تبليغاتX
نسل خمینی

















نسل خمینی
و اکنون قرن خمینی ...

بقول رفقاي حبس كشيده: "همه چيز با يه سيگار شروع شد!" داستان من و سريال لاست هم، همش تقصير حسام بود كه روز اول گفت اصطلاحات اين سريال، خيلي اكتيو هستن. سريال لاست پربيننده­ترين سريال قرن اخير است كه 18 نويسنده بر روي داستان پيچيده و جذاب آن كار كرده­اند. و تنها نه من به خال لبش مبتلا شدم، كافيست يك جستجو بين وبلاگها كنيد تا بفهميد كه به هركه بنگري به همين درد مبتلاست!

من معمولا سعي مي­كنم از فيلمها لذت ببرم و بدون پيش­داوري سراغ آنها مي­روم ولي اولين قسمت اين سريال براي من عجيب بود. شمشير برهنه اين سريال، نامها و اسامي آن بود كه ذهنيت من را خدشه­دار كرد. در اين سريال، خداي ليبراليسم و تجربه­گرايي يعني «جان لاك» در قالب نقشی با همين نام به عرصه آمده است و جالب­تر اينكه در فصل چهارم متوجه مي­شويم جان لاك نام خود را به «جِرمي بنتام» تغيير داده است يعني نام فيلسوفي كه منفعت اقتصادي را اصل مي­داند. تفاوت او با جان لاك در اين است كه جان لاك مالكيت خصوصي را بعلت اعتقاد به ليبراليسم ولي بنتام بخاطر اصالت منفعت مطرح مي­كند. جالبتر اينكه در اين دوره او ديگر به رهبري رسيده است. نام دزموند(ديويد)هيوم فيلسوف پوچ­گرای اسكاتلندي كه اتفاقا در اين فيلم با همين نام و مليت است توجه مرا بيشتر به خود جلب كرد.«دنيل راسو» نيز زني مردم­گريز و تنها در جنگل است كه نامش يادآور فيلسوف جامعه­گريز «ژان­ژاك روسو» است. «ميخائيل باكونين» فيلسوف آنارشيست شوروي هم در اين فيلم نقشي دارد. نكته اينجاست كه عقايد همه اين فيلسوفان اومانيست غربي در اين سريال، در ظرف زمان و مكان خود كاملا بحق توجيه مي­شوند.

اسامي غيرمشهور هم جهتدار هستند. مثلا نام «شپرد» رهبر نجات­يافتگان، بمعني «چوپان» است و از اسامي حضرت مسيح بوده كه مسيحيان گاهي شپرد را بجاي كلمه مسيح و يا خدا بكار مي­برند. صاحبان جزيره­ي مرموز، اغلب اسامي يهودي دارند و كساني كه بعلت سقوط هواپيما، اتفاقي روي اين جزيره فرود آمده­اند اغلب مسيحي هستند بجز يك نفر مسلمان و دو نفر چشم بادامي. فرد مسلمان يك شكنجه­گر عراقي بنام سعيد جراح است(جراح يعني خونريز) و متولد شهر تكريت(محل تولد صدام) است! اسامي حواريون در بين مسيحيان،ريچال(راحيل مادر یوسف و بنیامین)، سیمون (شمعون)، آرن(هارون)، بن(بنيامين) و ژاكوب (يعقوب، پدر بني­اسراييل) به عنوان رييس اصلي و پشت پرده صاحبان جزيره عجيبتر از همه بود.

وقتي ديدم others با نامهاي يهودي كه اتفاقا گروهي برگزيده هستند، خطاب به مسافران سرگردان سقوط كرده در اين جزيره گفتند: "اين جزيره­ي ماست نه جزيره شما، شما اينجا هستيد چون ما اجازه داديم." ديگر نتوانستم خودم را به خوش­بيني بزنم! اين ساكنان در قسمتهاي اول بسيار وحشي و خونريز ديده مي­شدند ولي به مرور بيننده به اين نتيجه مي­رسد كه اتفاقا آنها بسيار انسانهاي متمدن، باهوش و نهايتا انسانهاي مظلومي هستند كه براي نجات خودشان و بشريت در حال تلاش هستند. بعد از قتل عام عمومي ساكنان جزيره در سالهاي گذشته، بار ديگر اخيرا مورد هجوم قرار مي­گيرند كه مجبور به مهاجرت و جابجايي مي­شوند. صحنه­هاي كوچ اين ساكنان اصلي در جزيره خودشان بسيار رقت­انگيز است و اجبارا به تنها نقطه امن جزيره يعني معبد(temple) كوچ مي­كنند. غول ناشناخته­ای هم وجود دارد که بدون علت انسانها را می­رباید و می­کشد ولی بعد معلوم می­شود که فقط یک سیستم امنیتی سالم برای حفظ معبد است. درمورد مکان جزیره هم آنها مطمئن نیستند که جزیره مطلوب آنها همانجا باشد بلکه فقط پیش­بینی کرده­اند که در آینده این نقطه میتواند باشد و اینگونه به آن نقطه رسیده­اند و جالبتر اینکه همه باید به آن جزیره برگردند چون قرار است جنگ بزرگی بین خیر و شر در آن جزیره رخ دهد و ... نکاتی از این قبیل مثل اصالت مادر، تولد و خون كه از اركان عقايد يهود است در اين فيلم با ظرافت زيادي مورد توجه قرار گرفته است كه با بنيامين: برگزيده بودن با مظلوميت و مصيبت همراه است.بررسي تك تك صحنه­ها و ديالوگها مي­توان يك كتاب نوشت.

مديريت اجباري جك شپرد بر جامعه نجات­يافتگان و رقابت او با جان لاك هم پر از نكات تاريخي است كه در اين مختصر نمي­گنجد. جدال بنيامين و جان لاك براي هدايت جامعه يهوديان هم بي­حساب نيست. تكيه كلام بنيامين اين است كه من هميشه و در همه حال برنامه­اي دارم. اوايل مخاطب مي­بيند كه بنيامين، رهبر ساكنان اصلي جزيره، خيلي دروغ مي­گويد ولي بعد به اين نتيجه مي­رسد كه اين دروغ­ها فقط براي حفظ جان ساكنان جزيره و يا كل جهان بوده است. «برگزيده بودنِ» آنها توسط يعقوب هم خيلي تاكيد مي­شود.

كساني كه هنوز هم يهودي بودن اين سريال را باور ندارند كافي است lost را در گوگل­كتاپ جستجو كنند تا بيابند كه طي چند دهه اخير چقدر كتاب منتشر شده كه نام لاست در تيتر آنها وجود دارد. البته اغلب اين كتابها در مورد سريال لاست نيست بلكه در مورد اقوام ناپديد شده يهود و يا بهشت گم­شده آنهاست!


جمله­ي مشهوري در امريكاست كه مي­گويند: "همه سينما مي­روند كه با عقايد آن فيلم آشنا شوند ولي يهوديان سينما مي­روند تا عقايد خودشان را مرور كنند." موج عجيب سريال لاست در دنيا بقدري است كه هزاران سايت و وبلاگ و فروم درباره رموز اين سريال وجود دارد. كدهاي اين سريال در تطيهر چهره صهيونيسم بقدري حرفه­ای و فراوان است كه انسان دوست دارد روزي 100بار نويسنده و كارگردانانِ خودمان را به خاطر کارنابلدیشان لعنت كند!

دوستم حسام كه كارشناس ارشد اديان است ترغيبم مي­كرد كه باهم كتابي در خصوص رمزگشايي­هاي اين سريال بنويسيم. اما به نظر من تا وقتي كه نتيجه­ي سرمايه­گذاري و كادرسازي در وزارت فرهنگ ما، امثال مخملباف و بهمن قبادي است اينگونه كارها هيچ فايده­اي ندارد.

+ نوشته شده در سه شنبه 23 تیر1388 | توسط : ولی الله| |

امام خمینی و مبارزهخمینی کبیر:
ما می گوییم تا شرک و کفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم. ما بر سر شهر و مملکت با کسی دعوا نداریم، ما تصمیم داریم پرچم «لا اله الا الله» را بر قلل رفیع کرامت و بزرگواری به اهتزاز درآوریم. پس ای فرزندان ارتشی و سپاهی و بسیجی ام! و ای نیروهای مردمی! هرگز از دست دادن موضعی را با تاثر و گرفتن مکانی را با غرور و شادی بیان نکنید که اینها در برابر هدف شما به قدری ناچیزند که تمامی دنیا در مقایسه با آخرت. صحیفه نور ج 20 صفحه 236




سرلشگر پاسدار شهید حاج احمد کاظمی:

ای برادران عزیز، مومن، مسلمان، خدا پرست وزیر پرچم ولایت، ما باید همیشه آماده مبارزه باشیم. اگر مبارزه از وجود ما گرفته بشود، ما می میریم، اگر مبارزه در چارچوب ما نباشد ما دیگر نمی توانیم به خودمان بگوییم که جوان های این مملکت هستیم، مبارزه جزو کارهای ماست، حالا هر روز به گونه ای. ما در چاچوب انقلاب اسلامی قرار گرفته ایم، ما فریاد کشیده و گفته ایم که ما خدا را می خواهیم، ما با ضد خدا سر سازش نداریم و دست از این شعار و عقیده، که اساس حرکت ما بوده، نمی توانیم برداریم. شما فقط این موج رادیو را تاب بدهید! ببینید چه قدر دشمن در گوشه وکنار دنیا برای مبارزه با ما خوابیده است! مگر این ها می توانند دست از کفر وعنادشان بردارند؟ مگر اینها می توانند یک روز به ما بگویند که آسوده باشید؟! مگر اینها می توانند ما را ببینند که در مملکت خودمان به مبارزین فلسطینی کمک می کنیم تا علیه امریکا واسرائیل قیام کنند؟! هرگز! اینها با ما مبارزه می کنند. باید همیشه در وجودمان، در خون مان، در خانواده های مان، در گفتارمان، در اعمال مان، در شغل مان، در برنامه ریزی مان چهره مبارزه، مقاومت و ایثار و فداکاری باشد.

+ نوشته شده در شنبه 20 تیر1388 | توسط : حمید| |

با دقت در روند تحولات یک ماهه اخیر می توان نقش ماهیگیری به سبک اصلاح طلبی را به خوبی مشاهده نمود. هفت تیر کشان سیاسی که فقط منتظر آب گل آلود هستند تا بر موج مردم مظلوم سوار شوند و عقده های سالیان دور از قدرت خود را بگشایند.
علیرغم همه ضعف ها و نقص های مدیریت امنیتی کشور در ایام انتخابات، بالاخره با کوشش نیروهای فداکار بسیجی و امنیتی و تلاش موثر صدا و سیما با استفاده از کارشناسان و متخصصان عملیات روانی، کودتای رسانه ای  و نرم دشمن خنثی شد و با افشای ماهیت اصلاح طلبان شورشی، صف آنان را از مردمی که سلیقه ای بجز احمدی نژاد داشتند، جدا کرده تا تعداد کل یاران براندازی سبز موسوی (نه رای دهندگان به موسوی) مشخص شود.

حنای موسوی دیگر رنگی ندارد. موسوی به غلط تصور کرد که هر کس به او رای داده پس به براندازی سبزش و مقابله او با ارکان نظام یعنی ولایت فقیه و شورای نگهبان پیوسته. به نمودار زیر نگاه کنید:


این نمودار که از بخش آنالیز روندهای گوگل Trends google تهیه شده نشان می دهد که تشنگی افکار عمومی نسبت «بیانیه های موسوی» تا چه اندازه بوده است. اوج جستجوی کاربران اینترنتی برای یافتن بیانیه موسوی مربوط به 13 ژوئن (23 خرداد) یعنی یک روز پس از انتخابات است. موضع موسوی که مشخص شد افکار عمومی به موسوی و بیانیه هایش بی اعتنا شد.

یک اوج دیگر در جستجوی افکار عمومی نسبت به بیانیه های موسوی مشاهده می شود و آن 20 ژوئن (30 خرداد) است که مربوط به روز پس از خطبه های نماز جمعه رهبری است که آن هم مردم می خواستند ببینند که موسوی چه نظری درباره این خطبه ها داشت که البته موسوی تا چند روز هیچ بیانیه ای نداد و افکار عمومی از اطراف موسوی و افاضاتش پراکنده شدند و موسوی ماند و کوله باری از سیاه کاری و بیانیه های بی خواننده و اسناد مالی بی صاحب و سرمایه یک عمر فعالیت سیاسی که بر باد رفته.

موسوی اساساً سرهنگ بی هنگ شد و اکنون خس و خاشاک مورد اشاره احمدی نژاد ظاهر شد زیرا سیلاب فروکش کرده و از آن چه که در چند متر ارتفاع روی سطح آب خودنمایی می کرد چیزی باقی نماند.

پی نوشت:

۱- یکی پیدا بشه موسوی رو از خواب بیدار کنه!

۲- ممکن است موسوی فردا نمودار بالا را یک توطئه کثیف و مهندسی آمار سازی بنامد!

--------------------------

تکمیل:

دیروز که نمودار فوق تهیه شد اطلاعات مربوط به جستجوی واژه "بیانیه میرحسین" از کل شهرهای ایران بود ولی امروز نموداری که به دست می آید فقط مربوط به تهران است! و بقیه شهرها اطلاعاتشان نمودار نمی شود!

البته ناگفته نماند که با توجه به تهیه نمودار بر اساس اطلاعات لحظه ای گوگل و همینطور شینطت گوگل که بر هیچ کس پوشیده نیست، نمودار ممکن است در طول زمان تغییر کند. بنابراین این وبلاگ ان شاالله من بعد به هیچ عنوان به گوگل استناد نخواهد کرد و همین یک بار هم اشتباه شد.

+ نوشته شده در شنبه 13 تیر1388 | توسط : حمید| |

آقاي موسوي عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام و از افراد مورد تاييد امام خميني بوده است. ايشان داراي افتخارات ديگري هم در جمهوري اسلامي هستند. لذا طي دو هفته اخير همه مسئولان نظام از كوچك تا بزرگ، همگي براي اقناع ايشان و دست برداشتن از محاربه، خدمت ايشان شرفياب شده­اند! ولي آن جناب استدلالهاي هيچكدام از شخصيت­هاي حقيقي و حقوقي را نپذيرفته و بدون هيچ منطق قانوني يا عقلايي، حاضر به آتش­بس عليه نظام نشده­اند. اين منت­كشي از يك محارب با نظام به حدي شد كه صداي بعضي از نمايندگان مجلس هم درآمد و از ديداركنندگان با ايشان به شدت انتقاد كردند كه شأن نظام و مجلس را اينقدر پايين نياوريد.

تخلفات موسوی عليه قانون اساسي از شمارش خارج شده است و با جواب رد به همه خيرخواهان نظام راه برگشتي باقي نگذاشته است. لذا ديگر دليل منطقي وجود ندارد كه بيش از اين براي لجبازي­هاي غيرقانوني متحمل هزينه شويم. بنظر من حفظ ايشان به قيمتي بيش از اين تعداد كشته نمي­ارزد.

موسوي كه دائم خود را نخست­وزير امام خميني معرفي مي­كنند بايد طبق بيانات همان امام، دستگير و به اشد مجازات برسد. ايشان بايد بداند كه هيچ فشار خارجي و داخلي باعث كوتاه آمدن فرزندان خميني در محاكمه معارضين با نظام نخواهد شد.

فرمايشات حضرت امام ؛

عرض اندام در خيابانها عليه قانون با هر عنواني يعني همان كار هيتلر

اگر يك جايي عمل به قانون شد و يك گروهي در خيابان­ها بر ضد اين عمل بخواهند عرض اندام كنند‚ اين همان معناي ديكتاتوري است كه مكرر گفته­ام كه قدم بقدم پيش مي­رود‚ اين همان ديكتاتوري است كه به هيتلر مبدل مي­شود انسان‚ اين همان ديكتاتوري است كه به استالين انسان را مبدل مي­كند. اگر قانون در يك كشوري عمل نشود‚ كساني كه مي­خواهند قانون را بشكنند اينها ديكتاتوراني هستند كه به صورت اسلامي پيش آمده اند يا به صورت آزادي و امثال اين حرف­ها. اگر همه اين آقاياني كه ادعاي اين را مي كنند كه ما طرفدار قوانين هستيم.. صحيفه نور ج 14 صفحه 269 تاريخ: 60/3/18

صبح بلند مي­شود مي­گويد من قانون را قبول ندارم، تو غلط مي­كني! بايد بعنوان مفسد في­الارض محاكمه شود.

غلط مي­كني قانون را قبول نداري‚ قانون تو را قبول ندارد. نبايد از مردم پذيرفت‚ از كسي پذيرفت كه ما شوراي نگهبان قبول نداريم‚ نمي­تواني قبول نداشته باشي. مردمي كه به قانون اساسي راي دادند منتظرند كه قانون اساسي اجرا بشود‚ نه هر كس از هر جا صبح بلند مي­شود بگويد من‚ من شوراي نگهبان را قبول ندارم‚ من قانون اساسي را قبول ندارم‚ من مجلس را قبول ندارم‚ من رئيس جمهور را قبول ندارم‚ من دولت را قبول ندارم. بعد از اينكه يك چيزي قانوني شد‚ ديگر نق زدن در آن‚ اگر بخواهد مردم را تحريك بكند‚ مفسد في الارض است و بايد با او دادگاه ها عمل مفسد في الارض بكنند *** صحيفه نور ج 14 صفحه 244 تاريخ:  60/3/6

كسي كه قانون را قبول ندارد يعني ديكتاتور ولو اينكه مظلوم­نمايي كند.

ديكتاتوري همين است كه نه به مجلس سر فرو مي آورد‚ نه به قوانين مجلس و نه به شوراي نگهبان و نه به تاييد شوراي نگهبان و نه به قوه قضائيه و نه به دادستاني و نه به شوراهاي دادستاني و همين طور به همه ارگان ها. قانون معنايش اين است كه اين چيزهايي كه به حسب قانون اسلامي‚ به حسب قانون كشوري كه منطبق با قوانين اسلام است‚ اينها را‚ وظيفه شان را قانون معين كرده. بعد از آنكه قانون وظيفه را معين كرد‚ هر كس بخواهد كه برخلاف او عمل بكند اين يك ديكتاتوري است كه به صورت مظلومانه حالا پيش آمده است و بعد به صورت قاهرانه پيش خواهد آمد و بعد اين كشور را به تباهي خواهد كشيد *** صحيفه نور ج 14 صفحه 269 تاريخ: 60/3/18

توهين به شوراي نگهبان يعني آغاز انحراف براي سقوط رژيم

من به اين آقايان هشدار مي دهم كه تضعيف و توهين به فقهاي شوراي  نگهبان امري خطرناك براي  كشور و اسلام است. هميشه انحرافات به تدريج در يك رژيم وارد مي شود و در آخر‚ رژيمي را ساقط مي نمايد. صحيفه نور جلد: 18 صفحه: 280  تاريخ: 63/2/25

 حالا هم من اعلام مي كنم به همه كساني كه دست اندر كارند من با هيچ كدامتان عقد اخوت نبستم و اگر عقد اخوت هم بسته بودم‚ خلاف مي كرديد‚ مي گفتم. صحيفه نور ج 12 صفحه 215 تاريخ: 59/4/10

+ نوشته شده در چهارشنبه 10 تیر1388 | توسط : ولی الله| |

 سازمانtrorr free tomorrow (فرداي بدون ترور) طی یک نظرسنجي قبل از انتخابات، كه تلفني از شهروندان ايراني نمود نتايج زير را به دست آورد :

 و ترجمه آن :

توجه کنید آمار کل حدود ۷۸ درصد می شود و این به خاطر این است که کسان دیگری در آن زمان برای انتخابات مطرح بوده اندو لی حذف شده اند. در اینجا همانطور که ملاحظه می شود نسبت امار احمدی نژاد ۲.۵ به ۱ برابر موسوی بوده است.

همين است كه مي گوييم كسي كه خود را با خواب زده هرگز بيدار نخواهد شد !

البته از این مطلب نگذريم كه من به شخصه اعتقادي به منبع قرار دادن بيگانگان ندارم ولی چون اين موسسه غير دولتي است و همچنين همه مي دانند احمدي نژاد چالشي براي امريكاست آورده ام .

منبع : http://haghentekhab.blogfa.com

+ نوشته شده در دوشنبه 8 تیر1388 | توسط : نویسنده مهمان| |

من به اشکالات جزئی در انتخابات معطرفم ولی در جایی که ۴۰ هزار ناظر آقای موسوی بوده چطور می توان علیه ایشان ۱۰ میلیون رای تقلبی به صندوق ها ریخت ؟

اخيرا" ايميلي براي من ارسال شده كه عنوان شده دلايلي براي تقلب در انتخابات پيدا كرده اند ! كه مي توان به راحتي پي برد كه كسي كه اين هجو نامه را نوشته ادم مغرضي هست و در پي حقيقت نيست و شايد جزء افرادي هست كه اصلا در انتخابت شركت نكرده است كه اينجانب پاسخ مختصري مي دهم هر چند ارزش جواب دادن ندارد !

1- 70 درصد آرا را يك خط (نفر) و با يك خودكار ؟

 در بازشماری مشخص شد 70 درصد آرا با یک خودکار و یک خط نوشته شده است 

رضایی گفت در بازشماری غیررسمی مشخص شد که 70 تا 80 درصد آرا با یک نوع خودکار و با یک خط مشترک به نفع یک کاندیدای خاص به صندوق‌ها ریخته شده است. البته از آنجا که اطلاعات اولیه لازم به دست ما نرسید، عملاً این نوع بررسی‌ها هم بی‌فایده بود و چیزی را اثبات نمی‌کرد

جواب : آيا اصلا" چنين چيزي از نظر يك عقل سالم امكان دارد كه حدود 17 ميليون راي (70 درصد آراي احمدي نژاد) بوسيله يك نفر و با يك خودكار نوشته شود و بر فرض تقلب ايا كسي كه مي خواهد تقلب كند نمي تواند چند صد نفري بياور و چند نوع خود كار به آنها بدهد ؟ شايد خود احمدي نژاد اينها را به تنهایی نوشته ! اگر کلی گویی کسی مثل ایشان (امیدوار رضایی) سند است که هزاران مثل ایشان دلیل بر صحت انتخابات دارند. جناب اقای رضایی نگفتن با وجود ۴۰ هزار ناظر انتخاباتی چطور می شود این همه تقلب کرد. می دانیم که ناظرین از ابتدای رای گیری تا پایان شمارش ارا حضور دارن و همه چیز را یادداشت می کنند. بنابرای می توان فهیمد چه کسی دروغ می گوید و یک عقل سلیم می فهمید که کسانی که مغرض هستند و یا سرخورده از رای ملت هستند دست به شایعه سازی می زنند تا شایعه خود را تقویت کنند ؟!

  ۲- تشابه دست خط در عکس !

جواب : در عكس بالا كه دليل تقلب آورده شده سه تا برگ راي داراي دست خط هاي متشابه عنوان شده كه با كمي دقت مي توان پي برد كه مثلا شكل نوشتن حرف "ي" و يا "ا" (الف) و حتي "د"  تو اين سه برگه متفاوت است و اين را به هر خط شناسي بدهيد خواهد گفت كه اين دست خط سه نفر جداگانه است و يا اينكه شماره  كانديدا ها سه جور متفاوت نوشته شده است.

۳- راي هاي تميز و تا نخورده ؟

 

 

 

جواب : قطعا" شما خود را به حماقت زده ايد و يا فكر مي كنيد ديگران احمق هستند ! راي ها براي شمارش به صورت بسته هاي چند صد تايي بسته بندی مي شوند و دور آنها را با نايلن و يا چيز ديگه اي مي بندند و اين باعث صاف شدن برگه های راي مي شود. البته هر صندوق تا چند هزار راي دارد كه سنگيني اينها باعث صاف شدن مضاعف راي ها مي شود و تميزي راي ها هم بگويم مگر كساني كه راي مي دهند مي خواهند با راي ها چكار بكنند كه كثيف بشود حداكثر هر نفر بعد از تحويل راي 20 تا 40 ثانيه بعد آن را به صندوق مي اندازد. پس دليلي براي كثيفي راي ها وجود ندارد. دهنه صندوهای رای طوری است که هر کسی می تواند رای  را بدون تا زدن در صندوق بیندازد ! در این عکس ها شما چطور می توانید خطوط تا شدن  رای ها ببینید ؟

 ۴- وجود اسم شوراهاي شهر روي صندوق راي رياست جمهوري دليل تقلب ؟

 در میان عکسهایی که در خبرگزاری رسمی دولت از بازشماری آرا منتشر شده است، چند نکته جدی وجود دارد: 1- اینکه صندوق رای شورای شهر در میان صندوقهای رای ریاست جمهوری چه می کند؟ 2- چرا رای ها اینقدر نو هستند و هیچکدام تا نخورده اند؟ مگر هنگام رای دادن برگه های رای را تا نکردیم؟ 3- تمام محمود احمدی نژادها با یک خط نوشته شده اند

جواب : روي يكي از صندوق ها (حالا ممكن است روي صندوق هاي راي ديگر هم چيزهاي ديگري نوشته شده باشد كه شما آنها را نديده باشيد) علت وجود اين اسم ها اين است كه اين صندوق ها براي همه انتخابات استفاده مي شوند حتي براي راي گيري در انتخابات شورايهاي شهر!  و براي انتخابات صندوق جديد خريداري نمي شود  ممكن است روي آنها در انتخابات گذشته (مانند شورا هاي شهر) چيزي نوشته باشند و آن را پاك نكرده باشند اين دليل تقلب است ؟

۵- صندوق های رای کشف شده در ساختمان نیمه کاره کتابخانه شیراز !

اولین بار یک خبرنگار انگلیسی چنین خبری رو انتشار داد ! بعد کسی و یا کسانی چند عکس از صندوقهای رای انتشار دادن که ادعا شده است که در ساختمان نیمه کاره ! کتابخانه شیراز پیدا شده ! توی عکس به روشنی مشخص است که جایی که این صندوق ها واقع شده نیمه کاره نیست و این فقط یک شایعه سازی و ترفند تبلیغاتی است! هیچ وقت گفته نشده شماره صندوق چی بوده ؟! و ما کدام شعبه یا حوزه بوده ! و ... خداوند دروغگویان را رسوا می کند ! 

خبر جدید راجع به این موضوع (رسوایی دروغگویان) :

فرماندار شیراز گفت: که صندوق های رای موجود در مرکز اسناد و کتابخانه مرکزی شیراز، با دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران هیچ ارتباطی ندارد.

ابراهیم عزیزی، فرماندار شیراز در گفت و گو با ایرنا گفت: بر اساس دستورالعمل وزارت کشور، پس از اعلام نتایج و گذشت مدت زمانی مشخص و نیز بعد از امحای آرای دریافت شده، سه صندوق و محتویات آنها پلمپ و به عنوان سند ملی به مرکز اسناد ملی منتقل می شود.

پیشتر، گزارش هایی از مشاهده چهار صندوق رای در ساختمان نیمه کاره کتابخانه مرکزی شیراز منتشر شده بود.

فرماندار شیراز گفته است که صندوق های موجود در مرکز اسناد و کتابخانه مرکزی شیراز به دوره های مختلف انتخابات گذشته از جمله مجلس خبرگان رهبری، مجلس شورای اسلامی و شوراهای اسلامی شهر و روستا مربوط است و هیچ ارتباطی به دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ندارد.

همچنین، خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) به نقل از علی اکبر صفی پور، مدیر مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس گزارش داد که شناسایی، جمع آوری و نگهداری تمام اسناد و مدارک تولیدشده در نهادهای دولتی، از وظایف سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران است و برگزاری انتخابات در کشور هم منجر به تولید اسناد و مدارکی می شود که یکی از آنها صندوق های اخذ رای است.

منبع : http://haghentekhab.blogfa.com/post-9.aspx

+ نوشته شده در پنجشنبه 4 تیر1388 | توسط : نویسنده مهمان| |

يك نامه به ياسمن

هفته قبل وقتي رِيبون سبز را دور مچ ياسمن ديدم به انگليسي بهش گفتم: "طفلكي! ...جوانيِ برباد رفته" ياسمن هم نگاه عاقل­اندر سفيهي به من كرد و با اعتماد به نفسِ سبز رنگي گفت: " موج سبز تمام كشور را گرفته و ما پيروز قاطع انتخابات هستيم. از هركس مي­پرسم مي­گويد به موسوي راي مي­دهد." ... امروز روز دهم است كه از ياسمن خبري ندارم ولي حتما جوانهاي زيادي مثل او هستند كه تحت تاثير اخبار كاناليزه شده و فضاي خاصي مي­باشند كه به شور جواني و عدالت­جويي آنها اجازه بروز منطقي را نمي­دهند. در اين شرايط، بسياري از استدلالهايي كه درون گفتمان انقلاب مي­باشد براي اين عزيزان كارساز نمي­باشد لذا نامه­اي براي ياسمن نوشتم با معيار و مبناي خودش؛

سلام ياسمن خانم!

قبل از همه، همسرم دعا مي­كرد كه در اين گير و دار اغتشاش حق و باطل، سالم بماني و باز هم دور هم براي پيشرفت كشور عزيزمان، انگلیش بلغور كنيم!! ياسمن! من اصلا در مقام حمایت از كارهاي احمدي­نژاد نیستم و بشدت به سانسور اخبار حامیان موسوی در رسانه ملی طی روزهای اخیر انتقاد دارم ولی تو كه به اعتراف خودت به خيرخواهي من شك نداري، اميدوارم با حوصله اين مطالب را دنبال كني؛

الف- شايد تجربه سياسي شما به 12 سال پيش نرسد ولي بعد از دوم­خرداد76، بسياري از سران جناح راست نتيجه را غيرقابل پيش­بيني ناميدند. آنها نمي­دانستند كه سالهاست عهد بوق تمام شده و سازمانهاي نظرسنجي علمي و رسمي در داخل و خارج كشور اطلاعات دقيقي از نتايج انتخابات پيش­بيني مي­كنند. مثلا در همان انتخابات76، گالوپ معروف­ترين سازمان نظرسنجي امريكا (البته وابسته به سازمان سيا) آن انتخابات را با دقت بالايي پيش­­بيني كرده بود. امروز هم سازمانهاي نظرسنجي رسمي و علمي خوبي در كشور فعاليت دارند كه در تمام انتخاباتهاي 7-8 سال گذشته با خروجي خود قدرت علمي خويش را اثبات كرده­اند. با اينحال، چون تمام سازمانهاي وابسته به جمهوري اسلامي از نظر شما فاقد صلاحيت هستند، شما را به سازمانهاي امريكايي ارجاع مي­دهم.

1- New America Foundation (بنياد امريكاي نوين) طی يك نظرسنجي تلفني در 30شهر بزرگ دوبرابر بودن آرای احمدی­نژاد را پیش­بینی کرده بود(اينجا). جالب اينجاست كه voa هم اين نظرسنجي رو پذيرفته(اينجا) و با حاشيه برتري دوبرابري، پيروزي احمدي­نژاد را از 3 هفته قبل از انتخابات تاييد كرده است. شیطنت اين نظرسنجي اين است كه از پرسش­شوندگان پرسيده است شما خواهانِ دموكراسي بيشتري هستيد يا كمتر؟ و مردم هم قاعدتا جواب داده اند بيشتر. و اين سايت تيتر زده است كه" 77درصد ايرانيان خواهان دموكراسي بيشتري هستند"!

2- سازمانtrorr free tomorrow (فرداي بدون ترور) طی یک نظرسنجي قبل از انتخابات، از دوبرابر بودن آراي احمدي­نژاد نسبت به موسوي خبر مي­دهد.(اينجا دانلود كنيد) جامعه آماري اين نظر سنجي فقط 30شهر اصلي ايران است. اينجا هم واشينگتن­پست ارگان رسمي دموكراتها و قديمي­ترين و بزرگترين نشريه واشنگتن، آنرا تحليل كرده است و نتيجه انتخابات را منطبق بر نظر كارشناسان اين سازمان مستقل دانسته و در تحليل خود احتمال تقلب را ناممكن مي­داند. هرچند هافينگتون­پست بعد از انتخابات(!) براي تشكيك در انتخابات ايران اينجا 5 دليل براي غيرقابل­قبول بودن اين نظرسنجي ارايه كرده است ولی پذيرش و تحليل سي­ان­ان از اين نظرسنجي را اينجا مطالعه فرمایید.

3- پيش­بيني منتشره شده توسط دوستانتان در بي­بي­سي را اينجا مطالعه كنيد. اين هم تحليل بعد انتخابات.

۴- اين هم راديو آزادي اروپا كه بر پيروزي دوبرابري احمدي­نژاد صحه گذاشته است. اين هم تاييد همين پيش­بيني توسط تحليلگر خليج­تايمز.

5- اين هم گاردين كه با توجه به نظرسنجي­هاي انجام شده و حتي تحليل راي آذري­ها بعنوان دومين قوميت ايراني و يا ترس مردم ايران از اظهار واقعي راي خود و غيره نهايتا بنا به دلايلي از جمله روحيه بيگانه­ستيزي ايرانيان، نتيجه­گيري كرده كه احمدي­نژاد خواسته­ي مردم بوده و اگر دوباره انتخابات برگزار شود وي با اختلاف بيشتري موسوي را جا خواهد گذاشت.

ياسمن خانم! پيش­بيني نتيجه انتخابات توسط خبرگزاري­هاي جهان خیلی زياد است(+) و فقط كمي حوصله و انصاف مي­خواهد كه مطمئن هستم شما هردو را داريد. عليرغم اين شواهد، حاميان educated آقاي موسوي باز هم بجاي همراهي با مردم روستاها و شهرهاي كوچك(۷۷٪جمعیت ایران)، پشت كامپيوتر خود نشستند و به نظرسنجي­هاي اينترنتي دلخوش كردند و با فضاي ساختگي تلويزيون bbc فارسي، خود را غرق روياهاي جوانانه كردند.

بجز ادعاهاي تاج­زاده و رهنورد(+) حتي اگر يك نظرسنجي رسمي و علمي در دنيا نشان از برتري موسوي بر احمدي­نژاد داشته باشد، بخدا قسم از همين امروز در تمام تجمعات مدني همراه شما شركت مي­كنم و تا احقاق حق، لحظه­اي بيكار نمي­نشينم!

ب- با اينكه تمام اين خبرگزاريها پيروزي احمدي­نژاد را پيش­بيني كرده بودند و در روزهاي آخر نيز اوج رقابتهاي واقعي و مردم­سالاري را از ايران گزارش مي­كردند و حتي روز انتخابات ميزان حضور مردم را باعث افتخار و شكوه ايران مي­ناميدند ناگهان همه چيز عوض شد و امروز همين سايتها شروع به تشكيك در انتخابات كردند و بر توهمات بدون سند دامن زدند. واقعا انگليس طي 150 سال اخير در كدام برهه زماني خيرخواه ايران بوده است؟ شما كه سرتان در اخبار خبرگزاريهاي خارجي هست حتما بخاطر داريد كه سيمون هرش پارسال در خصوص نحوه هزينه بودجه مصوب امريكا عليه ايران در نيويوركر مقاله­اي نوشت(اينجا) بعد هم واشنگتن­پست از قول هرش گفت كه براي ناآرامي سياسي و كمك به روزنامه­نگاران مي­توان آنرا هزينه كرد(اينجا). جالب اينكه اخيرا antiwar هم مقاله­اي درج كرده كه از اين400ميليون دلار، مقداري براي انقلاب سبز ايران بكار مي­رود(اينجا). اينها همه تجاوز مستقيم عليه امنيت ملي ماست وگرنه جنگ رواني آنها عليه مردمسالاري ايران كه جاي شك ندارد.

ج- بخاطر دارم كه شبي كه براي خواستگاري رفته بودم، خواهر كوچكم مرا نصيحتي كرد و گفت: "انسان را سگ بگيرد ولي جَو نگيرد." ياسمن خانم! آقاي موسوي تحت تاثير جوسازي اطرافيانش خود را پيروز قبل از انتخابات مي­دانست وگرنه نظرسنجي­ها چيز ديگري را اعلام مي­كردند. اين پديده كاناليزه شدن متاسفانه هنوز هم ادامه دارد چرا كه عليرغم پاسخ صريح و دقيق وزارت كشور درخصوص بعضي شبهات ستاد موسوي، اعلاميه جديد موسوي باز هم همان ادعاها عينا مطرح شده است. موسوي اين جوابهاي واضح را نمي­شنود و يا نمي­خواهد بشنود؟ وي بدون معرفي كردن شعبي كه در آن تخلف شده است باز هم با كلي­گويي به شبهات خود ادامه داده است.

د- آقاي موسوي كه حدود 40هزار نماينده پاي صندوقهاي راي داشته است(+) چرا تا امروز سندي براي اثبات تقلب گسترده و كلي­گويي­هاي خود ارايه نكرده است؟ هنوز در سايت ايشان و سايت مهدي هاشمي از هواداران درخواست مي­شود كه اگر كسي سندي دارد به آنها كمك كنند. دوستِ منصف! حداقل يكبار پاسخهاي همين كلي­گويي­هاي بي­سند (پلمپ شدن صندوقها قبل از تاييد نمايندگان، آراي 120درصدي حوزه­ها، كمبود تعرفه در بعضي شعب، عدم تمديد ساعت راي­گيري، تعداد تعرفه­هاي چاپ­شده، عدم صدور كارت براي نمايندگان، اخراج نمايندگان نامزدها هنگام بازشماري آرا و چندين شبهه ديگر) را از قول مراجع رسمي در اينجا و اينجا + + بخوانيد اگر جوابها غيرمنطقي بود ما هم همراه شما تا نابودي اين دولتِ دروغ­گو خون خود را فدا مي­كنيم! Freedom Or Death

هـ من حامي موسوي نبودم ولی بخاطر دارم كه ايشان چطور دم از قانون مي­زد. ولي امروز قانون انتخابات را مفيد نمي­داند(+). ايشان بقدري از ولايت فقيه دم زده بود (+) كه من به ايمان او به ولايت فقيه غبطه مي­خوردم! اما امروز مستقيم عليه آن موضع مي­گيرد و اختلاف را به خيابانها كشانده است.

و - چون مي­دانم سرت درد مي­كند براي مچ­گيريِ علميِ گزارشات مديران، اينجا تست بنفورد را برا اثبات يا رد ساختگي بودن آمار نتايج انتخابات ايران مطالعه كن. بحث­های آماری خوب دیگری هم جهت اثبات صحت انتخابات برای خواننده بیطرف وجود دارد؛ رگرسیون، انحراف معيار، نگاه سيستمي به تقلب..

ياسمن! من به هيچ­وجه ادعا نمي­كنم كه تخلف در اين انتخاب صفر بوده است. تنها درخواست من از خدا اين است كه ما را از تعصبات كور و بي­مدرك خارج كند تا بتوانيم در فضايي معقول و امن كشورمان را بسازيم تا به دنيا ثابت كنيم كه تنها مردم­سالاري ديني مي­تواند دنيا را از اين بن­بست ليبراليسم-دموكراسي نجات دهد.

ارادتمند شما امين.

+ نوشته شده در سه شنبه 2 تیر1388 | توسط : ولی الله| |

بسیج میقات پابرهنگان و معراج اندیشه پاک اسلامی است - بسیج لشکر مخلص خدا ست

  حضرت امام خمینی

بسیج در درجه اول یک نهاد فرهنگی است که فرمان تشکیل ان بوسیله حضرت امام  خمینی صادر شد.

عزیزان بسیجی شما منتخبین حضرت امام و منصوبین به ایشان هستید مبادا اعمال و رفتاری از شما سر بزند که از روی احساسات و عصبانیت باشد در رفتارتان همانند حضرت علی باشید و کارهایی نکنیم که دشمن از آنها سوئ استفاده نماید !

در برخورد با تجمعات غیر قانونی به این فکر کنید که کسانی که در این اعتراضات شرکت می کنند اولا" هموطن ما دوما" مسلمان سوما" شیعه چهارما" کسانی هستند که بوسیله دیگران اغفال شده هستند و چیزهایی که شما می دانید انها نمی دانند به همین جهت تا سر حد امکان با آنها مهربان باشید و کاری نکنیم که دلیلی برای اعمال ناپسند آنها باشد. 

در اکثر وبلاکها و اخبار دیگری که شنیدم متاسفانه بعضی به نام بسیجی و حتی تعدادی از بسیجیان عزیز که توجیه نشده اند دست به کارهایی می زنند که محرک محسوب می شود و با فلسفه وجودی بسیج سازگار نیست.

رئیس قوه مقننه هم این را متذکر شده اند . که ناشی از همین اخبار می باشد. 

البته از این سخن هم نگذریم که اگر بسیج نبود اشوب طلبان و بردگان صهیونیسم و امریکا تهران را به آتش می کشیدن و دوشا دوش نیروی انتظامی فتنه مادی پرستان و فریب خوردگان را به ارامش و امنیت ملت تبدیل کردنند - من به نوبه خود از انها و زحماتشان تشکر می کنم .  

+ نوشته شده در دوشنبه 1 تیر1388 | توسط : نویسنده مهمان| |

آخرين نوشته هاي وبلاگ

دستان خالی خوارج انقلاب اسلامی
چرا عمو سبزی فروش، کاریکاتور شد؟
طرح آشتی ملی
حفاظت از شخصيتها
بيانيه شماره 13 موسوي - روز قدس
دولت اصلاحات در 10دقيقه
سپاه پاسداران انقلاب اسلامي
آيت الله يوسف صانعي
تطبيق تاریخ خوارج و اغتشاشات اخير
كامل­ترين ليست كشته­شدگان افشا شد.
رای اعتماد به مجلس؟
اعترافات- خدمات صفایی فراهانی
سابقه اعترافات(مروری بر اعترافات علی افشاری)
امپراطوریِ رسانه در افغانستان هیچ­کاره است.
وزير زن در حكومت امام خميني

نوشته هاي برگزيده

یک نامه به یاسمن
سریال لاست LOST
ايستاده بمير
وبلاگ چنگيزخان مغول
سوهان حاج حسين
نزدیکی با امریکا!
کساني که احمدي نژاد را بقدرت رساندند
ما انقلابی عمل نکردیم
هر بسيجي يک وبلاگ
دكتر مصدق
آزمون ورودي نهضت آزادي!
برنده نهایی خاورمیانه کیست؟
وقتي نهضت آزادي حزب اللهي بود
مقایسه انقلاب ایران، روسیه و فرانسه
هلوکاست
جمعیت شناسی شیعه