تبليغاتX
نسل خمینی



















نسل خمینی
و اکنون قرن خمینی ...

هر وقت به دوستم مي­گفتم يادم بنداز فلان كار را انجام بدم، بهم مي­گفت: يادم بنداز كه يادت بندازم! حالا اين­كه چه كسي بايد يادآوري كند، درست مثل بعضي سياستمداران كشور ماست؛ ضعفِ روشنفكران كشورِ ما به حدي است كه امام خميني از مردم عادي مي­خواست كه روشنفكرانِ جامعه را بيدار كنند! چون مردم متدينِ كشور ما هميشه از سياستمداران و نخبگان جلوتر بوده­اند.

وقتي خبر تباني دسته­جمعي سياستمداران را عليه احمدي­نژاد شنيدم(+) حس كردم اين­بار هم اين مردم هستند كه بايد مسئولين را بيدار كنند؛

صحيفه نور ج 13 ص83: دست از اختلافات و هواهاي نفساني برداريد... بر روشنفكران غرب­زده و شرق­زده بتازيد و هويت خويش را دريابيد كه روشنفكران اجير شده بلايي بر سر ملت و مملكتشان آورده­اند كه... امروز زماني است كه ملت­ها چراغِ راهِ روشنفكرانشان شوند و آنان را از خود باختگي و زبوني در مقابل شرق و غرب نجات دهند كه امروز روز حركت ملت­هاست و آنان هادي هدايت كنندگان تاكنونند...

 همانطوري كه مكرر من عرض كرده­ام و سايرين هم گفته­اند انتخابات در انحصار هيچ­كس نيست، نه در انحصار روحانيين است، نه در انحصار احزاب است، نه در انحصار گروه­هاست انتخابات مال همه مردم است. مردم سرنوشت خودشان دست خودشان است و انتخابات براي  تحصيل سرنوشت شما ملت است. صحيفه نور ج18 ص245

قضيه حزبي بودن نيست..از اين حزب­ها بودند كه همه شكست خوردند و تا اينجا كه ما آمديم با روحيه پاك و ضمير صاف، مردم با توجه به اسلام، توجه به ديانت تا اينجا آمدند و پيش بردند. صحيفه نور ج6 ص150

 22خرداد روز بيداريِ سياست­بازان از توهمات است. انشاءالله

+ نوشته شده در دوشنبه 31 فروردین1388 | توسط : ولی الله| |

روشِ هميشگي امام خمينيره، عدم انتقادِ علني از مسئولين جمهوري اسلامي بوده است. ايشان چون حفظ وحدت را در آن شرايطِ حساس، بالاترين تكليف براي همه مي­دانستند، در بين عموم هميشه از مسئولين تمجيد مي­كردند ولي انتقادهاي لازم را به صورت خصوصي مطرح مي­كردند.

حال ببينيد جنابِ عزيز دردانه، چه موقعيت نشناسي كردند كه امام مجبور شد در نامه اي رسمي بشدت از ايشان انتقاد كرده و انتقادات بيشتر را به جلسه خصوصي موكول كنند!

نامه امام خمینی در پی استعفای میرحسین موسوی  تاريخ : 17/6/67

بسم الله الرحمن الرحيم

جناب آقاى موسوى نخست وزير محترم

نـامـه اسـتـعـفـاى شـمـا بـاعـث تـعـجـب شـد، حـق اين بود كه اگر تصميم بدين كار داشتيد لااقـل مـن و يـا مسوولين رده بالاى نظام را در جريان مى­گذاشتيد. در زمانى كه مردم حزب الله براى يارى اسلام، فرزندان خود را به قربانگاه مى­برند، چه وقت گله و استعفا است !

شما در سنگر نخست­وزيرى در چارچوب اسلام و قانون اساسى به خدمت خود ادامه دهيد، در صـورتـى كـه نـسـبـت بـه بـعـضـى از وزرا بـه تـوافـق نـمـى­رسـيـد، چـون گـذشـتـه عـمـل مـى­شـود. ايـن حـق قـانـونـى مـجـلس اسـت كـه بـه هـر وزيـرى كـه مايل بود راى دهد.

تـعـزيـرات از ايـن پـس در اختيار مجمع تشخيص مصلحت است كه اگر صلاح بداند به هر مـيـزان كـه مـايـل بـاشد در اختيار دولت قرار خواهد داد. همه بايد به خدا پناه بريم و در مواقع عصبانيت دست به كارهايى نزنيم كه دشمنان اسلام از آن سوء استفاده كنند.

مـردم مـا از ايـن گـونـه مـسـايـل در طول انقلاب زياد ديده اند، اين حركات هيچ تاثيرى در خـطوط اصيل و اساسى انقلاب اسلامى ايران نخواهد داشت. از آن­ جا كه من به شما علاقه­مندم انشاءالله عندالملاقات مسايلى است كه گوشزد مى نمايم .

والسلام

روح الله الموسوى الخمينى

صحیفه نور جلد۲۱ ص۱۱


پي­نوشت: دوستم مي­گفت خاتمي كه امام از او تعريف كرده بود اين شد، حالا اين بنده خدا كه امام ازش انتقاد كرده چه خواهد شد. الله اعلم!

+ نوشته شده در چهارشنبه 19 فروردین1388 | توسط : ولی الله| |

هر وقت من به صحيفه امام خميني رجوع مي­كنم از آينده­نگري و اعجاز قولي خميني­كبير در حيرت مي­مانم. وصيت امام خميني حدودا در اول دهه 60 نوشته شده و از آنجا كه اين كتاب نظام سياسي و جهان بيني اين نظام را مشخص مي­ كند و بايد سالها شناسنامه جمهوري اسلامي باشد لذا اغلبِ مطالب كلي است. ولي امام در سال آخر عمر خود بعد از آخرين تحول اصلي كشور (صلح) نكاتي را به مسئولين و دولت گوشزد كردند كه بسيار جاي تامل دارد؛

جلد 21 صحيف نور: ... اما نكاتى كه در سازندگى توجه به آن ضرورى است؛

1- خانواده هاى معظم شهدا و ... ، من ميل ندارم كه اين قدرشناسى فقط در حد تعريف و تمجيد ظاهرى خلاصه شـود...

2- تقويت بنيه دفاعى و نظامى كـشـور و تـوسـعـه و گـسترش صنايع تسليحاتى...

3- تـوجـه بـه بـازسـازى مراكز صنعتى نبايد كوچكترين خللى بر ضرورت رسيدن بـه امر خودكفايى كشاورزى وارد آورد، بلكه اولويت و تقدم اين امر بايد محفوظ بماند و مسوولين بيشتر از گذشته خود را مكلف به اجراى آن سازند و در امر احياى اراضى و مهار آب هـا و ايـجـاد سـدهـا و تـشـويق كشاورزان و دامداران و استفاده  هر چه بيشتر از نعمتهاى بيكران الهى در طبيعت تلاش نمايند كه مطمئنا خودكفايى در كشاورزى مقدمه اى است براى استقلال و خودكفايى در زمينه هاى ديگر.

4- مـهـمـتـريـن عـامـل در كـسـب خـودكـفايى و بازسازى توسعه مراكز علمى و تحقيقات و تـمـركـز و هـدايـت امـكـانات و تشويق كامل و همه جانبه مخترعين و مكتشفين و نيروهاى متعهد و مـتخصصى است كه شهامت مبارزه با جهل را دارند و از لاك نگرش انحصارى علم به غرب و شـرق درآمـده و نـشان داده اند كه مى توانند كشور را روى پاى خود نگه دارند. انشاءالله اين استعدادها در پيچ و خم كوچه هاى اداره ها خسته و ناتوان نشوند.

5- برنامه ريزى در جهت رفاه متناسب با وضع عامه مردم توام با حفظ شعاير و ارزش هـاى كـامـل اسـلامـى و پـرهيز از تنگ نظرى ها و افراط گرايى ها و نيز مبارزه با فرهنگ مـصـرفـى كـه بـزرگـترين آفت يك جامعه انقلابى است و تشويق به توليدات داخلى و برنامه ريزى در جهت توسعه صادرات و گسترش مبادى صدور كالا و خروج از تكيه به صـادرات نـفـت و نيز آزادى واردات و صادرات و به طور كلى تجارت بر اساس قانون و با نظارت دولت در نوع و قيمت .

6- رعايت اصول ايمنى و حفاظتى مراكز و صنايع و ايجاد پناهگاه هاى جمعى براى مردم و كارگران كه اين اختصاص به زمان جنگ ندارد بلكه طريقه احتياط در هر شرايط است .

7- اسـتـفـاده از نـيـروهـاى عظيم مردمى در بازسازى و سازندگى و بها دادن به مؤمنين انقلاب
خصوصا جبهه رفته ها و توسعه حضور مردم در كشاورزى و صنعت و تجارت و بازسازى شـهـرهـاى تـخـريـب شـده و شـكـسـتـن طـلسـم انـحـصـار در تـجـارت داخل و خارج به افراد خاص متمكن و مرفه و بسط آن به توده هاى مردم و جامعه .

8-  حـفـظ و نـگهدارى تركيب يك يا چند شهر خراب شده در جنگ به منظور ترسيم علنى تـجـاوز دشـمنان عليه انقلاب و كشورمان و نشان دادن قدرت دفاع و مقاومت قهرمانانه ملت كـه آيـنـدگـان فـقـط بـه اسـنـاد و نـوشـتـه هـا بـسـنـده نكنند. البته اين كار با رضايت كامل صاحبان املاك و با ايجاد شهرهاى مجاور بايد انجام شود...     روح الله الموسوى الخمينى   12/7/67.

حالا خدا وكيلي كداميك از دولتها از سال67 تا كنون اين موارد را در اولويت خود قرار داده بودند؟

هاشمي، اولويتِ كشاورزي را فراموش كرد كه هيچ خانواده شهدا و همه چيز از يادش رفت؟

در مورد بند چهارم هم از هركدام از نخبگان و دانشمندان ايراني بپرسيد، خواهد گفت 3 سال اخير بهترين دوران آنها بوده است. از اختراعات اكتشافات گرفته تا ايجاد بنياد نخبگان و فعاليتهاي آن.

تحليل بقيه هم با خودتان.

+ نوشته شده در دوشنبه 17 فروردین1388 | توسط : ولی الله| |

آخرين نوشته هاي وبلاگ

بسیج خمینی، بسیج موسوی !
عمار ها اینجا هستند.[1]
دستان خالی خوارج انقلاب اسلامی
چرا عمو سبزی فروش، کاریکاتور شد؟
طرح آشتی ملی
حفاظت از شخصيتها
بيانيه شماره 13 موسوي - روز قدس
دولت اصلاحات در 10دقيقه
سپاه پاسداران انقلاب اسلامي
آيت الله يوسف صانعي
تطبيق تاریخ خوارج و اغتشاشات اخير
كامل­ترين ليست كشته­شدگان افشا شد.
رای اعتماد به مجلس؟
اعترافات- خدمات صفایی فراهانی
سابقه اعترافات(مروری بر اعترافات علی افشاری)

نوشته هاي برگزيده

یک نامه به یاسمن
سریال لاست LOST
ايستاده بمير
وبلاگ چنگيزخان مغول
سوهان حاج حسين
نزدیکی با امریکا!
کساني که احمدي نژاد را بقدرت رساندند
ما انقلابی عمل نکردیم
هر بسيجي يک وبلاگ
دكتر مصدق
آزمون ورودي نهضت آزادي!
برنده نهایی خاورمیانه کیست؟
وقتي نهضت آزادي حزب اللهي بود
مقایسه انقلاب ایران، روسیه و فرانسه
هلوکاست
جمعیت شناسی شیعه