص حدود اختیارات ولیفقیه کوتاهی نموده و ولیفقیه ریاستجمهور را « نصب» میکند و نه تنفیذ. ولی آقای صانعی در سالهای اخیر با گردش 180درجهاي، مشروعیت ولایت فقیه را از رای مردم دانسته، تصریح کرده است که اگر مردم روزی به این ولایت فقیه رای ندادند، نظام مشروعیت ندارد[1]. ایشان در مصاحبهای خواستار انتخاب ولیفقیه با رای مستقیم مردم شده و اظهار میکند متاسفانه این موضوع در قانون اساسی نیامدهاست![2] وی در دیدار با سازمان مجاهدین انقلاب در آبان86، با تغییر کلام امام خمینی و نیز افزودن نظرات خود در صدر و ذیل آن، باعث واکنش تند مطبوعات و دوستداران انقلاب شد. قابل ذکر است که طبق تصریح مکرر امام خمینی، ولایت فقیه همان ولایت ائمه و رسول خداست و تنها این منزلتِ شخصیِ امام است که با فقیه قابل مقایسه نیست(مثل صحیفه نور ج10 ص15، صحیفه نور ج5 ص31 و ...). آقای صانعی در همان جلسه میگوید: «باید تلاش كنیم به همه بفهمانیم كه خدا كسی را در امور سیاسی قیم بر مردم قرار نداده است» متاسفانه این جملهی اخیر که همان معنای واژگونه سکولاریستها از ولایت فقیه است خودش برای تضاد با نظر امام خمینی کافی است و نیازی به شرح ندارد. وی برای اثبات کلام خود اضافه میکند: «در خصوص تمام حرفهایی که بنده عرض میکنم، امام رضایت داشتند کما اینکه چندین مورد که با امام صحبت میکردم جواب ایشان مثبت بود»! البته آقای صانعی توضیح نداد که چون نظر وی (بقول خودش) دائم عوض میشود، نظر امام هم امروز مطابق نظر وی دائم عوض میشود یا خیر؟
سياست. در دوران اصلاحات، زمانی که توهینها به احکام اسلام و ائمه(ع) رواج یافت و در نشریات نوشتند نظرات امام خمینیره به زبالهدان تاریخ پیوسته است، وي سکوت کرده بود و کسی فریاد او را برای دفاع از اسلام و اصل ولایت فقیه نشنید ولی در واکنش به دستگیری قانونیِ عبدالله نوری بخاطر جرمهای آشکارش، صانعی همصدا با وزارت خارجه امریکا، سازمان عفو بینالملل و کمیسر خارجه اروپا در حمایت از عبدالله نوری بیانیهای داد و نوشت که «مهم برای امثال عبدالله نوریها قضاوت مردم است.» ولی تاریخ این سوال را خواهد پرسید که کدام قانون و فقه، نظر مردم را ملاک قضاوت قرار داده است، هرچند که مردم متدین هم در آن روزها طبق نظر قاضی، عبدالله نوری را مجرمي غیرقابل بخشش میدانستند. صانعی در ماجرای 18 تیر جهت تبریک و تسلیتِ شهادت دانشجویانی که هیچگاه وجود خارجی نداشتند بیانیه صادر کرد. گرچه بعدا رییس جمهور وقت، وزیر کشور و شورای عالی امنیت ملی وجود چنین دانشجویانی را اساسا تکذیب كردند ولي هیچگاه صانعي بخاطر تشویش اذهان عمومی عذرخواهی نکرد و مورد پیگرد قرار نگرفت.
اکبر گنجی که به آیات قرآن به خاطر مخالفت با دموکراسی و حقوق بشر توهین کردهبود و نیز به جرم تشویق و تحریک به نافرمانی مدنی علیه نظام و جرایم دیگر محاکمه شده بود مورد لطف صانعی قرار گرفت:«چرا انسان را بخاطر چهارتا حرفی که زده زندان کنیم، آسمان که زمین نیامده، از دیوار مردم که بالا نرفته، مواد مخدر که نیاورده...وقتی خواستید کسی را زندانی کنید فکر کنید اگر خودمان باشیم خوشمان میآید؟ چقدر خوشمان میآید؟ یک سالش دو سالش...»[3] البته بعد از این استدلالهای صانعی به نفع یک مجرم، این سوال باقی ماند که اگر مناط اجراي حکم، دلپذیر بودن آن باشد آیا تعزیری اجرا خواهد شد؟! و آیا جرم فقط از دیوار مردم بالا رفتن است؟
صانعی که در انتخابات 84 احمدینژاد را متحجر و واپسگرا خوانده بود، بعدها در گفتگو با خبرگزاری فرانسه، هلوکاست را واقعیت تاریخی ملتها(!) دانست و احمدینژاد را بخاطر پرسیدن سوال در این خصوص بشدت مورد حمله قرار داد[4]. صانعی كه در دهه 60، در کسوت دادستان کل در جمع اعضای گشت ثارالله، آنها را به تحکم بیشتر تشویق کرده و میگفت: «وقتی ایمان شما صددرصد است که از عکس شما هم فرار کنند»[5]، در جریان اغتشاشات اخیر ضمن درخواست استمرار تجمعات غیرقانونی با اظهاراتش حداکثر همراهی را با این اغتشاشات انجام داد. صانعی در دوران مجلس ششم برای مصونیت قضایی نمایندگان مجلس فتوا و استدلال آورده بود[6] و
در زمان عضویت در شورای نگهبان در خطبه نماز جمعه به شدت از موقعیت شورای نگهبان دفاع کرده و گفته بود: «شورای نگهبان نباید مورد سوال قرار گیرند و این هم استبداد نیست[7]» ولی در ماههای اخیر با موضعگیری شدید علیه شورای نگهبان و انتخابات با انتشار بیانیههای تحریکآمیز، نظام اسلامی را دیکتاتوری و دولت قانونی را دولت کودتا نامید و با حرامزاده خواندن رییس جمهورِ منتخب مردم، اوج کینه خود را به جریان اصیل انقلاب و مردم نشان داد و ثابت کرد که ادب مرد به ز دولت اوست!
مفتی النساء فی قم. کاش این مختصر، مجالی بود برای بررسی فتاوا و نظرات شاذ صانعي که گاه در تاریخ شیعه بیسابقه است. مثلا اولین و عالیترین هدف کربلا را مبارزه با تروریسم معرفی کرد. وی پیکار و جهاد امام زمان (بعد از اینکه جهان پر از ظلم و جور شد)، همگی غلط و تماما خرافات مینامد و برقراری عدالت را بدون هیچ جنگ و خونریزی پیشبینی میکند[8] و ميگويد: فقط امام زمان دستی بر سرها خواهد کشید و عقلها کامل شده و دموکراسی بر تمام جهان حاکم میشود![9] صانعی تمام 15-10 حدیث تفاوت ارث زن و مرد و نیز احادیث تفاوت دیه و دیگر تفاوتهای زن و مرد را مصداق ظلم میداند و همگی را با توسل به آیات کلی قرآن که خداوند ظلم نمیکند مردود اعلام کرده و مصداق ضرب بر جدار میداند[10]. لذا گفتهاست که حقوق بشر اسلامی همان حقوق بشر غربی است و فرقی ندارند و تنها در منشاء صدور متفاوتند وگرنه احکامشان یکی است![11] صانعی که بخاطر فتاوای نادرش در خصوص زنان، در بین مطبوعات عرب به «مفتی النساء فی قم» مشهور است در مصاحبهای[12] گفت؛ تبرج (دیده شدن آرایش و بدن زنان برای نامحرم) وقتی حرام است که به قصد روسپیگری باشد. وی در جواب این سئوال که معنی دقیق تبرج چیست، گفت من نمیتوانم آن را الان معنی کنم. البته ايشان بعد از آن هم به مجامع علمی، استناد این معنی جدید از تبرج (قصد روسپیگری) را كه مخالف تمامي معاجم در طول تاريخ است معرفی نکرد بلکه سوالهای بیشتری هم پیش آمد که چرا قرآن همسران پیامبر را از تبرج منع کرده است مگر نعوذ بالله... . از این دست فتاوا از قبیل حلال بودن غنا به شرط سالم بودن معنا و محتوا[13]، بسیار زیاد است که اینجا مجال بررسی علمی آنها نیست.
[1] روزنامه شرق 29/7/84 [2] الشرق الاوسط شماره 10344 مورخ 15 مارس 2007
[3] روزنامه شرق 11/4/84 [4] روزنامه انتخاب 17/12/85 و اعتماد ملی شماره320
[5] روزنامه جمهوری اسلامی 11/11/61 [6] روزنامه حیات نو 17/10/80
[7] روزنامه جمهوری اسلامی 1/9/59 [8] روزنامه ايران 84/12/13 و شرق 12/12/84
[9] روزنامه اعتماد 85/2/14 [10] فقه الثقلین ص164
[11] سایت رسمی يوسف صانعی، در دیدار تحریریه روزآنلاین
+ نوشته شده در شنبه 28 شهریور1388 | توسط : ولی الله||
ضمن احترام به روح كشتهشدگان واقعي حوادث اخير، عليرضا بهشتي در مصاحيه با بيبيسي ليست جديدي از شهداي سبز، محل شهادت و دفن پنهاني آنها را افشا كرد؛
- ترانه موسوی
- محسن ايماني
- سعیدهآقاییپور
- اصغر ترقه
- سيد چنگيز
- رائول گونزالس
- منيژه بيگم
- آغامحمدخان قاجار
- تِنگيل
- مسعود شصتچي
- هابيل
- بيا باهم برقصيم
- پاپ ژانپل دوم
- فردين
- عليرضا بهشتي
- بلفي و ليليبيت
- ساسي مانكن
- اصغر سگسبيل
- ژاك شيراك
- لوك خوششانس
- تيمور لنگ
- مايكل جكسون
- پرينترhp ليزر جت1100
- فرزين گوشبر
- سوباسا اوزارا
- شهيد گُمنام
- گمنام
- گمنام
- آميتا باچان
- شعبون بيمخ
- كلاه قرمزي
- ننجون كروبي
- محمدرضا شجريان
- آلبالو
زینال بندری
- برادران شيردل
- ناصر سامورايي
- زيرپوشِ سهفيلنشان
- جرج
- جك
- ديويد
- سيروس
- سرويس
- خوشگلِ مو شرابي
- مننژيت
- صغرا
72. كروبي
شماره شناسنامهي همهي نامبردگان 1 و فرزند کسی ميباشند كه حاضر به مصاحبه نيست.
ضمنا قاتلان اين شهدا كه مثل آبخوردن، آدم كشتند، جسدها را بجاي بيابانها در بهشت زهرا قطعه 1دفن كردند. آقايون دست خانوما رقص حالا برعكس!
منبع: شبكه بيبيسي
+ نوشته شده در دوشنبه 16 شهریور1388 | توسط : ولی الله||
بقول رفقاي حبس كشيده: "همه چيز با يه سيگار شروع شد!" داستان من و سريال لاست هم، همش تقصير حسام بود كه روز اول گفت اصطلاحات اين سريال، خيلي اكتيو هستن. سريال لاست پربينندهترين سريال قرن اخير است كه 18 نويسنده بر روي داستان پيچيده و جذاب آن كار كردهاند. و تنها نه من به خال لبش مبتلا شدم، كافيست يك جستجو بين وبلاگها كنيد تا بفهميد كه به هركه بنگري به همين درد مبتلاست!
من معمولا سعي ميكنم از فيلمها لذت ببرم و بدون پيشداوري سراغ آنها ميروم ولي اولين قسمت اين سريال براي من عجيب بود. شمشير برهنه اين سريال، نامها و اسامي آن بود كه ذهنيت من را خدشهدار كرد. در اين سريال، خداي ليبراليسم و تجربهگرايي يعني «جان لاك» در قالب نقشی با همين نام به عرصه آمده است و جالبتر اينكه در فصل چهارم متوجه ميشويم جان لاك نام خود را به «جِرمي بنتام» تغيير داده است يعني نام فيلسوفي كه منفعت اقتصادي را اصل ميداند. تفاوت او با جان لاك در اين است كه جان لاك مالكيت خصوصي را بعلت اعتقاد به ليبراليسم ولي بنتام بخاطر اصالت منفعت مطرح ميكند. جالبتر اينكه در اين دوره او ديگر به رهبري رسيده است. نام دزموند(ديويد)هيوم فيلسوف پوچگرای اسكاتلندي كه اتفاقا در اين فيلم با همين نام و مليت است توجه مرا بيشتر به خود جلب كرد.«دنيل راسو» نيز زني مردمگريز و تنها در جنگل است كه نامش يادآور فيلسوف جامعهگريز «ژانژاك روسو» است. «ميخائيل باكونين» فيلسوف آنارشيست شوروي هم در اين فيلم نقشي دارد. نكته اينجاست كه عقايد همه اين فيلسوفان اومانيست غربي در اين سريال، در ظرف زمان و مكان خود كاملا بحق توجيه ميشوند.
اسامي غيرمشهور هم جهتدار هستند. مثلا نام «شپرد» رهبر نجاتيافتگان، بمعني «چوپان» است و از اسامي حضرت مسيح بوده كه مسيحيان گاهي شپرد را بجاي كلمه مسيح و يا خدا بكار ميبرند. صاحبان جزيرهي مرموز، اغلب اسامي يهودي دارند و كساني كه بعلت سقوط هواپيما، اتفاقي روي اين جزيره فرود آمدهاند اغلب مسيحي هستند بجز يك نفر مسلمان و دو نفر چشم بادامي. فرد مسلمان يك شكنجهگر عراقي بنام سعيد جراح است(جراح يعني خونريز) و متولد شهر تكريت(محل تولد صدام) است! اسامي حواريون در بين مسيحيان،ريچال(راحيل مادر یوسف و بنیامین)، سیمون (شمعون)، آرن(هارون)، بن(بنيامين) و ژاكوب (يعقوب، پدر بنياسراييل) به عنوان رييس اصلي و پشت پرده صاحبان جزيره عجيبتر از همه بود.
وقتي ديدم others با نامهاي يهودي كه اتفاقا گروهي برگزيده هستند، خطاب به مسافران سرگردان سقوط كرده در اين جزيره گفتند: "اين جزيرهي ماست نه جزيره شما، شما اينجا هستيد چون ما اجازه داديم." ديگر نتوانستم خودم را به خوشبيني بزنم! اين ساكنان در قسمتهاي اول بسيار وحشي و خونريز ديده ميشدند ولي به مرور بيننده به اين نتيجه ميرسد كه اتفاقا آنها بسيار انسانهاي متمدن، باهوش و نهايتا انسانهاي مظلومي هستند كه براي نجات خودشان و بشريت در حال تلاش هستند. بعد از قتل عام عمومي ساكنان جزيره در سالهاي گذشته، بار ديگر اخيرا مورد هجوم قرار ميگيرند كه مجبور به مهاجرت و جابجايي ميشوند. صحنههاي كوچ اين ساكنان اصلي در جزيره خودشان بسيار رقتانگيز است و اجبارا به تنها نقطه امن جزيره يعني معبد(temple) كوچ ميكنند. غول ناشناختهای هم وجود دارد که بدون علت انسانها را میرباید و میکشد ولی بعد معلوم میشود که فقط یک سیستم امنیتی سالم برای حفظ معبد است. درمورد مکان جزیره هم آنها مطمئن نیستند که جزیره مطلوب آنها همانجا باشد بلکه فقط پیشبینی کردهاند که در آینده این نقطه میتواند باشد و اینگونه به آن نقطه رسیدهاند و جالبتر اینکه همه باید به آن جزیره برگردند چون قرار است جنگ بزرگی بین خیر و شر در آن جزیره رخ دهد و ... نکاتی از این قبیل مثل اصالت مادر، تولد و خون كه از اركان عقايد يهود است در اين فيلم با ظرافت زيادي مورد توجه قرار گرفته است كه با
بررسي تك تك صحنهها و ديالوگها ميتوان يك كتاب نوشت.
مديريت اجباري جك شپرد بر جامعه نجاتيافتگان و رقابت او با جان لاك هم پر از نكات تاريخي است كه در اين مختصر نميگنجد. جدال بنيامين و جان لاك براي هدايت جامعه يهوديان هم بيحساب نيست. تكيه كلام بنيامين اين است كه من هميشه و در همه حال برنامهاي دارم. اوايل مخاطب ميبيند كه بنيامين، رهبر ساكنان اصلي جزيره، خيلي دروغ ميگويد ولي بعد به اين نتيجه ميرسد كه اين دروغها فقط براي حفظ جان ساكنان جزيره و يا كل جهان بوده است. «برگزيده بودنِ» آنها توسط يعقوب هم خيلي تاكيد ميشود.
كساني كه هنوز هم يهودي بودن اين سريال را باور ندارند كافي است lost را در گوگلكتاپ جستجو كنند تا بيابند كه طي چند دهه اخير چقدر كتاب منتشر شده كه نام لاست در تيتر آنها وجود دارد. البته اغلب اين كتابها در مورد سريال لاست نيست بلكه در مورد اقوام ناپديد شده يهود و يا بهشت گمشده آنهاست!
جملهي مشهوري در امريكاست كه ميگويند: "همه سينما ميروند كه با عقايد آن فيلم آشنا شوند ولي يهوديان سينما ميروند تا عقايد خودشان را مرور كنند." موج عجيب سريال لاست در دنيا بقدري است كه هزاران سايت و وبلاگ و فروم درباره رموز اين سريال وجود دارد. كدهاي اين سريال در تطيهر چهره صهيونيسم بقدري حرفهای و فراوان است كه انسان دوست دارد روزي 100بار نويسنده و كارگردانانِ خودمان را به خاطر کارنابلدیشان لعنت كند!
دوستم حسام كه كارشناس ارشد اديان است ترغيبم ميكرد كه باهم كتابي در خصوص رمزگشاييهاي اين سريال بنويسيم. اما به نظر من تا وقتي كه نتيجهي سرمايهگذاري و كادرسازي در وزارت فرهنگ ما، امثال مخملباف و بهمن قبادي است اينگونه كارها هيچ فايدهاي ندارد.
+ نوشته شده در سه شنبه 23 تیر1388 | توسط : ولی الله||
آقاي موسوي عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام و از افراد مورد تاييد امام خميني بوده است. ايشان داراي افتخارات ديگري هم در جمهوري اسلامي هستند. لذا طي دو هفته اخير همه مسئولان نظام از كوچك تا بزرگ، همگي براي اقناع ايشان و دست برداشتن از محاربه، خدمت ايشان شرفياب شدهاند! ولي آن جناب استدلالهاي هيچكدام از شخصيتهاي حقيقي و حقوقي را نپذيرفته و بدون هيچ منطق قانوني يا عقلايي، حاضر به آتشبس عليه نظام نشدهاند. اين منتكشي از يك محارب با نظام به حدي شد كه صداي بعضي از نمايندگان مجلس هم درآمد و از ديداركنندگان با ايشان به شدت انتقاد كردند كه شأن نظام و مجلس را اينقدر پايين نياوريد.
تخلفات موسوی عليه قانون اساسي از شمارش خارج شده است و با جواب رد به همه خيرخواهان نظام راه برگشتي باقي نگذاشته است. لذا ديگر دليل منطقي وجود ندارد كه بيش از اين براي لجبازيهاي غيرقانوني متحمل هزينه شويم. بنظر من حفظ ايشان به قيمتي بيش از اين تعداد كشته نميارزد.
موسوي كه دائم خود را نخستوزير امام خميني معرفي ميكنند بايد طبق بيانات همان امام، دستگير و به اشد مجازات برسد. ايشان بايد بداند كه هيچ فشار خارجي و داخلي باعث كوتاه آمدن فرزندان خميني در محاكمه معارضين با نظام نخواهد شد.
فرمايشات حضرت امام ؛
عرض اندام در خيابانها عليه قانون با هر عنواني يعني همان كار هيتلر
اگر يك جايي عمل به قانون شد و يك گروهي در خيابانها بر ضد اين عمل بخواهند عرض اندام كنند‚ اين همان معناي ديكتاتوري است كه مكرر گفتهام كه قدم بقدم پيش ميرود‚ اين همان ديكتاتوري است كه به هيتلر مبدل ميشود انسان‚ اين همان ديكتاتوري است كه به استالين انسان را مبدل ميكند. اگر قانون در يك كشوري عمل نشود‚ كساني كه ميخواهند قانون را بشكنند اينها ديكتاتوراني هستند كه به صورت اسلامي پيش آمده اند يا به صورت آزادي و امثال اين حرفها. اگر همه اين آقاياني كه ادعاي اين را مي كنند كه ما طرفدار قوانين هستيم.. صحيفه نور ج 14 صفحه 269 تاريخ: 60/3/18
صبح بلند ميشود ميگويد من قانون را قبول ندارم، تو غلط ميكني! بايد بعنوان مفسد فيالارض محاكمه شود.
غلط ميكني قانون را قبول نداري‚ قانون تو را قبول ندارد. نبايد از مردم پذيرفت‚ از كسي پذيرفت كه ما شوراي نگهبان قبول نداريم‚ نميتواني قبول نداشته باشي. مردمي كه به قانون اساسي راي دادند منتظرند كه قانون اساسي اجرا بشود‚ نه هر كس از هر جا صبح بلند ميشود بگويد من‚ من شوراي نگهبان را قبول ندارم‚ من قانون اساسي را قبول ندارم‚ من مجلس را قبول ندارم‚ من رئيس جمهور را قبول ندارم‚ من دولت را قبول ندارم. بعد از اينكه يك چيزي قانوني شد‚ ديگر نق زدن در آن‚ اگر بخواهد مردم را تحريك بكند‚ مفسد في الارض است و بايد با او دادگاه ها عمل مفسد في الارض بكنند *** صحيفه نور ج 14 صفحه 244 تاريخ: 60/3/6
كسي كه قانون را قبول ندارد يعني ديكتاتور ولو اينكه مظلومنمايي كند.
ديكتاتوري همين است كه نه به مجلس سر فرو مي آورد‚ نه به قوانين مجلس و نه به شوراي نگهبان و نه به تاييد شوراي نگهبان و نه به قوه قضائيه و نه به دادستاني و نه به شوراهاي دادستاني و همين طور به همه ارگان ها. قانون معنايش اين است كه اين چيزهايي كه به حسب قانون اسلامي‚ به حسب قانون كشوري كه منطبق با قوانين اسلام است‚ اينها را‚ وظيفه شان را قانون معين كرده. بعد از آنكه قانون وظيفه را معين كرد‚ هر كس بخواهد كه برخلاف او عمل بكند اين يك ديكتاتوري است كه به صورت مظلومانه حالا پيش آمده است و بعد به صورت قاهرانه پيش خواهد آمد و بعد اين كشور را به تباهي خواهد كشيد *** صحيفه نور ج 14 صفحه 269 تاريخ: 60/3/18
توهين به شوراي نگهبان يعني آغاز انحراف براي سقوط رژيم
من به اين آقايان هشدار مي دهم كه تضعيف و توهين به فقهاي شوراي نگهبان امري خطرناك براي كشور و اسلام است. هميشه انحرافات به تدريج در يك رژيم وارد مي شود و در آخر‚ رژيمي را ساقط مي نمايد. صحيفه نور جلد: 18 صفحه: 280 تاريخ: 63/2/25
حالا هم من اعلام مي كنم به همه كساني كه دست اندر كارند من با هيچ كدامتان عقد اخوت نبستم و اگر عقد اخوت هم بسته بودم‚ خلاف مي كرديد‚ مي گفتم. صحيفه نور ج 12 صفحه 215 تاريخ: 59/4/10
+ نوشته شده در چهارشنبه 10 تیر1388 | توسط : ولی الله||
در آشوبهای خیابانی چند روز گذشته که شباهت زیادی به اغتشاشات سال ۶۰ منافقین دارد نکات قابل تاملی وجود دارد :
الف - موسوی همانند رجوی فکر می کنه و فکر می کنه همه با او هستند می خواد صاحب انقلاب بشه و فکر می کنه همه حقشو خوردن !
ب- موسوی همانند رجوی آیاتی از قرآن کریم و شعارهای اسلامی سر داده که همان قرآن های سر نیزه هست !
ج- در حال حاضر نیز عناصر گروهک منافق با همراه گروه های اغتشاشگر به هر وسیله ممکن در حال کشتار مردم هستند ! امروز در حدود ۱۰ نفر کشته شده اند !
د- گروه نفاق بنابر اخبار موثق به کسانی که در اغتشاشات حضور دارند با استفاده از سلاحهای داری صدا خفه کن شلیک می کنند و از آنها فیلم و عکس تهیه و به گروه های منافق خارج از کشور برای تبلیغ علیه نظام می دهند تا استفاده کنند.
ه- هرچه آشوبها جلو می رود مردمی که پی به ماهیت اشوبگرها برده اند از صف اغتشاشگران جدا می شوند و آشوبها در حال محو شدن است. البته سران این اغتشاشات هم کم کم پی برده اند که مردم با انها نیست و نمی توانند مردم را بفریبند!
۶- همانند بنی صدر اکثر مردم از رای خود به موسوی پشیمان شده اند و کسانی که اصلا" در انتخابات شرکت نکرده اند در اغشاشات شرکت می کنند ! و اغتشاشات می شه گفت الان دیگه ربطی به انتخابات نداره و شده جنگ منافقین به رهبری صهیونیسم و امریکا علیه انقلاب مقدس جمهوری اسلامی .
+ نوشته شده در یکشنبه 31 خرداد1388 | توسط : نویسنده مهمان||
در باره اين بيانيه چند نكته را عرض نماييم :
1- موسوي نمي داند كساني كه دور و بر او را گرفته اند و اغتشاش مي كنند اصلا" طرفدار امام نيستند و همان هايي هستند كه به امام و انقلاب فحش و ناسزا مي دادنند ، چطور مي شود با اين افراد راه امام را طي كرد ! مگر امام نفرمود اگر حرکتی کردید و دید دشمن خوشحال شده است بدانید حرکت شما اشتباه است و این را یک میزان برای اعمال ما قرار دادن ! ایا خوشحالی و هلهله دشمنان قسم خورده نظام را که سی سال است می خواهند نظام را ساطت کنند نمی بینید !
2- شما قبل از آمدن گفتيد كه به ولايت فقيه اعتقاد داريد حالا چه شده است كه به حرف ولايت فقيه گوش نمي دهيد و كجراه خود را ادامه مي دهيد ؟
3- شما هر كس را كه مخالف شما حرف بزند بر نمي تابيد و هركس را كه حرف قانوني و حق مي زند به عدم بي طرفي متهم مي كنيد !
4- شما خود را در يك خود بزرگ بيني لجام گسيخته خود را راه امام مي دانيد و بقيه را كجراه معرفي كريد كه بد نيست نامه حضرت امام در تمكين به قانون و عدم فرار وظايف خود در موارد بحراني به شما ياد آور شوم.
5- شما 45 هزار ناظر انتخاباتي داشته ايد و برهمه صندوق ها نظارت داشته ايد ! آيا در 170 حوزه انتخاباتي اگر هم به قول شما بيشتر از اراي ريخته شده باشد به تعدادي بوده كه شما بر كرسي دوست داشتني رياست جمهوري بنشاند كه حاضريد كشور را به خاطر آن به بحران ببريد و بارها گفته شده است به هر صندوقي اعتراض داريد مي توان ان را باز شماري و بررسي كرد و ايرادات بسيار ضعفي مي گوييد كه براي هر شخص بهانه گير و مغرضي به فوريت دست و پا مي شود. با اين ادله ضعيف و تشويق غير مستقيم به اوباشگري كه باعث ريخته شدن خون مردم شده و مي شويد، مي خواهيد راه چه كساني را ادامه بدهيد ؟
6- شما چه بخواهيد و چه نخواهيد خون كساني كه به دليل قانون گريزي و ايجا تجمعات غير قانوني بر زمين مي ريزد بر گردن شماست.
7- رنگ سيز شما تبديل به رنگ ريا و رنگ نقاق شده است كه در اوباشگري هاي خياباني كساني اعم از منافقين كور دل، دشمنان خارجي همانند امريكا و انگليس و صهيونيسم، اراذل و اوباش و قمه كش ها و حتي دزدان اموال عمومي و مردم با تكيه بر قانون گريزي شما دست به كارهايي مي زنند كه مردم را شما متنفر كرده است .
8- در هر حال اگر هم به فرض محال حرف ها شما درشت باشد شما به عنوان يك فرد انقلابي و دلسوز انقلاب بنا را بر تبعيت از عقل تشويق مي كنيم كه عقل حكم مي كند براي دفع فتنه و عدم صدمه به مردم از طرف اوباش اگر هم شده خواسته خود را اگر چه فكر مي كنيد درست باشد و حتي اگر خود را حق بدانيد فعلا" به مصلحت و دورانديشي رفتار كنيد. شما حتي عاقلانه هم رفتار نكرديد ! و اميدي به شما نيست.
9- شما با بسيجي با سپاهي و ارتشي و نيروي انتظامي و در كل با همه جامعه و نظام اسلامي كه امنيت اين كمترين و ابتدايي ترين نياز جامعه را بر اساس ادعاهاي بي پايه و اساس خود به ايغما برده ايد و حاضر به تمكين از رهبري نشده ايد در افتاده ايد و با آنها روبرو هستيد.
10- شما بايد قبل اصلاح ديگران به اصلاح خود بپردازيد كه از عقل منطق، قانون پيروي كنيد كه به اين محق تريد.
11- صدا و سيما فقط دنبال ارامش دادن به مردمي هست كه شما و اراذل اوباش از آنها گرفته ايد!
12- تكبير و رنگ سبز و حتي كلمات قراني كه شما در ابتداي بيانيه خود آورده ايد كه عدم تبعيت شما را از رهبري نشان مي دهد همان قرآن هاي سر نيزه است كه اوباشگران خياباني كمترين اعتقادي به آن ندارن مي باشد.
13- صبر و مماشات جامعه در قبال شما هم حدي دارد، راه شما راه منافقين و بني صدر است كه به بهانه اي جديد و رنگ و لعابي تازه شروع شده است منافقين هم فكر مي كردنند انقلاب مال آنهاست و سعي در كودتا داشتند!
14- نگذاريد كه رهبر انقلاب حرف آخر را در مورد شما بزند و تا دير نشده از راه نفاق برگرديد و خود را از توهمات كه معاندان نظام براي شما درست كرده ايد رها سازيد كه فردا شايد دير باشد.
+ نوشته شده در یکشنبه 31 خرداد1388 | توسط : نویسنده مهمان||
نسل خمینی سالها است که شاهد تاراج میراث انقلاب توسط سیاستپیشگان بیریشهای است که نام و نشان از انقلاب به عاریت گرفتهاند. یغماگری و مصادرهی ارزشهای انقلاب را این گونه میدانیم که کسانی مدعی امتیازاتی شوند که هرگز واجد آن نبودهاند و یا خود را جزو اندیشهای بدانند که واقعاً (و نه در ظاهر) متعلق به آن نبودهاند. آنان سالیان دراز خود را پیرو خط امام و دلسوز مردم و متعهد به اسلام، آزادی و انقلاب معرفی کردهاند در حالی که اساساً این ادعاها همه در حد همان ادعا بوده و بهرهای از واقعیت نداشته است و این از دوستان، دشمنان، گفتار و عملکرد آنان هویدا میشود. آنان تا جایی که توانستند خود را شبیه ارزشها و تعالیمی دانستند که مردم به برکت انقلاب و اسلام برای آنها احترام و ارزش قائل بودند. فرصتطلبان رند، دانستند که مردم به امام علاقه دارند و به او و راه و منش و هرچه به او ختم شود عشق میورزند به همین خاطر خود را خط امامی و یاران امام خمینی خواندند در حالی که در عمل ثابت کردند که راهی بجز راه خمینی بلکه کاملاً در جهت عکس او میپیمایند. اما کار به همین جا ختم نشد. وقتی راه مدعیان از امام فاصله گرفت غربگرایان دیگر قابلیت شباهت خود را با امام و راه انقلاب از دست دادند پا را از این اختلاس سیاسی فراتر گذاشتند. آنان بجای انتساب خود به راه امام، شروع کردند به تحریف راه و خط امام و مصادرهی آن به نفع خود. فهرست این جنایت سیاسی و تحریف تاریخ بسیار طولانی است که متأسفانه در سالهای اخیر به علت روشن شدن زوایایی از راه امام توسط فرزندان معنوی از نسل خمینی، شدت نیز گرفته است. کسی که خود را از سال 1342 و قبل از آن (!) سرباز انقلاب و یاور امام میخواند در تازهترین بیانات انحرافآمیز خود به هدف به چنگ آوردن کرسی ریاست جمهوری اسلامی ایران، دست به تحریف راه امام خمینی زد و امام خمینی (ره) را که بجز برای اسلام و امت اسلامی برای هیچ چیزی اعتباری قائل نبود، معتقد به سه اصل «جمهوریت، اسلامیت و ایرانیت» دانست. این حقیقت تلخی است که حقیر برای جبران حقارت خود وارد به عرصه سیمرغ میشود. بحمدالله که صحیفه نور هنوز در دسترس است و کلام امام خمینی (ره) خود بیانگر راه او است. امام خمینی (ره) معتقد به جمهوری اسلامی بود، نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد. ایرانیت انحرافی که توسط هرزگان سیاسی جعل شده و به نام خمینی کبیر جار زده میشود. برای نسل خمینی بسیار جای خوندل خوردن و تاسف است که چگونه در این کشور که همه چیزش مدیون خمینی کبیر است، به بنیانگذار انقلاب و آزادی و استقلالش اتهامات انحرافآمیز زده میشود و آب از آب تکان نمیخورد. چرا موسسه حفظ و نشر آثار امام خمینی هیچ موضعی در این خصوص نمیگیرد؟ چرا قوهی قضاییه که تعهدی بزرگ در حفظ جمهوری اسلامی و مقابله با انحرافات دارد واکنشی نشان نمیدهد؟ همین کاندیدا که احتمالاً مشاعر خود را از دست داده، به خاطر نمیآورد که خمینی کبیر مصدق را مسلم نمیدانست و شدیدترین حملات را نسبت به ملیگراها داشت و اکنون مدعی خط امام که به لقب شیخ اصلاحات معروف شده، از مصدق با عبارت «مرحوم مصدق» که زحمات زیادی در راه ملی کردن صنعت نفت کشیده یاد میکند. بیخود نیست که هر چه فرقهی انحرافی و مسئله دار است از بهایی و درویش و ... که نه تنها هیچ نسبتی با خط امام نداشتهاند بلکه هیچ نسبتی با اسلام و جمهوری اسلامی نداشتهاند، طرفدار و حامی وی شدهاند. این که عدهای مدعیند که باید همه ایرانیان را به پای صندوق رای آورد حرفی نیست ولی مسئله این است که آوردن همهی فرقهها به پای صندوق رای به چه قیمتی؟ به قیمت هزینه از کیسه انقلاب و امام خمینی؟ هنوز 20 سال از رحلت آن روح خدا و منجی اسلام و ایران نگذشته است که این تحریفات بر آن روا داشته میشود. هنوز کسان زیادی که خود با گوش خود سخنان امام را شنیدهاند زندهاند و این همه هجمه و خیانت به راه امام و خط امام روا داشته میشود، چگونه میتوان مطمئن بود که فردا کسان دیگری همچون کعب الاحبارها و ابوهریرهها مدعی راه امام و اسلام و انقلاب نشوند.منحرفان پر ادعا فکر آن را نکردند که مردم ایران تحت تربیت خمینی کبیر به آن سطحی از فهم و شعور سیاسی رسیده اند که دیگر تحت تأثیر این حقه های کثیف قرار نخواهند گرفت. مردم به خوبی خادم و خائن را از یکدیگر تشخیص می دهند و به موقع نقش تاریخی خود را ایفا خواهند کرد.
مدعی خواست که آید به تماشاگه راز دست غیب آمد و بر سینه نامحرم زد
دستان خالی خوارج انقلاب اسلامی
+ نوشته شده در جمعه 8 خرداد1388 | توسط : حمید||
آخرين نوشته هاي وبلاگ
چرا عمو سبزی فروش، کاریکاتور شد؟
طرح آشتی ملی
حفاظت از شخصيتها
بيانيه شماره 13 موسوي - روز قدس
دولت اصلاحات در 10دقيقه
سپاه پاسداران انقلاب اسلامي
آيت الله يوسف صانعي
تطبيق تاریخ خوارج و اغتشاشات اخير
كاملترين ليست كشتهشدگان افشا شد.
رای اعتماد به مجلس؟
اعترافات- خدمات صفایی فراهانی
سابقه اعترافات(مروری بر اعترافات علی افشاری)
امپراطوریِ رسانه در افغانستان هیچکاره است.
وزير زن در حكومت امام خميني
نوشته هاي برگزيده
یک نامه به یاسمن سریال لاست LOST ايستاده بمير
وبلاگ چنگيزخان مغول
سوهان حاج حسين
نزدیکی با امریکا!
کساني که احمدي نژاد را بقدرت رساندند ما انقلابی عمل نکردیم
هر بسيجي يک وبلاگ دكتر مصدق آزمون ورودي نهضت آزادي! برنده نهایی خاورمیانه کیست؟ وقتي نهضت آزادي حزب اللهي بود مقایسه انقلاب ایران، روسیه و فرانسه هلوکاست جمعیت شناسی شیعهبسم الله الرحمن الرحيم
راه امام خمینی راه ما، هدف او هدف ما، و رهنمود او مشعل فروزنده راه ماست.
Other languages
جستجو
صحيفه نور ج7 ص38
اسلام منهای روحانیت یعنی اسلام بنی عباس
آرشیو
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
نويسندگان
ولی الله
حمید
نویسنده مهمان
جالب از ديگران
نطق جدید حمید رسایی
وبلاگ خواهر کوچیکه
اینترنت و اغتشاشات
رسوایی در دستکاری عکس مراسم روز قدس
دانلود: نظرسنجي دانشگاه مريلند امريكا در ايران
موضوعات
یاران خمینی
فرزند خمینی
عرفان خمینی
سیاست خمینی
دشمنان خمینی