تبليغاتX
نسل خمینی



















نسل خمینی
و اکنون قرن خمینی ...

   چندى پيش خبرى روشنگرانه از تصميم دولت هلند براى اختصاص بودجه‌اى کلان جهت ترويج “پلوراليسم رسانه‌اى در ايران” پرده برداشت. پيش از اين نيز رسانه ها از اقدام کاخ سفيد مبنى بر اختصاص بودجه‌اى ميلياردى براى فتنه‌انگيزى در داخل کشورمان خبر داده بودند. در حاشيه اين خبرها يادآورى چند نکته خالى از لطف نيست:

1- چند سال پيش حضرت آيت‌الله مصباح يزدى طى سخنانى در مراسم نماز جمعه تهران به چمدان‌هاى پر ازدلارى اشاره کرده بود که دشمنان در اختيار عناصرداخلى خود قرارداده‌اند تا آن را در مسير تخريب اعتقادات مردم و سست کردن پايه‌هاى نظام جمهورى اسلامى به کار گيرند. اين هشدار صريح موجب شد تا مدعيان اصلاح طلبى با “غيرواقعى خواندن” اين ماجرا نسبت به سخنان ايشان موضع‌گيرى کرده و هياهوى مطبوعاتى به راه اندازند! غافل از اينکه مقام معظم رهبرى فرموده بودند: “هيچ‌کس يک ملت و يک جماعت را براى اينکه توطئه دشمن را نفهميده است، ستايش نخواهد کرد. خود دشمن دارد مى‌گويد که من براى ايجاد اختلال در ايران بودجه مى‌گذارم... ولى ما بگوييم نيست!؟ اين ساده‌لوحى نيست؟!”(1) و هم ايشان تصريح کرده بودند: “اين هجوم‌هاى تبليغاتى که به شخصيت‌هاى برجسته وانسان‌هاى والا و بااخلاق برجسته وارد مى‌کنند، اينها همه‌اش نشان دهنده اهداف و نيات دشمن است. يک نفر مثل جناب آقاى مصباح- که حقيقتا اين شخصيت عزيز جزء شخصيت‌هايى است که همه دلسوزان اسلام و معارف اسلامى از اعماق دل بايستى قدردان و سپاسگزار اين مرد عزيز باشند- مورد هجوم تبليغاتى قرار مى‌گيرند! حرف رسا و نافذ، منطق قوى و مستحکم هرجايى که باشد، آنجا را دشمن زود تشخيص مى‌دهد ... و به مقابله‌اش مى‌آيد. با مرحوم شهيد مطهرى هم همين جور برخورد کردند.”(2)

 

2- در پى افشاگرى پيرامون ارتزاق مادى و سياسى وب سايت‌ها و نهادهاى شبه مدنى مدعى اصلاح‌طلبى از بودجه پانزده ميليون يورويى دولت هلند که براساس پيشنهاد پارلمان اين کشور با عنوان “پلوراليسم رسانه‌اى در ايران” تصويب شده است، موسسه هلندى “هيفوس” که مهمترين منبع پشتيبانى مالى موسساتى چون راهى (متعلق به شادى صدر)، کارورزى سازمان‌هاى جامعه مدنى (متعلق به محبوبه عباسقلى‌زاده)، کنشگران داوطلب (متعلق به سهراب رزاقي)، ايران گويا (به مديرعاملى حسين باستانى عضو ارشد حزب مشارکت ايران)، مرکز فرهنگ زنان، کانون زنان ايران و روزنامه اينترنتى “روز آنلاين” و... محسوب مى‌شود، در اقدامى شگفت‌انگيز صفحه برخى از اين موسسات تحت حمايت خود را از روى وب‌سايت‌اش حذف و به عبارتى سانسور کرد!

   شايان ذکر است بيشترين کمک موسسه “هيفوس” به موسسه ايران گويا (داراى وب‌سايت اينترنتى روز آنلاين) بوده که بالغ بر 730 هزار يورو مى‌باشد و موسسات فعال در حوزه زنان که “کمپين يک ميليون امضا” را راه‌اندازى کرده‌اند، بر حسب برآوردهاى رسمي، مجموعا تا يک ميليون يورو از بودجه براندازى نرم دولت هلند بهره‌مند شده‌اند.

   افشاى کمک مالى دولت هلند از طريق موسسات واسطى چون “هيفوس”، “بنياد دخترک”، “فريدوم هاوس”، “پرس ناو” و... به مدعيان اصلاح‌طلبى در داخل کشور در حالى صورت گرفت که اين رسوايى و تناقضات گفتارى آنها پيرامون استقلال چنين موسساتى سرگشتگى فکرى هواداران اندک آنها را سبب شده و اعتراضات درون گروهى را پديد آورده است(3)

 

3- همان‌گونه که مقام معظم رهبرى فرموده اند: “باندهاى بين‌المللى زر و زور که براى تسلط بر منافع ملت‌ها، سازمان نظامى ناتو تشکيل داده بودند، اکنون در پى تشکيل ناتوى فرهنگى هستند تا با استفاده از امکانات زنجيره‌اى متنوع و بسيار گسترده رسانه‌اي، سررشته تحولات سياسي، اقتصادي، اجتماعى و فرهنگى کشورها و ملت‌ها را به دست بگيرند.”(4)

    اگر ناتوى نظامى جسم انسانها را هدف قرارمى‌داد، ناتوى فرهنگي، فرهنگ انسان‌ها و در راس آن مردم کشورمان را هدف قرار داده است و با استخدام عوامل داخلى مى‌کوشد خرمن باورهاى پاک را بسوزاند و به جاى افکار بلند و آرمان خواهانه، انديشه‌هاى ليبراليستى و بى‌قيدى را جايگزين سازد. بى‌گمان ناتوى فرهنگى به مراتب خطرناک‌تر و جبران ناپذيرتر از ناتوى نظامى است زيرا طراحان ناتوى فرهنگى نابودى کامل ملت ايران را هدف خود قرارداده‌اند و با تمام توان در اين مسير گام بر مى‌دارند. مقابله با اين مجموعه پنهان مستلزم داشتن رويکردى آگاهانه و هوشمندانه است و پاسدارى دقيق از اصول و ارزشها، ابزارهاى دشمنان را در ابتداى مسير از بين خواهد برد.

 

4- بى‌گمان افشاگرى اخير، اولين رسوايى براى جيره‌خواران بيگانه نبوده و آخرين آن نيز نخواهد بود. مردم ايران هنوز اعتراف‌هاى “پورزند” را از ياد نبرده‌اند که به نقش خود در رساندن کمک‌هاى بيگانگان به عناصر داخلى اعتراف کرده بود. البته تا هنگامى که توده ملت، آگاهانه در مسير ولايت گام بر مى‌دارند اين‌گونه توطئه‌هاى دشمنان همواره نقش بر آب خواهد شد و همان گونه که مقام معظم رهبرى فرمودند: “اگر کسانى خيال مى‌کنند که با پشتيبانى دستگاه‌هاى تبليغاتى استکبارى و شبکه امپراتوري، تبليغاتى و صهيونيستى در دنيا مى‌توانند کارشان را در اين مملکت پيش ببرند، اشتباه مى‌کنند. همه آنهايى که به مزدوران خودشان در اينجا دل خوش کرده‌اند و هم آن کسانى که به حمايت اربابان بيگانه دل‌خوش کرده‌اند، بدانند که چنين چيزى امکان ندارد.”(5)

 

5- مسئولان امنيتى کشور در اين ماجرا مسئوليت مهمى دارند. آنان بايد با بررسى‌هاى جامع به پالايش عرصه سياسي، فرهنگى و اقتصادى کشور از حضور ماموران بيگانه بپردازند و کسانى را که به توطئه و اجراى نقشه‌هاى ديکته شده بدخواهان مردم در قالب رسانه‌‌ها و سازمان‌هاى غيردولتى مشغول هستند، شناسايى و مجازات کنند. طبيعى است با توجه به در پيش بودن انتخابات هشتم مجلس شوراى اسلامي، “چمدان‌هاى دلار”‌در حجم بيشترى بين پادوهاى استکبار توزيع مى‌شود تا آنان بتوانند هرچه بهتر و وسيع‌تر به فتنه‌انگيزى در جامعه بپردازند واين، هوشيارى مضاعف دستگاه‌هاى مسئول را مى‌طلبد.

نویسنده: مرتضی رضاییان

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پى‌نوشتها:

1- خطبه‌هاى نماز جمعه، 26 فروردين 1379

2- بازى ترور، ص 259

3- کيهان، 25/1/86

4- در جمع دانشگاهيان سمنان، آبان 85

5- در جمع بسيجيان و پاسداران انقلاب اسلامي، 11 شهريور 78

+ نوشته شده در جمعه 29 تیر1386 | توسط : ولی الله| |

   در دوران "جاهليت اولي" كه ادبيات، شعر و... همه ي زندگي ام بود يك روز تلويزيون برنامه اي پخش مي كرد (سخنراني مقام معظم رهبري در جمع روزنامه نگاران همايش كاغذ اخبار) چنان بحث فني ايشان در مورد ادبيات فارسي مرا مجذوب خود كرد كه ناباورانه تا انتهاي سخنراني نشستم و گوش كردم... بعد از آن ديگر اين جذابيت و رواني كلام آن بزرگوار بود كه چون ساحري قلبم را هدايت مي كرد. امروز شايد 15 سالي از آن گذشته باشد و اين گرماي محبت در قلبم روز به روز بيشتر شده است و سالهاست 24 تير ماه (ميلاد مقام معضم رهبري) بهانه اي است تا اين محبتم را با صداي بلند فرياد بزنم...

اين تفال حافظ هم امشب به ياد آن دردانه ي عالم آمد:

يا رب آن نوگل خندان كه سپردي به منش         مي سپارم به تو از دست حسود چمنش

گرچه از كـوي وفـا گشـت بصـد مرحله دور         دور بـاد آفـت دور فـلــك از جــان و تــنـش

گر بـسر منـزل سلمـي رسـي اي باد صبا          چشم دارم كه سلامي برسـاني ز منش

به ادب نافه گشـايي كن از آن زلف سيـاه          جاي دلـهاي عـزيز اسـت بهـم بـر مـزنـش

در مقـامـي كه به يـاد لـب او مـي نـوشـد         سفله آن مست كه باشد خبر از خويشتنش

عرض مال از در ميـخـانه نـشايـد انـدوخـت         هركه اين آب خورد رخـت بـه دريـا فـكنـش

هركه ترسد ز ملال انده عشقش نه حلال         سـر مــا و قـدمـش يا لـب مــا و دهــنـش

متن ذيل بخشي از زندگي ايشان است از قول خودشان :

   «ما هشت خواهر و برادر بوديم از دو مادر، يعني پدرم از يك خانمي، سه فرزند داشت كه هر سه هم دختر بودند. بعد آن خانم فوت كرده بودند و با خانم ديگري ازدواج كرده بودند، ما ها بچه هاي اين خانم دوم، پنج نفر بوديم، چهار برادر و يك خواهر و در اين پنج نفر من دومي بودم. البته در اين بين، دو بچه هم از بين رفته بودند، با آن حساب، من چهارمي مي شوم، اما چون واسطه ها كم شده بودند، من بچه دوم خانواده بودم البته خواهرهاي بزرگ ما از خانم اول بودند، آن ها از ما خيلي بزرگتر بودند. پدر و مادرم، پدر و مادر خيلي خوبي بودند. مادرم يك خانم بسيار فهميده، باسواد، كتاب خوان، داراي ذوق شعري و هنري، حافظ شناس- البته حافظ شناس كه مي گويم، نه به معناي علمي و اين ها، به معناي مأنوس بودن با ديوان حافظ- با قرآن كاملا آشنا بود و صداي خوش هم داشت.

   ما وقتي بچه بوديم، همه مي نشستيم ...


ادامه مطلب

+ نوشته شده در شنبه 23 تیر1386 | توسط : ولی الله| |

   فرمايشات رهبر معظم انقلاب در ديدار مديران اجرايي كشور و اشارات صريح ايشان به ويژگي‌هاي ناب و تحسين‌برانگيز رئيسجمهور محبوب و دولت مكتبي چنان غرورآفرين و اميدواركننده بود كه دل‌هاي عدالت‌خواهان ام‌القراي اسلامي را سرشار از شادي كرد و ملت را بار ديگر از درستي انتخاب خويش در  حماسه تير 84 مطمئن ساخت؛ انتخابي كه بر خلاف تبليغات تخريبي احزاب و گروه‌هاي فرصت‌طلب، در مسيري صحيح به بارنشست و لبخند رضايت را بر لبان كاروان سالار  نظام نشاند. با روي كارآمدن دولت دكتر احمدي‌نژاد، انتظار اين بود كه افراد گروه‌هاي هتّاك، پيام روشن و بي‌شائبه مردم را به خوبي درك كنند و براي حفظ ظاهر هم كه شده، اگر از برگزيدة ملت و دولت او حمايت نمي‌كنند، دست‌كم براي چند صباحي خاموشي پيشه كنند و از جوسازي و سنگ‌اندازي در مسير بپرهيزند؛ اما نه تنها چنين نشد كه سوگمندانه برخي عناصر متعلق به جبهه اصول‌گرايي را نيز تحت تأثير فضاسازي‌هاي خود قرار دادند و آن‌ها را به موضع‌گيري در برابر سياست‌ها و اقدامات ستودني رئيس‌جمهور محترم و مسؤولان اجرايي واداشتند. خوشبختانه هرگاه آتش توپخانه بدخواهان دولت شدت يافته است. مقام معظم رهبري خود وارد عرصه شده و با رساترين تعابير به حمايت از دولت خدمتگزار پرداخته‌اند؛ حمايتي كه در نوع خود به‌طور كامل بي‌نظير است. معظم له در ديدار اخير خود نيز به صراحت، سياست‌ها و عملكردهاي دولت نهم را مورد حمايت خويش قرار دادند كه اشاره‌اي هرچند گذرا به برخي موارد آن، بسيار  راه‌گشا خواهد بود!

-  امروز خوشبختانه يك وضع استثنايي در طول چندين سال گذشته وجود دارد؛ از اين جهت استثنايي است كه شعارهاي اساسي انقلاب به عنوان محور برنامه‌ريزي‌ها و حركت‌ها و سياست‌ها اعلام مي‌شود.

شايد بعضي‌ها، حتي بعضي مخلصين انقلاب، در طول بعضي از سال‌هاي گذشته تصورشان اين بود كه ديگر روزگار شعارهاي اصلي انقلاب تمام شده است! اما امروز با انتخاب ملت ايران، دولتي سركار آمده است كه شعارهاي اصلي انقلاب، شعارهاي اساسي و اصولي او است. گفتمان مفاهيم انقلاب اسلامي، امروز گفتمان رايج و غالب است.

بحمدالله هم عطش كار و انگيزه كار در اين دولت هست، هم عناصر و نيروي كارآمد و كاردان در اين دولت هست.

يكي از چيزهايي كه من در مورد اين دولت خدا را شكر مي‌گويم، همين است كه شجاعت اقدام وجود دارد. با ترديد، با تزلزل، با ترس و لرز نمي‌شود كارهاي بزرگ را انجام داد.

در زمينه سياست خارجي – همان‌طور كه آقاي رئيس‌جمهور توضيح دادند- موضع جمهوري اسلامي از اول موضع تهاجمي بود شجاعت در قبال مسائل جهاني، يك اصل است. بحمدالله آدم مي‌بينيد كه اين معنا وجود دارد.

سفرهاي استاني كار بسيار خوب و برجسته و لازمي بود و من واقعا تعجب مي كنم كه بعضي ها چطور آن را انكار مي كنند. رفتن به مناطقي كه اميد اين را نداشتند كه مسئولفان بلندپايه حتي به ياد آن ها بيفتند كار خيلي بزرگ ي است.مبادا اين كار را خراب كنيد.

البته مقام معظم رهبري ، عدالت خواهي دولت نهم را نيز مورد تمجيد قرار دادند.شعار اصلي دكتر احمدي‌نژاد در ايام تبليغات رياست‌جمهوري وي يعني اصل «عدالت محوري»در اين مدت دو ساله به خوبي جامه عمل پوشانده شده است. امروزه مردم به خوبي طعم شيرين عدالت را حس مي‌كنند. گام‌هايي هم كه در اين مورد توسط دولت نهم برداشته شده است. كاملاً محسوس است. چه آن‌جا كه دولت آقاي احمدي‌نژاد در قطع دست مافياي قدرت و ثروت تلاش قابل تحسيني انجام داده است و چه آن‌كه در افشاي فشارهاي اختاپوس‌هاي اقتصادي كه سال‌ها بر شريان‌هاي اقتصادي دست يازيده بودند، مجاهدانه عمل كرد. مردم هيچ‌گاه افشاگري‌هاي آقاي رئيس‌جمهور را در مورد آناني كه ميلياردها تومان از بانك‌ها وام مي‌گيرند و در عين‌حال طلبكار از ملت ايران هم هستند را فراموش نخواهند كرد. البته پرداختن به وجهه‌هاي عدالت محوري دولت نهم خود يك مبحث مفصل مي‌طلبد.

در هر حال بايدگفت حمايت‌هاي خاص رهبر معظم انقلاب از دولت آقاي احمدي‌نژاد  براساس يك موضع‌گيري صرفاً حمايتي و براساس اصل پشتيباني ايشان زا دولت، قابل ارزيابي نيست؛ چه آن‌كه معظم‌له از همه دولت‌هاي منتخب مردم حمايت مي‌كردند.

حمايت ايشان از دولت  كنوني، حمايتي خاص و ويژه است، چرا كه دولت نهم در پي بازگشت به ادبيات اول انقلاب است، اصل عدالت محوري را سرلوحه خود قرارداده و به آن پايبند است، در پي احياي ارزش‌هاي اسلامي است، خدمت به مردم و آن هم خدمت بي‌منت را وظيفه خود مي‌داند و بالاخره آن‌كه به روش و منش و نهادينه شدن انديشه‌هاي امام خميني (ره) را كاملاً پاي‌بند است. طبيعي است كه رهبر معظم انقلاب نيز از اين‌چنين دولتي حمايت ويژه و خاص نمايند.­­

چندي پيش حسين مرعشي-سخنگوي حزب كارگزاران سازندگي_ در مصاحبه با روزنامه هم ميهن گفته بود:\" روي كار آمدن احمدي نژاد هزينه هاي سنگيني را براي كشورايجاد كرد!... دلم مي سوزد كه فرصت هاي طلايي ترقي از دست رفت! ... خيلي يبعيد است كه مردم آنقدر بدشانس باشند كه ايشان‌‌]دكتر احمدي نژاد[ در دور دوم رياست جمهوري هم راي بياورند.همچنين بعيد است كه گروههاي سياسي معتبر كشور اين قدر بي كفايت باشند كه اين اتفاق رخ دهد!\" دوستان آقاي مرعشي در اردوگاه دوم خرداد نيز به هر مناسبتي دولت خدمتگزار را از الطاف خود بهره مند مي كنند! به راستي  آيا سخنگوي محترم حزب كارگزاران و افرادي از جنس او نبايد فرمايشات مقام معظم رهبري  را اتمام حجتي براي  خود بدانند و از شيوه ناصواب خويش دست بردارند؟! افراد و گرو ه هايي كه با استفاده از بودجه هاي ميلياردي مي كوشند تا از فرصتي براي تخطئه دولت خدمتگزار و مورد \"حمايت خاص\" رهبر انقلاب بهره گيرند، بايد به خود آيند و بدانند كه از كشت باد ، جز طوفان به دست نخواهند آورد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مطلب فوق را دوستمان آقای مرتضي رضائيان فيروزآبادي ارسال کردند تا منتشر شود.

+ نوشته شده در سه شنبه 12 تیر1386 | توسط : ولی الله| |

   برادران اهل سنت در عراق عليرغم اقليت بودن، براي ده ها سال بر اين كشور حكومت كردند. طي اين سالها مخصوصا صدام، فشار بسيار زياد مادي و معنوي بر شيعيان آورد و علاوه بر كشتارهاي دسته جمعي و كوچ دادنهاي اجباري، با فشارهاي اقتصادي بسيار زياد بر مناطق شيعه نشين، تلاش كرد تا با منفي كردن رشد جمعيت شيعيان و افزايش اهل سنت، بافت جمعيت عراق را به نفع برادران اهل سنت برهم بزند. عليرغم تمام اين تلاشها هنوز شيعيان عراق با جمعيتي حدود60درصد اكثريت خود را حفظ كرده اند و اهل سنت را به برادري فرا مي خوانند.

   آنچه كه باعث عدم اجابت جدي به اين دعوت شده اين است كه: طي دهها سال، تمام اركان قدرت و حكومت در اختيار حزب بعث و برادران اهل سنت بوده است. اين قدرت كه مستقيم بر وضعيت معيشتي ايشان تاثير داشته، وقتي همراه ادعاي رهبري جهان عرب توسط حزب بعث باشد ديگر به اين سادگي قابل چشم پوشي نيست. شايد نگراني بعثي ها بيشتر ناشي از اين توهم است كه شيعيان با گرفتن قدرت همان كاري را با آنها كنند كه ايشان با شيعيان كرده اند!

(نبايد فراموش كرد كه حزب بعث همگي اهل سنت نيستند و در بين آنها بندرت شيعه نيز ديده مي شود. و منظور از اين شيعه و سني، مذهب اعتقادي-عملي آنها نيست بلكه منظور قوم و قبيله آنها مي باشد. مثلا اياد علاوي كه نامزد منتخب امريكا (!) براي حكومت بر عراق است، يك شيعه ي بعثي است كه هيچ بويي از تشيع نبرده است.)

   در اين ميان بعضي گروههاي تكفيري و سلفي گري كه تا زمان صدام گويا هيچ دغدغه اي نسبت به اسلامي كردن عراق نداشتند ناگهان احساس تكليف شرعي كردند كه عراق را از دست شيعيان نجات بدهند! در واقع اين گروهها بعد از بقدرت رسيدن شيعيان متدين عراق با همكاري سازمانها اطلاعاتي عربستان، اردن، مصر و حتي موساد و سيا سازماندهي و پشتيباني شدند. تمام گروههاي سلفي گري در اقصي نقاط منطقه رساندن خود به عراق را در اولويت قرار دادند تا باتلاش مضاعف، مانع به حكومت رسيدن شيعيان در قلب خاورميانه شوند. تلاشي كه هيچگاه براي فلسطين و عليه اسراييل نكردند و نخواهند كرد. آنچه بيشتر صداقت اين گروهها را زير سوال برد اين است كه عليرغم شعار هاي ضد اشغالگري ايشان ولي حدودا، 30برابر امريكايي ها، "شيعيان" را كشته اند.

بعضي از اين گروهها عبارتند:

1.     سازمان جهاد القاعده در سرزمين راندين - ارتش اسلامي در عراق

2.       ارتش انصار سني -جبهه اسلامي مقاومت عراق(جامع)

3.     جبهه ملي قومي، اسلامي در عراق- مجلس شوراي مجاهدين

4.     مقاومت اسلامي ملي - مناصر و اهل سنت

5.     ارتش عُمَر - جنبش اسلامي مجاهدين

6.     هيأت دعوت ارشاد و فتوي - ارتش مجاهدين

گروههاي كه به مردم سالاري در عراق پايبند هستند.7.     سربازان صحابه

8.       ارتش راشدين،

9.       ارتش طائفه منصوره،

10.   گروه عصائب اهل عراق،

11.   گردانهاي الغضب الاسلامي،

12.   گردانهاي اسودالتوحيد(شيران توحيد)

13.   گردانهاي سيوف الحق(شمشيرهاي حق)،

14. ارتش فاتحان.

   تنوع و تكثر اين گروهها عليرغم اقليت بودن آنها ما را به ياد گروهك هاي ضاله و منافق در اوايل انقلاب اسلامي ايران مي اندازد.

   نكته اي كه نبايد فراموش كرد اين است كه اينها همه ي 20درصد اهل سنت عراق نيستند بلكه درصد كمي از اهل سنت را تشكيل مي دهند كه در ميان توده ي برادارن اهل سنت چندان هم جايگاه مناسبي ندارند. حتي گاهي مورد تنفر اهل سنت هم  مي باشند. و به دلايل ذيل فاصله گرفتن اين گروهك ها از توده مردم اهل سنت در حال سرعت گرفتن است:

  1. بي توجهي اين گروهها به دعوت بسياري از علماي اهل سنت كه خواهان امنيت هستند.
  2. ايجاد محيط رعب و وحشت و قتل و خونريزي در هيچ جامعه اي به مدت طولاني قابل تحمل نيست. چه شما هدف اصلي آن گروه تروريستي باشيد چه نباشيد.
  3. اين گروهكها تاسيسات و زيرساختهاي اقتصادي عراق را هدف تخريب قرار  مي دهند كه با عقل هيچ آدم عاقلي چه شيعه چه سني قابل توجيه نيست.
  4. عدم خصومت جدي آنها با صهيونيست ها و امريكايي ها باعث شده كه افكار عمومي توده ي مردم اهل سنت عراق بشدت به صداقت آنها شك كنند.
  5. سطحي نگري و فاصله داشتن از منطق عميق باعث تنفر گروه روشنفكر و دانشگاهي عراق از آنها شده است.
  6. سابقه به قدرت رسيدن اين گروهها در افغانستان تجربه اي براي مسلمانان شده كه هيچگاه آرزوي حكومت آنها را نداشته باشند!
  7. اين گروهها داراي موضع گيريهاي روشن و برنامه هاي واضحي نيستند و حتي ترورها و عمليات هاي نظامي آنها هم داراي ارزش فني و نظامي قابل توجهي نيست بلكه بيشتر ترورهاي كور ميباشد.

در اين شرايط توده اهل سنت بيشتر حامي گروههاي معتدل تري هستند كه تلاش دارند از طريق مردمسالاري  و شركت در انتخابات از حقوق خود دفاع كنند. گروههايي كه بر خلاف حمايتهاي پنهان كشورهاي عرب منطقه از حمايتهاي آشكار و ديپلماتيك امريكا، اعراب و حتي جمهوري اسلامي ايران برخوردارند.

امام خميني (صحيفه نور ج13 ص 133) :

   مسلمين بايد بيدار باشند.اين عصر ما مثل سابق نيست كه هر طايفه اي در محل خودشان منافع خودشان را بدست بياورند امروز منافع همه ي كشورهاي اسلامي بهم پيوند خورده است.. چنانچه اختلافي بين ملت ايران با ملتهاي ديگر، بين برادرهاي اهل تسنن و اهل تشيع واقع بشود اين به ضرر همه يمان است.

آنهايي كه مي خواهند ايجاد تفرقه بكنند اينها نه اهل سنت هستند و نه اهل تشيع هستند آنها كساني هستند كه كارگردانان دولتهاي ابرقدرت هستند و در خدمت آنها هستند اينها براي دشمنان اسلام مشغول توطئه هستند.

   امروز مثل سابق نيست، امروز هر مساله اي در يك گوشه دنيا واقع بشود مساله دنياست نه مساله همانجا.. اگر تفرقه واقع بشود اين را در دنيا رويش حساب مي كنند.

+ نوشته شده در جمعه 8 تیر1386 | توسط : ولی الله| |

   اصولا بازي دموكراسي جايي قابل اجراست كه طرف مقابل حداقل به ظاهر و زباني قواعد آنرا بپذيرد. مثل آنچه كه در عراق اتفاق افتاد -شيعيان طرفدار ايران حكومت را بدست گرفتند.- و يا تلاشهاي حزب الله در لبنان براي بدست گرفتن قدرت سياسي، اينها در شرايطي است كه طرف مقابل يعني امريكا و يا دست نشانده هايش در لبنان و عراق به ظاهر، پياده شدن مردمسالاري را پذيرفته اند. اين قاعده كلي، وضعيت فلسطين را از اين دو مستثني مي كند؛موضوعي كه هنيه و دوستانش نخواستند بپذيرند. شرايط اسراييل و فلسطين متفاوت از لبنان، عراق، شيعيان يمن و يا شيعيان شرق عربستان است. اسراييل دست نشانده ي امريكا نيست بلكه سرور اوست و نيز تنها منطق گلوله و سرب داغ را مي فهمد. در حالي كه رييس جمهور امريكا]عاجزانه[ از اسراييل مي خواهد كه شرايط امريكا را هم درنظر بگيرد و سعي كند تا حدي قواعد بين المللي را هم اجرا كند، ديگر كار سياسي و ديپلماتيك در مقابل چنين دشمني چه معنايي دارد.

   رويكرد سياسي حماس بعد از شهادت شيخ احمد ياسين و رنتيسي(رحمهما الله) يك نتيجه خوب بين المللي و داخلي داشت؛ بعد از پيروزي قاطع حماس تمام جهان فهميدند كه مردم فلسطين بدنبال سازش و تسليم در مقابل رژيم غاصب نيستند و از طرفي وزن گروههاي سياسي داخل فلسطين هم مشخص شد. يعني اگر قرار باشد مردم فلسطين يك انديشه را انتخاب كنند آن انديشه ي غرب گراي "فتح" و ابومازن نيست و نيز افكار ملي و پان عربيسم و يا افكار چپ و سوياليستي نيز نمي باشد بلكه فليسطينيان به تمام جهان اعلام كردند كه بيداري اسلامي فرزندان خميني در خاورميانه را بر مي گزينند.

   حماس پس از سركار آمدن سعي كرد تمام اصول خود را حفظ كند و تمام تلاش خود را كرد. حتي براي چشم پوشي از قسمتي از حقوق خود در انتخاب كابينه و تشكيل دولت ائتلافي با فتح (پيمان مكه) به ايران آمد تا نظر ايران جلب كند كه طبق دأب جمهوري اسلامي به تدبير خودشان واگذار شد. پيماني كه ظاهرا ابومازن بدون اجازه سروران غربي خود امضا كرده بود و هنوز مركب آن خشك نشده بود كه طبق خواسته اسراييل و امريكا شبهه كودتايي كرد و دولت حماس را منحل اعلام كرد.

و تاريخ ثبت خواهد كرد كه اين تجربه تلخ مردم فلسطين به چه بهايي بدست آمد.

نتيجه ديگر ورود حماس به عرصه سياسي افشاي بيشتر چهره ضد مردمي غرب و امريكا بود كه با تحريم و فشار اين دولت مردمي را ساقط كردند كه احتياج به توضيح بيشتري نيست. اين ضديت با اولين دولت مردمي فلسطين طي قرن اخير منحصر به غرب و اسراييل نبود بلكه بسياري از سران مرتجع عرب و نيز ابومازن در اين ننگ سهيم بودند.

حماس در حين اين فشارهاي همه جانبه دنياي غرب و عرب اين فرصت را داشت تا يكجا بار دولت را زمين بگذارد و با خروج از حاكميت هم رسوايي آنها را بيشتر كند و هم ابومازن را سردرگم كند. چرا كه هر دولتي كه با خروج منتخب مردم روي كار مي آمد فاقد هرگونه مشروعيتي بود. و از طرفي حقانيت حماس در مبارزه مسلحانه براي مردم جهان اثبات مي شد و مي توانست با شدت بيشتري مبارزه مسلحانه با رژيم غاصب را ادامه بدهد. ولي آقاي هنيه اين فرصت را هم از دست داد. (اینجا)

 امروز

بسیاری از نمایندگان مجلس که عضو حماس هستند و چند تن از وزرای این دولت به دست اسراییل زندانی شده اند. با اين دستگيريها مجلس بعلت نرسيدن به حد نصاب معمولا تشكيل نمي شود.

كرانه باختري كه معمولا وزارتخانه ها و ارگانها دولتي در آن قرار دارند محل كشمكش نظامي گروههاي فلسطيني است. ولي غزه در تصرف حماس است.

مهمترین عاملی که باعث تغییر جهت افکار عمومی در منطقه است، تسلط كامل حماس بر  غزه و تصرف سازمانهاي اطلاعاتي فتح  توسط حماس و خارج شدن اسناد سري ارتباط اين گروهك منافق با اسراييليهاست. حادثه اي كه سران دولت صهيونيست از آن به فاجعه قرن براي اسراييل تعبير كردند. اين حادثه را مي توان به تسخير لانه جاسوسي در انقلاب اسلامي خودمان تشبيه كرد.

 

با اين حساب بنظر مي رسد كه هنوز هم مي توان اين تهديدها را به فرصت تبديل كرد.

آقاي هنيه! پاسدار خون شهداي حماس باش!حماس سه راه حل پيش رو دارد:

   1- امروز غزه از دست منافقين فتح خارج شده است و تنها كرانه باختري است كه به طور نسبي در اختيار ابومازن(مسعود رجوي فلسطين!) و نيز حماس است. و از طرفي پس از پيمان شكني محمود عباس و افشاي مدارك جديد، چهره ي اسراييلي او براي فلسطينيان بيشتر افشا شده است. پس بايد مرزهاي خودي و غير خودي را پررنگ تر كرد. از نظر هر آدم عاقلي 50نفر برادر مسلمان خيلي بهتر از 70 نفر منافق و مسلمان (باهم) است. حماس می تواند با ایجاد حكومت يك دست اسلامگراي خود در غزه و تلاش برای الحاق کامل کرانه باختری به آن و تجهيز رسمي و همه جانبه گروههاي مسلح خود، آنها را تبديل به ارتش رسمي دولت فلسطين در غزه كند و حملات علیه رژیم غاصب را تشديد كند. اداره کردن غزه براي حماس كار دشواري نيست و مي تواند انرژي خود را بيشتر صرف فعاليتهاي نظامي كند. که البته اخیرا هنیه چنین برنامه ای را تلویحا رد کرده است. ضمن اينكه اين راهكار پيچيدگيهاي زياد و نيز هزينه هاي زيادتري خواهد داشت.

    ۲- راه دیگر این است که حماس به همین کشمکش سیاسی و ادامه دهد تا شاید بتواند دوباره دولت فلسطین را رسما (!) بدست بگیرد که این روش قانونا تا یک ماه دیگر و عملا تاچند ماه دیگر غیر ممکن است. اگر حماس این گزینه را انتخاب کند نشان از آن دارد که دستگیری نیمی از نمایندگان حماس در مجلس و چندین وزیر دولت فلسطین توسط اسراییلیها و نیز پوزخند زدن اسراییل به همه ی قوانین بین المللی نتوانسته است حماس را راضی کند که اینجا جای سیاست بازي نیست!

   چنین اقدامی باعث هرز رفتن انرژی بیشتر مردم فلسطین در مبارزه با اسراییل و نیز تداوم کشمکشهای داخلی نیز می شود. مهمترین نتیجه بد این داستان این است که مردم جهان، حماس و فتح را در ردیف هم قرار خواهند داد که برای بدست آوردن قدرت با یکدیگر مبارزه می کنند.

   2- مسير ديگر اين است كه حماس تمام آنچه گذشته است را به حساب تجربه خود بگذارد و با قدرت دوچندان بار ديگر با تمام قوا به فعاليتهاي نظامي بپردازد. كه اين روش محتاج شجاعت و دوري از عافيت طلبي است. چيزي كه انشاء الله هنوز حماس آن را از دست نداده است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

امام خميني رحمه الله :

دشمنان ما درندگاني هستند كه از هيچ جنايت و خيانتي براي مقاصد شوم جنايتكارانه خود دست نمي كشند و براي رسيدن به رياست و مطامع پست خود دوست و دشمن نمي شناسند... ملتهاي اسلامي مفتخرند كه دشمنان آنها حسين اردني اين جنايت پيشه دوره گرد، حسن(مراكشي) و حسني مبارك هم آخور با اسراييل جنايتكارند و در راه خدمت به امريكا و اسراييل از هيچ خيانتي به ملتهاي خود رويگردان نيستند. (صحيفه نور ج21ص398)

در جمع رهبران انتفاضه آذر1367 :

در داخل خودتان اشخاصي بدتر از آنها هستند مثل عرفات، ما هم مثل اين اشخاص داشتيم اين عرفات الان مي خواهد يهوديان را آنجا مسلط كند... بايد مردم دست بدست هم بدهند و عرفات را از جمع خودشان خارج كنند... و كار را تمام كنند، همانطور كه ما كرديم و با ايستادگي كار تمام مي شود و كساني كه مخالفت با اين مسايل دارند از جرگه خودشان خارج كنند.