تبليغاتX
نسل خمینی

















نسل خمینی
و اکنون قرن خمینی ...

چرا عاقلان را ملامت کنیم؟!

   نتونستم از این شعر خوش­ساخت صرف­نظر کنم؛

چرا عاقـلان را نـصيـحت کنـيم بياييد از عـشق صحبـت کنيم

تمام عبادات ما عادت­است به بي­عادتي کاش عادت­کنيم 

چه اشکال دارد پس از هر نماز دو رکعت گلي را عبادت کنيم

بـه هنـگـام نـيـت بـراي نـمـاز بـه آلاله ها قـصـد غربـت کنيم 

چه اشکال­دارد که در هرقنوت دمي بشنو از ني حکايت­کنيم

چه اشکـال دارد در آيينـه هـا جــمــال خـدا را زيـــارت کنيم

مـگر موج دريا ز دريا جداست چـرا بـر يکي حکم کثرت کنيم 

پراکندگي حاصل کثرت است بــيـاييد تـمـرين وحــــدت کنيم 

وجود تو چون عين ماهيت است چرا باز بـحــث اصـالت کنيم

اگرعشق خود علت­اصلي است چرا بحث معلول و علت کنيم

بيا جيب احسـاس و انديشه را پر از نقل مهـر و محبت کنيم

پـر ازگـلـشـن راز از عــقـل سرخ پر از کيـمياي سعـادت کنيم 

بيايـيـد تـا عـيـن الـقـضـات مــيــان دل و ديـــن قـضاوت کنيم 

اگـر سنت اوست نـوآوري نـگاهي هـم از نـو به سنـت کنيم 

مگو کهنه شد رسم عهد الست بياييـد تـجديـد بيعـت کنيم

بـرادر چـه شـد رسم اخـوانـيــه بيـا يــاد عـهـد اخوت کـنـيـم

بگو قافيه سست يا نادرست همين بس که ما ساده صحبت کنيم

خــدايـــا دلــي آفــتــابـي بــده که از بـاغ گـلـهـا حـمـايـت کنيم 

رعايت کن آن عاشقي را که گفت "بيا عاشقي را رعايت کنيم"

+ نوشته شده در چهارشنبه 16 آبان1386 | توسط : ولی الله| |

   امیرمومنان در نهج­البلاغه می­فرمایند؛ «المرأةُ ریحانةٌ لیسَ بقهرمانة» (ریحانة یعنی "گل" و  قهرمانة یعنی کسی که کفیل دخل و خرج خانواده است.)

   برای مقدمه باید بعضی از حقوق فراموش شده زن در اسلام را یادآوری کنم؛

   طبق قانون اسلام زن هیچ وظیفه ای در قبال پخت­وپز خانه و یا شست­وشو در خانه ندارد. زن هیچ وظیفه ندارد که منزل را تمییز نگه دارد. سنت در اسلام این­گونه بوده که مهریه­ی زن را همان هنگام عقد به­طور کامل به او پرداخت می­کردند. زن حق دارد بابت هرکاری که در منزل می­کند مبلغی را غیر از نفقه­ی دایم از شوهر مطالبه کند. زن حتی حق دارد بابت حامله شده مبالغی را بخاطر نگه­داشتن فرزند در رحم از شوهرش دریافت کند. زن هیچ وظیفه­ای در قبال شیر دادن فرزند ندارد و اگر خواست می­تواند بخاطر شیر دادن به بچه از شوهرش وجهی را مطالبه کند.... زن تنها دو وظیفه در خانواده دارد؛ تامین روحی و عاطفی شوهر و تربیت فرزند. والسلام!

به­عبارت دیگر زن در خانواده جز تربیت انسان که بزرگ­ترین و پیچیده­ترین عمل

وظیفه زن !!

همایش حقوق و مسوولیت زن در نظام اسلامی! تیرماه ۸۵

انسان است هیچ تکلیفی ندارد.

   آنچه باعث شده که زنان ما امروزه پا به کوچه و بازار گذاشته­اند یک دلیل عمده دارد؛ بزرگی و اهمیت عمل عظیم انسان­سازی را باور نکرده­اند.

   روح­الله خمینی در کودکی، پدرش را از دست می­دهد و در واقع ایشان را مادر و عمه­اش تربیت کردند؛ به­نظر شما نقش این دو زن در تاریخ معاصر ما موثرتر بوده یا نقش مثلا پروین اعتصامی یا فلان زن فعال اجتماعی؟

   اصلا موضوع مورد بحث مرز حضور زن در جامعه نیست بلکه حرف ما اهمیت این تکلیف بزرگ زنان در قبال جامعه بشری است -که متاسفانه در حال فراموش شدن می­باشد- و نهایتا بهانه­های آن که منجر به جنجال فمینیست­ها شده است. عمده احکام مقدس اسلام که به­طور غیر مستیقم باعث کم­شدن حضور فیزیکی زنان در جامعه می­شود؛ یادآور این وظیفه بزرگ زنان در قبال بشریت است. آنچه که شیطان و شیطان­پرستان غرب از آن هراس دارند تربیت هزاران خمینی دیگر در ایران و جهان است. پس این همه تلاش و دست و پا زدن آنها برای فمینیسم خیلی هم مسخره نیست.

+ نوشته شده در پنجشنبه 10 آبان1386 | توسط : ولی الله| |

احمدی نژاد و لاریجانی پرچمداران اصول گرایی«لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی استعفا کرد.» این خبری بود که خبرگزاری‌های داخلی و جهان را شوکه کرده و در عرض چند ساعت به اصلی‌ترین خبر این رسانه‌ها تبدیل شد. هم‌زمان گمانه‌زنی‌ها شروع شد: «احمدی‌نژاد او را تحمل نکرد.»؛ «دوره‌ی عقلانیت در مسئله‌ی هسته‌ای به پایان رسید.»، «لاریجانی با احمدی‌نژاد اختلاف سنگینی داشتند.»، «لاریجانی در طول این دوسال 15بار توسط احمدی‌نژاد مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌بود.»!!، «یک منبع آگاه اعلام کرد: لاریجانی به زودی افشا می‌کند، احمدی‌نژاد مملکت را به سوی جنگ می‌برد.»!!، «احمدی‌نژاد گفت: رقیب سابق را هرگز تحمل نخواهم کرد.»!!

آن‌قدر گفتند و گفتند که خودشان هم باورشان شد. اما چیزی که در این میان خیلی جالب بود، این بود که خارجی‌ها و مخصوصا امریکایی‌ها این استعفا را نشان حاکم‌شدن تفکر احمدی‌نژاد به‌طور کامل بر سیاست خارجی و شدیدتر شدن موضع ایران در این پرونده دانستند، اما داخلی‌های خوش‌حال آن را ضعیف‌تر شدن موضع ایران در این صحنه دانستند. واقعا هرکسی از ظن خود شد یار من.

نکته‌ای که در این میان برای من خیلی جذاب بود، بروز جلوه‌ای جدید از اصول‌گرایی و سیاست‌ورزی اصول‌گرایانه بود. اگر چه استعفای لاریجانی و جداییش از احمدی‌نژاد خوش‌آیند نبود و خوش‌بین‌ترین کسان هم تصور نمی‌کردند که این دو از هم جدا شوند، اما جداشدن آنان نیز برای سیاست‌مداران ایران درسی بزرگ به‌همراه داشت.

سه مقدمه را باید ذکر کنم.

1-      فراموش نمی‌کنم در پایگاه بسیج که می‌خواستیم بچه‌ها را اردو ببریم، با این‌که همه بسیجی بودیم و فرماندهی واحدی هم داشتیم و یک‌جا هم می‌خواستیم برویم و همه‌ی امور هم کاملا برنامه‌ریزی شده بود، با برخی از دوستان چه‌قدر بحث و جدل و جنگ و دعوا داشتیم مثلا برای این‌که چه کسی زودتر برود و کداممان چه کنیم و یا مثلا چه ساعتی حرکت کنیم و یا لیست اسامی را چه‌گونه بنویسیم و ...  می‌خواهم نتیجه بگیرم اختلاف و دعوا همیشه بر سر اصول نیست گاهی هم بر سر نحوه‌ها است.

2-      سرمان را از جبهه‌ی اصول‌گراها بگردانیم به جبهه‌ی اصلاح‌طلب‌ها که مدعی تحمل و آزادی‌بیان و خودانتقادی و جامعه‌ی مدنی و تساهل و تسامح هستند. ببینیم چه‌گونه یک‌دیگر را لجن‌مال می‌کنند. کم مانده یقه‌ی هم‌دیگر را پاره کنند برای این‌که مثلا رای را من آوردم و تو به نان و نوایی رسیدی و یا تو بین ما اختلاف می‌اندازی و تو کج‌فکری؛ تو راستی؛ تو نفوذیی و...

3-      لاریجانی در دوره‌ی انتخابات نهم ریاست‌جمهوری رقیب احمدی‌نژاد بود و انتصابش به دبیری شورای عالی امنیت ملی شوک‌کننده بود.

و اما حرف اصلی: اصول‌گرایی یعنی همان مکتبی که امام خمینی روحی فداه آن را زنده کرد، همه‌چیزش با همه‌چیز دیگران متفاوت است. سیاست‌مداری آن هم با سیاست‌مداری سیاست‌زدگان متفاوت است. سیاست‌ورزی در اسلام ناب محمدی نه بر اساس تقسیم غنایم بلکه بر اساس خدمت است.

تعامل احمدی‌نژاد-لاریجانی بهترین الگو از سیاست‌ورزی اصول‌گرایانه است که اصلاح‌طلبان و تشنگان قدرت به آن باید رشک ببرند. با هم رقابت کردند، یکی پیروز شد، پیروز آن یکی را نیز چون لایق می‌دانست در کنار خود جای داد، بعد از مدتی با هم اختلاف در روش‌ها پیدا کردند، یکی استعفا داد دیگری نپذیرفت، باز بر استعفای خود پافشاری کرد و نهایتا از هم جدا شدند. هر کدام از دیگری با احترام یاد کرد، کوچک‌ترین سخنی که نشان‌دهنده‌ی اختلاف و یا تضعیف طرف مقابل باشد، نگفتند. هم‌دیگر را تایید کردند و حتی بعد از جدایی یک‌دیگر را حمایت کردند و با این کار مکتب اصول‌گرایی خمینی کبیر را پس از سال‌ها در مقابل چشم کسانی که خود را خط امامی می‌دانند و خود را بزرگ‌شده‌ی دست امام و یار و مشاور امام می‌شمارند، «بازتعریف» کردند. مکتب سیاسی خمینی کبیر این‌گونه است:

مکتب امام خمینی همان اسلام ناب محمدی استشما با هم دشمنی ندارید. شما همه یک مقصد دارید و آن این است که به آن چیزی که اسلام فرموده است برسید. امید است که برسید انشای الله. وقتی مقصد واحد باشد و مقصود همه یک مطلب باشد و آن اسلام، باید فکر بکنید که اگر یک صحبتی بر خلاف باشد که یک وقت خدای نخواسته به حیثیت جمهوری اسلامی صدمه بزند، از آن جلوگیری کنید، خودتان را باز دارید از او. در عین حالی که در همه جا باید مناقشه باشد، لکن مناقشات طلبگی، مناقشات علمی، در محضر علمای بزرگ هم مثل میرزای شیرازی که دوتادرس از قراری که برای من نقل کردند دو تا درس ایشان می گفتند و پنج ساعت هم طول می کشید، همه داد و قال ها بوده است، اما مخاصمه نبوده، مباحثه بوده. یک وقت مخاصمه هست، این طرف می خواهد او را بکوبد، آن طرف می خواهد او را بکوبد، این، نه راه اسلام است، نه مقصد اسلامی می تواند داشته باشد، مقصد اسلامی نمی شود. 18/5/63

جا دارد این دو (احمدینژاد و لاریجانی) را پرچمداران اصولگرایی در کشور بنامیم.


پی‌نوشت: جملات دارای دو علامت تعجب«!!» طنز است.

+ نوشته شده در شنبه 5 آبان1386 | توسط : حمید| |

آخرين نوشته هاي وبلاگ

دستان خالی خوارج انقلاب اسلامی
چرا عمو سبزی فروش، کاریکاتور شد؟
طرح آشتی ملی
حفاظت از شخصيتها
بيانيه شماره 13 موسوي - روز قدس
دولت اصلاحات در 10دقيقه
سپاه پاسداران انقلاب اسلامي
آيت الله يوسف صانعي
تطبيق تاریخ خوارج و اغتشاشات اخير
كامل­ترين ليست كشته­شدگان افشا شد.
رای اعتماد به مجلس؟
اعترافات- خدمات صفایی فراهانی
سابقه اعترافات(مروری بر اعترافات علی افشاری)
امپراطوریِ رسانه در افغانستان هیچ­کاره است.
وزير زن در حكومت امام خميني

نوشته هاي برگزيده

یک نامه به یاسمن
سریال لاست LOST
ايستاده بمير
وبلاگ چنگيزخان مغول
سوهان حاج حسين
نزدیکی با امریکا!
کساني که احمدي نژاد را بقدرت رساندند
ما انقلابی عمل نکردیم
هر بسيجي يک وبلاگ
دكتر مصدق
آزمون ورودي نهضت آزادي!
برنده نهایی خاورمیانه کیست؟
وقتي نهضت آزادي حزب اللهي بود
مقایسه انقلاب ایران، روسیه و فرانسه
هلوکاست
جمعیت شناسی شیعه