تبليغاتX
نسل خمینی



















نسل خمینی
و اکنون قرن خمینی ...

گروهی گویا خط خوارج را در انقلاب اسلامی پیش گرفته و بر نگاهی ارتجاعی از انقلاب و امام بسیار مصرّ هستند. این گروه که البته در زمان خود حضرت امام علم اختلاف و تفرقه را بلند کردند و از حزب جمهوری اسلامی انشعاب کردند و راست و چپ را درست کردند بعد از رحلت حضرت امام نتوانستند در مقابل موج مردم در حمایت از رهبری و ولایت آقای خامنه‌ای مقاومت کنند. آنان به ظاهر به دایره سکوت رفتند ولی کینه دیرینه‌ای که از آقای خامنه‌ای و توجه ویژه امام به آقای خامنه‌ای در دل داشتند، در سینه نهفته نگه داشتند ولی خط خود را جدا کردند و روز به روز به راه انحرافی خود بیشتر جلو رفتند.
آنان همواره نام امام را سپر بلای خود کرده و به گونه‌ای حق بجانب حضرت امام و خط امام را به نفع خود مصادره می‌کنند. گویی امام هرگز صحابه‌ای جز کروبی و موسوی و هاشمی و موسوی خوینی‌ها نداشته‌اند. همان گونه که چنان از تسخیر لانه جاسوسی سخن گفتند کانه هیچ‌کس دیگر بجز عباس عبدی و معصومه ابتکار و امین‌زاده و این‌ها جزو بالاروندگان از دیوارهای لانه نبودند.
این عده همواره با شارلاتان‌بازی خود را حق‌بجانب و مظلوم جا زده‌اند و بیش از همه از پستان مملکت مکیده‌اند و بیش از همه نمک‌دان شکسته‌اند. آقای خامنه‌ای همیشه حرمت آنان را نگه داشته است و ملاحظه خط و جناحشان را نکرده است ولی این عده به خاطر همان نمک‌نشناسی‌شان هرگز ولایت آقای خامنه‌ای را به رسمیت نشناخته‌اند اگر چه همیشه در سایه بزرگواری و کرامت ایشان زیسته‌اند. در حقیقت آنان حیات سیاسی خویش را بیش از هر چیز و هر کس مرهون لطف شخصی رهبری بوده‌اند و الا بوده‌اند قرینه‌های آنان در سوی دیگر که یک شبه طومار آنان را در هم بپیچند.
امروزه و پس از آن همه جنایت سیاسی که به میان‌داری میرحسین موسوی رخ داد حضرات توانسته‌اند در بیت حضرت امام بیتوته کنند. سید حسن خمینی که علیرغم توصیه‌های حضرت امام و حاج سید احمد خمینی اکنون در زمره مخالفان رهبری قرار گرفته این راندگان و مغضوبان مردم و رهبری را در خانه امام جا داده و حیثیت امام را برای جلوگیری از ورشکستگی کامل آنان به حساب خالی‌شان واریز کرده است.
سایت جماران که ظاهراً به‌نام نشر افکار و تعظیم امام خمینی و انقلاب اسلامی تاسیس شده است عملاً برای اعاده حیثیت از میرحسین موسوی و خوارج زمانه تمام قد وارد کار شده است. حال سوال این است که مگر شخصیت خمینی کبیر میراثی است که سید حسن خمینی مالک آن است؟ مگر سید حسن خمینی می‌تواند شخصیت و افکار حضرت امام و قداست و عظمیت امام را فدای اغراض خونین یک‌مشت هفت‌تیرکش سیاسی کند؟
جالب است که سایت جماران که به نام امام خمینی ایجاد شده و تفسیر تحریف‌شده بخش کوچکی از نظرات حضرت امام در باب وحدت را با آب و تاب طوری مطرح می‌کند که گویی امروزه نظام باید دست میرحسین و کروبی و خاتمی را به خاطر آن همه جنایت ببوسد، اساساً به بزرگ‌ترین محصول حیات طیبه امام یعنی ولایت فقیه هیچ اشاره‌ای ولو کوچک نمی‌کند. اشاره نکردن به ولایت فقیه امروز توسط مدعیان خط امام بزرگ‌ترین خیانت به خط امام و انقلاب اسلامی و خون آن همه شهید است و هرگز بخشودنی نیست. مسجد ضرار یعنی همین که امام خمینی قلابی درست کنی و در مقابل امام خمینی واقعی قرار دهی. یعنی به اسم امام تفکر اساسی امام یعنی ولایت فقیه را تضعیف کنی.
از دید خوارج انقلاب اسلامی، ولایت فقیه در برابر اغراض و شهوات سیاسی و قدرت‌طلبی آنان، اساساً چیز قابل توجه و قابل احترامی نیست.

+ نوشته شده در جمعه 22 آبان1388 | توسط : حمید| |

مقام معظم رهبری در سخنانی اغتشاش­های اخیر را به کاریکاتور تشبیه کردند. با گذشت زمان این کاریکاتور مضحک­تر شده است.

تقلید از مذهبی­های اول انقلاب. شعارهای الله­اکبر توسط کسانی که هیچ ارتباطی با اسلام ندارند و همراه شعارشان می­رقصند، اولین نماد کاریکاتورگونه بود! این تقلید و عدم ابتکار حتی به انتخاب روزهای راهپیمایی هم سرایت کرد و کاریکاتورهای داستان ما، توانایی انتخاب یک روز مستقل برای تجمعات خود را ندارند و دائم روزهایی را که فرزندان خمینی 30 سال پیش خلق کرده اند را سوار می­شوند!

عدم پایمردی (دیگر نباید خفت!) مبارزه اصولی دارد که از آن جمله سخت­کوشی و پای­مردی است در حالی­که بعضی جوانکهای خیابان ولیعصر " آهسته" می­رقصند که مبادا النگوهایشان بشكند! سران این اغتشاشات هم بعد از چند روز انفرادی، چنان از عقاید خود توبه­نامه نوشتند که همه­ی مبارزین جهان را به خنده وا داشت. البته این ضعف بنیادی را خود میرحسین هم دارد او علاوه بر قهرهای تاریخی­اش در بیانیه 13 خود نیز اصول مبارزه را نفی کرده است و زندگی راحت مردم را نشان مبارزه آنها دانسته است.

خط گرفتن از بیگانه. اینکه این جریان با حمایت علنی شبکه­های استعمارگر پیر، انگلیس و امریکا هدایت می­شود، مهمترین ضعف این حرکت است. گویا آنها تنفر تاریخی توده مردم ایران از استعمارگران را فراموش کرده­اند.

عدم پشتوانه مردمی. عدم حمایت افکار عمومی از این جریان از روز روشن­تر است. اغتشاشگران به کمک رسانه­های بیگانه تمام تلاش خود را بکار بستند که روز قدس را روز تاریخی سبز کنند ولی با شکست فاحشی مواجه شدند و حتی رهبرانشان مجبور شدند از جلوی سیلاب مردم متدین فرار کنند. 13آبان که هجمه این تبلیغات به مراتب بیشتر بود شاهد حضور بسیار کمتری از اغتشاشگران را بودیم که در واقع می­توان گفت روز فاتحه­خوانی این تجمعات بود. جالب اینکه هنوز هم رسانه­های بیگانه تلاش می­کنند این تجمع را بسیار خیره­کننده نشان دهند! باز جالبتر اینکه می­گویند 16 آذر ضربه­ی نهایی را می زنیم و نظام را ساقط می­کنیم!

افشا شدن دروغها. مدعیان تقلب 11 میلیونی، تجاوز جنسی، 300 کشته و هزاران دروغ دیگر نه تنها هیچکدام را نتوانستند ثابت کنند بلکه با رو شدن اسناد ارتباط با بیگانگان و دروغ­های دیگر روز به روز بیشتر منفور مردم انقلابی ایران اسلامی شدند.

اختلاف قول و فعل. سران گروهک سبز اموی، همواره فریاد قانونمداری می­زدند. بر اساس قانون انتخابات وارد بازی شدند ولی بعد از انتخابات گفتند ما این قانون را قبول نداریم و نهایتا آن را زیر پا گذاشتند. آنها فریاد "راه امام خمینی" را سر می­دادند ولی همه­ی میراث خمینی از ولایت­فقیه و مبارزه با امریکا تا حمایت از قدس و غیره را یکجا فروختند و هنوز هم دم از خمینی میزنند! این نفاق هم ضربه بزرگی به این جریان زد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*** صحيفه نور ج5 ص185:   ملت بزرگ! اين قيام بزرگ خود را با همان عنواني كه دارد حفظ كنيد‚ اين شعار خود را حفظ كنيد‚ نگذاريد دست­هاي اجنبي و دست­هاي اجنبي خواه در آن تصرف كند...اينها بيدار بشوند ما آنها را نصيحت مي­كنيم و اگر به نصيحت گوش نكنند كار ديگر مي­شود. آنها كه مي­خواهند توطئه كنند‚ آنها كه مي­خواهند منحرف كنند ملت ما را‚ آنها كه اختلاف بيندازند بين قشرهاي ملت‚ اينها توطئه­گر هستند و ما ساكت نمي­نشينيم‚ ما آنها را تاديب مي­كنيم. آزادي بله‚ توطئه نه‚ آزادي بيان هست‚ هر كه هر چه مي­خواهد بگويد. اسلام از اول قدرت داشته است بر رد همه حرفها و بر رد همه اكاذيب.

هر كه هر چه دارد بگويد لكن توطئه را نمي­پذيريم‚ خيانت به ملت را نخواهيم پذيرفت‚ چنانچه نپذيرفتيم. ملت ما تاكنون آنقدر خيانت ديده است كه ديگر نخواهد پذيرفت خيانت­ها را. ملت ما خون داده است تا جمهوري اسلامي وجود پيدا كند نه جمهوري‚ نه جمهوري دمكراتيك يعني جمهوري غربي‚ يعني بي بند و باري غرب‚ اين تقليدها را كنار بگذاريد‚ اين غربزدگي ها را كنار بگذاريد‚ بگذاريد ملت با اين مسيري كه گرفته است‚ استقلال خودش را تمام كند و خواهد كرد انشاءالله.

+ نوشته شده در چهارشنبه 20 آبان1388 | توسط : ولی الله| |

میرحسین هنوز در خیابان ولی­عصر است!

به تازگی طرحی موسوم به طرح آشتی یا وحدت ملی مطرح شده است که سوالهای بی­پاسخ زیادی درباره­ی آن مطرح است؛ اختلافات سر چیست؟ مرز اختلاف کجاست؟ در مورد چه چیزی باید متحد شویم؟ با چه کسی باید وحدت داشت؟ اینها سوال­های بی­پاسخ این طرح است که منجر به مبهم­تر شدن فضای این فتنه خواهد شد و ظاهرا طرح­کنندگان واقعی آن به دنبال اهدافی چون فرار از قانون و اجرای عدالت، زنده نگه داشتن گفتمان بحران، حفظ محوریت برای بعضی شخصیتها، توقف فرایند روشنگری علیه خائنان و منافقان و ترمیم آبروی قانون­شکنان و حامیشان است. در ادامه به بررسی این مساله می­پردازیم.

ادامه­ی یک سناریو. ظاهرا رویکرد این طرح همان طرح دستمالی شده دولت ائتلاف ملی است که قبل از انتخابات برای کنار زدن احمدی­نژاد مطرح شد و آقای لاریجانی همه­ی دوست و دشمن نظام را در همایش 30سال قانون­گذاری جمع کرد نا شاید بتواند بحث دولت ائتلافی محسن رضایی و یا شبیه آن را با پشتوانه هاشمی به اجماع برساند ولی نهایتا منجر به برخورد تند مقامات عالی نظام در خصوص این همایش شد و حتی پولهای خرج شده در آن هم شرعا زیر سوال رفت. این نطفه گویا امروز به شکل دیگری در حال انعقاد است و خواصی که به گفته­ی مقام معظم رهبری در شرایط بحران سکوتشان هم بی­تقوایی است و بعد از انتخابات به اشتباه سكوت كردند، امروز ژست بی­طرفی بین حق و باطل گرفته­اند و دستاویز فتنه­جویان شده­اند. بهرحال بی­طرفی در بین حق و باطل خودش حمایت از باطل است لذا این ساده­اندیشان بهتر است الان نیز سكوت كنند و دم از وحدت نزنند. چون مطرح كردن این مباحث با هدف متوقف كردن روشنگری‌ها صورت می‌گیرد. كسانی که امروز طرح وحدت ملی را مطرح می‌كنند كه تا دیروز با تمام قوا بر خلاف آن عمل کرده اند. مثلا جناب آقای محسن رضایی در بحرانی­ترین شرایط هرچه توانست در صحت انتخابات تشکیک کرد و آب به آسیاب کودتاگران ریخت حالا دم از وحدت می­زند.

میرحسین هنوز در خیابان ولی­عصر است! نظر میرحسین موسوی هم درخور تامل است: « در دیداری که با نمایندگان فراکسیون اقلیت مجلس داشتم بحث وحدت ملی را مطرح کردم که در آنجا قصد من از این اصطلاح بیشتر به یک حس و اراده جمعی بود که در طول انتخابات تشکیل شد. در آستانه انتخابات، زنجیره سبزی که میدان تجریش را به میدان راه‌آهن جوش داد یکی از بهترین مظاهر وحدت بود.» یعنی از نظر ایشان وحدت ملی به معنی وحدت اقلیت طرفدرانش است. به عبارت دیگر هنوز هم می­خواهد که اقلیتِ خیابان ولیعصر را بر کل کشور حاکم کند و اسم آن را وحدت ملی بگذارد. البته طراحان اصلی این طرح چندان در پی جذب مجدد موسوی نبوده و راهکاری برای آن تدارک ندیده­اند بلکه هدف اصلی، ترمیم وجهه بعضی شخصیتهای دیگر است. لذا موسوی هم در مصاحبه­ای از هماهنگ نشدن این طرح با او اعلام نارضایتی کرده است.

حسن نیت کافی نیست. عده­ای بحث حکمیت بزرگانی مثل مهدوی­کنی را مطرح کرده­اند. اولا هر نیت خیری حتما منجر به عمل خیر نمی­شود. چه بسا با نیت خیر اشتباهات بزرگی رخ می­دهد. چقدر ساده­اندیشی است اگر گمان کنیم منافقانی که تیغ بر روی نظام و ولایت­فقیه کشیده­اند حالا بیایند و حکمیت فرزند همان نظام و ولایت فقیه را بپذیرند! عجیب­تر اینکه بعضی دوستان گفته­اند که امام حسن هم صلح کرد! وقتی کشور در اوج اقتدار، بحران را پشت سر گذاشته و موفقیت­های دیپلماسی خارجی بیشتر آشکار شده، در حالی که ملت ایران نشان دادند که با مردم کوفه در زمان امام­حسن بسیار متفاوت هستند، اکنون نظام به چه حقی آبرو و اقتدار این مردم را زیر پا بگذارد و دست قانون­شکنان را بفشارد؟ چگونه می­توان با جریانی متحد شد که دولت امریکا و رژیم اشغالگر قدس رسما از آنها حمایت کرده و گروهکهای سلطنت­طلب، منافقین، مسعود رجوی و رضا پهلوی در حمایت از آنها بیانیه صادر می­کنند؟

محور واقعی طرح وحدت ملی. اگر محور وحدت قانون اساسی است، پس چرا پدرخوانده اصلاح­طلبان از قانون­شکنان حمایت کرده و می­کند؟ محور وحدت اگر پذیرش حکم ولایت فقیه باشد، تنها باید یک طرف این دعوا یعنی قانون­شکنان و کسانی که ولایت فقیه را نادیده گرفتند عذرخواهی کرده و به این اصول بازگشت کنند. ولی شواهد نشان می­دهد که محورهای واقعی این وحدت شخص دیگری می­باشد. ظاهرا هدف این طرح بیشتر آرام‌سازی و کنترل فضای اطراف ‌هاشمي‌رفسنجانی است، طراحان این طرح قصد ندارند از جانب نظام مشروعیت رفتارهای بعد از انتخابات را تايید کنند. بلکه با توجه به اینکه در این فتنه بعضی از اصولگرایان از هاشمی فاصله گرفته­اند و بعضی از اصلاح طلبان هم از ایشان ناخشنودند، این طرح تلاشی برای بازگشت همه­ی آنها بر این محور است! به عبارت دیگر این طرح تنها برنامه­ای برای احیاء بعضی شخصیتهاست. وگرنه چگونه ممکن است نماینده آقای رضایی در جلسه نمایندگان کاندیداها با مقام معظم رهبری به شدت از شخص ولی­فقیه انتقاد کند و بعد هم خود رضایی او را تحسین کند که؛ تنها نماینده­ی من جرات انتقاد بی­پرده را داشته است، ولی حالا دم از وحدت حول محور ولایت فقیه را بزند. شاید هم به تازگی ولی فقیه بعضی­ها عوض شده باشد!

ابزاری برای موج­سواران. البته دلیل دیگری برای مطرح کردن این طرح بی سر و ته و بی­خاصیت می­تواند زنده نگه داشتن گفتمان بحران و تنش باشد. چرا که موج­سواران همواره در شرایط نا آرام می­توانند موج­سواری کنند. همانطور که بعد از نماز جمعه مقام معظم رهبری پس از انتخابات و دعوت به قانون توسط ایشان، فضا به سمت آرامش می­رفت ولی خطبه­ی هاشمی رفسنجانی با تشکیک در انتخابات، اعلام شرایط بحرانی و  ارایه راهکارهای فرا قانونی در تضاد با منویات مقام معظم رهبری، منجر به تشدید تنش­ها شد. امروز هم در حالی که چند هفته­ای است که آشوبگران دستاویز جدیدی ندارند، آقایان دوباره این خدمت را به به این موج­سواران می­کنند.

وحدت با جنایتکار! بدون روشن شدن تکلیفِ تهمت­های بزرگی مثل تقلب 11میلیونی، کشتار بی­حساب مظلومین و یا تجاوز جنسی، می­خواهیم سر چه چیزی متحد شویم. اگر اصلاح طلبان هنوز معتقدند که این نظام به راحتی چنین جنایات بزرگی را مرتکب می­شود چرا می­خواهند با جنایتکاران دست وحدت بفشارند؟ اگر هم این اتهامات را به دروغ منتشر کرده­اند باید با صدای بلند معذرت­خواهی کنند. بهرحال بدون توجه به ریشه این اغتشاشات نمی­توان راه حلی برای آن جست. اینجا دعوای دو همسایه نیست که با روبوسی مسایل حل شود، اینجا شخصی علیه امام عادل، تنفیذ و حکم او تحریک و قیام کرده است. اخیرا خاتمی در سخنانی گفته است که اگر به معترضین اجازه تجمع داده نشود آنها بعد از این "هسته­ی عمل" تشکیل می­دهند. سوال اینجاست که آنها تا کنون چه عمل دیگری انجام نداده­اند که به آن تهدید می­کنند، از این کلمات بوی ترور و گروهک­های منافقین به مشام می­رسد.

فرار از افکار عمومی. زمانی که آقایان آشوب­طلب به خیال پشتوانه­ی مردمی، پشت سر هم علیه نظام تندترین بیانیه­ها را صادر کرده و تهدید می­کردند باید به فکر وحدت ملی بودند. زمانی که آقازاده ها آشوبها را هدایت می­کردند باید به فکر اتحاد می­افتادند، روزهایی که آبروی نظام را به حراج گذاشته بودند و گمان می­کردند که می­توانند نظام را به زانو دربیاورند باید به فکر آشتی ملی می­افتادند. حالا که غبار فتنه در حال  فرو نشستن است و اسناد ارتباط با جرج سورس آشکار شده، دروغ­ها یکی پس از دیگری افشا شده و با رو گردانی همان میزانِ حداقلیِ افکار عمومی مواجه شده­اند به فکر آشتی افتاده­اند. بهرحال اگر همه­ی حسن نیتها را هم بپذیریم چه تضمینی برای پایبندی طرف­های قانون­شکن به نظرات میانجی باشد. چرا که آنها یکبار با استفاده از ظرفیت­های قانونی وارد انتخابات شده و قانون­گرایی را شعار اصلی خود قرار دادند ولی زمانی که همه چیز را به ضرر خود دیدند همان قانون را لگد مال کردند.

وحدت بدون اجرای قانون غیرممکن است. حتی اگر دعوت­کنندگان به قانون­شکنی عذرخواهی هم کنند باز هم مسایلی از قبیل حقوق پایمال شده شهروندان باقی می­ماند که نظام هم نمی­تواند یک­طرفه آنها را ببخشد. در آشوب‌هاي پس از انتخابات، 37 تن از هموطنان مظلوم کشته شده­اند و آبروی نظام در جهان هتک شده است و اين هزينه­ی هنگفت، چيزي نيست كه به آساني چشم­پوشی کرده و فراموش كنيم. كساني كه تهمت تقلب و تجاوز زدند و كساني كه به‌جاي پيگيري قانوني اعتراض، طرفدارنشان را به خيابان‌ها كشاندند، همه بايد در دادگاه محاكمه و مجازات شوند. تا وقتي مسببان آشوب، تحريك‌كنندگان، جنايتكاران و افترا زنندگان محاكمه و مجازات نشده و قانون اجرا نشود وحدت بی­معناست و تفاهم و آشتي به معني تبرئه گناهكاران و جنايتكاران است.