تبليغاتX
نسل خمینی

















نسل خمینی
و اکنون قرن خمینی ...

اين روزها بحث فيلم ضد ايراني 300 آن قدر داغ شده كه همه دارند درباره‎ي آن اظهار نظر مي‎كنند، از مورخان و جامعه شناسان گرفته تا كارگردانان و سناريو نويسان. بگذريم، هر قدر در وب سايت هاي فارسي و انگليسي گشتم تا ببينم آيا كسي متوجه نكته‎ي ظريفي كه در طراحي لوگوي اين فيلم به كار رفته، شده است يا خير؟ ديدم كه هيچ كس حتا به اين لوگو توجه هم نكرده، چه برسد به آنكه بخواهد در مورد آن فكر هم بكند.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه 23 اسفند1385 | توسط : | |

اعتراضات و اعتصاب وسيع در فرانسه  طبق آمار رسمی 1978تا1980  بیش از نيمي از کاخانه ها و کارگاههای انگلستان اقلا یکبار اعتصاب کرده بودند. در اواخر دهه 1980 یک سوم کارگران این کشور اعتصاب سراسری کرده اند. این اعتصابات چنان در فرهنگ کارکنان اروپایی رخنه کرده است که دارای انواع مختلف است مثل" اعتصاب کم کاری"، "اعتصاب اضافه کار ممنوع" و...که ما کلمه معادل فارسی برای بعضی از آنها را نداریم. مثلا در یک نوع اعتصاب صبح وقتی مدیر سرکار می آيد می بيند که هیچ کس سر کار نیست (اعتصاب تعطیلی ناگهانی بدون هشدار). حتی ضرب المثلهای زیادی هم در مورد اعتصابات دارند.

    البته اعتصابات 20-15 سال پيش در اروپا گاهی از حالت عقلایی خارج می شد و شکل تعصب کارگری به خودش می گرفت. مثلا جايي ديدم كه بخاطر گران شدن بوفه ي محل كار خود دست به اعتصاب زدند. امروز هم اعتصابات جدی و بسیار بیش از آنچه در کشور ما دیده می شود در اروپا و امریکا اتفاق مي افتد. وقتی که تمام شرکتهای هواپیمایی امریکا ورشکسته می باشند وقتی که طی دهه اخیر تعداد زیادی از شرکتهای خودروسازی غرب با رکود مواجهه شده اند...؛ این نوع اعتصابات عادی بنظر می رسد.

   سوال من این است که چند بار تا بحال ما ادعا کرده ایم که اعتصابات گسترده در غرب نشان از عدم مشروعیت دولتهای غربی است و یا آن را دلیلی بر رویگردانی مردم اروپا از نظام سرمایه داری محسوب كرده ايم؟ با توجه به اينكه بعضي از اين نوع اقدمات مثل شورشهاي اخير فرانسه ديگر اعتصاب كارگري و كارمندي نيست، بلكه يك اعتراض شديد اجتماعي به اصل نظام فرانسه مي باشد. كه البته با سانسور شديد تصويري از سوي دولت فرانسه مواجه شد.(فيلم گزارش)

   در كشور ما   .....


ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه 23 اسفند1385 | توسط : ولی الله| |

  عليرغم اينكه بعضي از عدم نفوذ مطالب وبلاگها در ميان توده
نكته مهم اين است كه در اين جبهه (بسيجيان اينترنت) دنياي غرب از ايران جلوتر است. يعني سايتهاي بزرگ مثل گاردين با تربيت و اجازه رشد به وبلاگهاي مورد نظر خود، جبهه اي قوي براي جهت دهي افكار عمومي شكل داده اند.
مردم صحبت مي
كنند ولي عملا آنچه در جامعه اتفاق مي افتد غير از اين است. خود اين وبلاگها بعنوان يك شبكه بهم پيوسته، سازماني غير رسمي با كاركردهاي خاص خود هستند. گاهي هرچه از شايعات و هوچي گري هايي كه بعضي وبلاگهاي شخصي طرح مي كنند يك هفته بعد، من از زبان بقال محله ي خودمان عين همان را مي شنوم. و يا گاهي عنواني را كه اولين بار يك وبلاگ مثل بزمانه مطرح مي كند چند روز بعد يك سرمقاله در سايت بازتاب]رضي الله عنه[ و چندي بعد گفتمان سايتهاي تحليلي كشور مي شود. اين نفوذ واقعا در جامعه ما وجود دارد و بنده نيازي نمي بينم كه براي اثبات آنچه كه همه اينترنتي ها(!) مي بينند استدلالي بياورم.

  شايد تاكنون متوجه اين مساله شده ايد كه در گوگل رتبه(ranking) وبلاگهاي فارسي معمولا بالاتر از سايتهاي پر محتوي و يا دولتي است.اصلا كاري با سياستهاي گوگل و... ندارم آنچه مورد نظر من است اين كه؛ اگر سايتهايي مثل سازمان اسناد، باشگاه انديشه، تبيان ... و يا خبرگزاري هايي مثل فارس را پاسداران "انقلاب اسلامي" در دنياي مجازي فرض كنيم مطمئنا وبلاگها مي توانند بسيجيان اين سپاه بحساب بيايند؛ با همان قابليتهاي انعطافي و آزادي براي ابتكارهاي فردي و رشد خلاقيتها.

  


ادامه مطلب

+ نوشته شده در سه شنبه 15 اسفند1385 | توسط : ولی الله| |

مصدق السلطنه يك شخصيت مردمي :

پدرش يكي از كارگزاران و واليان حكومت قاجار بود كه پس از مرگ وي، ناصرالدين شاه به محمدخان لقب مصدق السلطنه داد. مادر مصدق السلطنه نوه فتحعليشاه بود. مظفرالدين شاه شوهر خاله مصدق السلطنه مي باشد.

بعلت عدم احساس تعلق و دوري از مردم پايين دست و فقير، اين اشراف زاده هيچگاه به توده ي مردم تكيه نكرد و هنگام كودتا تلاشي براي كمك گرفتن از مردم نشان نداد. در حالي كه مدارك ذيل بر علم وي به كودتا موجود است: نامه نهرو از هند+نامه آيت الله كاشاناني+ ملاقات ميرزا اسماعيل خليلي از شيعيان هند + ادعاي احسان نراقي + هشدار ديگر بزرگان نهضت ملي مثل دكتر بقايي و حسين مكي و...

مصدق ملي گرا و ناسيوناليست :

مصدق در خاطراتش معترف است كه در جواني مي خواسته در سوييس باقي بماند و به تابعيت آنجا دربيايد. بعلاوه وزيرپيشه و هنر ايشان (دكتر اخوي) كه ايشان هم قبلا تابعيت ايران را ترك كرده بود و به تبعيت دولت امريكا درآمده بود!

مصدق يكه تاز ملي شدن صنعت نفت :

عليرغم اينكه آيت الله كاشاني در بيانيه هاي خود تصريح مي كرد كه نفت ايراني براي ايران است ولي مصدق تا قبل از خرداد 1329 هيچگاه صحبتي از ملي شدن صنعت نفت نكرده بود. در سالهاي قبل از آن جزء مخالفين ملي شدن نفت بود كه حتي مجادله او نيز ثبت شده است. مثلا در مجلس چهاردهم كه غلامحسين رحيميان اولين بار از ملي شدن نفت صحبت كرد وي مخالفت كرد در مجلس پانزدهم هم حاظر نشد زير بيانيه اسكندري مبني بر ملي شدن نفت را امضا كند و مي گويد قرارداددارسي 1962 به پايان مي رسد! نطق پيش از دستور 28خرداد1329 هم كه او قرائت كرد بيانيه ي كاشاني بود كه مصدق اعلام كرد از طرف آيت الله كاشاني بيانيه ي وي را قرائت مي كند!

مصدق مبارز شجاع :

مصدق طي پنج ماه تبعيد در بيرجند 2بار اقدام به خودكشي كرد. در طول فعاليت هم هرگاه اوضاع سخت مي شد به احمدآباد مي رفت و وقتي اوضاع بازتر مي شد برمي گشت! البته بحث شجاعت ايشان افسانه اي طولاني است كه در اين مختصر نمي گنجد!

مصدق پرچمدار دموكراسي :

مصدق در همان ابتداي قدرت، لايحه اي به مجلس برد كه طبق آن اختيارات نامحدودي در قانونگذاري به وي داده مي شد كه خلاف اصل تفكيك قوا بود و نهايتا همين مجلس كه حامي او بود را منحل كرد. بقول احسان نراقي: اختياراتي كه مصدق گرفته بود چرچيل در جنگ جهاني دوم نگرفته بود. قانون مطبوعات كه دكتر مصدق تهیه كرده بود به قول دكتر بقائی «این قانون یعنی اینكه هر كس روزنامه در بیاورد باید اعدام گردد»!!

مصدق آزاد انديش :

شيخ محمد تهراني به جرم مخالفت با مصدق دستگير شد و تا آخر عمر دولت مصدق زنداني بود.

با تحريك رسانه ها و راديو تلويزيون دراختيار مصدق طرفداران مصدق به رهبري فروهر به منزل آيت الله كاشاني حمله كردند و حداديان از افراد داخل منزل ايشان را كشتند. داستان زنداني بودن نواب صفوي در دوران وي هم كه جاي خود دارد. اين هم تصوي قسم نامه فراماسونري وي (+)

مصدق شايسته سالار :

محمدخان مصدق السلطنه پس از بقدرت رسيدن، سهام السلطان از بستگان خود را به رياست شركت نفت گذاشت. سرلشگر متين دفتري را هم كه در زمان رضا شاه دندان آقاي كاشاني را شكسته بود به قدرت رساند. كسي كه بعدا دكتر بقايي سند جاسوس بودن وي را افشا كرد. رضا فلاح‌ را كه نشان ‌زانوبند حمايت‌ از ملكة‌ انگليس‌ گرفته‌ بود را در شركت نفت پست بالايي داد. وزير كشور شدن سرلشگر زاهدي هم كه بماند!كسي كه دوبار عليه دولت مصدق كودتا كرد و همچنان در دولت باقي ماند! از همه بدتر معاون وزير جنگ شدن سرلشگر وثوق بود كسي كه در حادثه 30تير (نجات دولت مصدق توسط كاشاني) به سوي كفن پوشان دستور تيراندازي داده بود. اضافه بفرماييد پست شاپور بختيار در وزارت كار، كسي كه در همان زمان سند جاسوسي وي براي شركت نفت انگليس رو شده بود...

مطالب دیگر؛

چهره ی یک اسطوره

تصویر قسم نامه فراماسونری مصدق

گفتگو با حجت الاسلام حسینیان: دکتر مصدق تا آذر 1329 جزو مخالفین ملی شدن نفت بود.

آقای دكتریزدی! تنها به قاضی رفته‌اید!

 مناظره حسینیان و زیدآبادی (واقعا خواندنی)

+ نوشته شده در پنجشنبه 10 اسفند1385 | توسط : ولی الله| |

مصدق در حال بوسيدن دست ثريا (عكسي كه هيچ ملي گرايي جرات تكذيب آنرا ندارد)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 * با توجه به عكس مقابل كدام گزينه صحيح است؟

1. مصدق السلطنه يعني تصديق كننده ي سلطنت

2. مصدق السلطنه يعني بوسنده ي دست ثريا !

3. مصدق السلطنه يعني مسلمانِ سه كولار !

4. مصدق السلطنه يعني نفت كننده ي صنعت ملي !!

5. اين اصلا عكس ثريا نيست. بدبخت!

 

* كداميك از تحليل هاي ذيل صحيح مي باشد؟

1. با توجه به اينكه ثريا، اسدالله علم را سيلي زده بود اين دست  بوسيدن داشت!

2. اصولا بوس چيز خوبي است.

3. اين عكسِ مونتاژ شده ي معروف، نشان از تكنولوژي برتر در50 سال پيش است يعني زماني كه دوربين عكاسي هنوز اختراع نشده بود!

4. اينكه جناب مصدق ملي گرا كاملا خم نشده و مقداري دست ثريا را بالا آورده است نشان از عزت نفس و غرور ملي اين بزرگ مرد دارد.

5. طبق فتواي آيت الله منتظري، بوسيدن اگر به قصد لذت نباشد مباح است و بنا به مقتضيات زمان و تقيه استحباب نيز دارد.

 

* در مورد تقاضاي تابعيت سوييس توسط مصدق در دوران دانشجويي كدام توجيه دقيق تر است؟

1.  مهم اين است كه انسان ملي گرا باشد فرق ندارد از كدام مليت باشد.

2.  از قديم گفته اند دوري و دوستي!

3.  خفه شو!

4.  چهره تابناك و نوراني اين بزرگ مرد با اين شايعات آلوده و فراموش نمي شود. بدبختها!

5.       جوان بود، حالا يه جووني كرد از احمدي نژاد تروريست بهتره كه جووني هاش آدمكش بوده. مي دوني حالا قيمت كدو چنده!

 

 

 

دكتر مصدق

چهره ی یک اسطوره

تصویر قسم نامه فراماسونری مصدق

گفتگو با حجت الاسلام حسینیان: دکتر مصدق تا آذر 1329 جزو مخالفین ملی شدن نفت بود.

آقای دكتریزدی! تنها به قاضی رفته‌اید!

مناظره حسینیان و زیدآبادی (واقعا خواندنی)

+ نوشته شده در پنجشنبه 10 اسفند1385 | توسط : ولی الله| |

شهرام جون خیلی بدبختی!شهرام جزایری چه فرار کرده باشد، چه او را فرار کرده باشند(!) هیچ فرقی نمی‌کند این‌قدر آدم بود که از هیچ بزرگ و بزرگان نظام‌ی در دادگاه‌اش مایه نگذارد و مثل کرباسچیِ فرومایه، همه‌ی حمایت‌های هاشمی و پَستی‌ها و دزدی‌های خود را به پای بزرگان نظام ننویسد و بعد از آن همه رسوایی حزب درست نکند و با پُررویی تمام مدعی هم باشد. (+)

شهرام جزایری چه فرار کرده باشد چه او را فرار کرده باشند (!) هیچ فرقی نمی‌کند، او از خودش عرضه نشان داد و خودش را از زندان فراری داد و مانند آقازاده‌ی آقا محسن تکیه به پدر نکرد و در تهران راست راست راه نرفت و بابای‌اش در رسانه‌ی ملی در مقابل 70 میلیون و 40 هزار نفر ملت ایران و میلیاردها انسان مستضعف جهان که چشم امید به این کشور امام زمان(ع) دوخته‌اند، نگفت که: او برای معالجه به لُس آنجلس فرار کرده بود و بنا به تجویز پزشک معالج‌اش هر روز ده دقیقه در رادیو اسراییل بیان احساسات علیه مملکت و ره‌بر و حیثیت نظام می‌کرد و اگر سوال اضافی دارید دعوت‌اش کنید و از خودش بپرسید! (+)

شهرام جزایری چه فرار کرده باشد چه او را فرار کرده باشند (!) هیچ فرقی نمی‌کند، زیرا او این‌قدر به شخصیت‌اش برخورده بود که از خودش بپرسد چرا صد نفر آقازاده‌ای که با او دست‌گیر شدند باید وِل شوند و وِل بگردند و کِیف کنند و در عوض او آب خنک‌اش را بخورد؟ (+)

شهرام جزایری چه فرار کرده باشد چه او را فرار کرده باشند (!) هیچ فرقی نمی‌کند، زیرا او به خود می‌گوید اگر من هم یک پدر کُلُفت مثل ... داشتم اکنون بعد از 16 سال هم‌چنان رییس مترو می‌ماندم و یا هنوز رییس سازمان بهینه سازی مصرف سوخت می‌ماندم و هیچ کس هم نمی‌توانست با من کاری بکند.

شهرام جزایری حق دارد بپرسد که مگر من یک نفر مفسد اقتصادی بودم؟ مگر کُلُفت‌تر از من نبود؟ چرا هر چه بدنامی و تو سری است باید برای من باشد؟

شهرام جزایری خود را با آقازاده‌های هم‌کارش مقایسه می‌کند، می‌بیند او لیاقت‌اش بیش‌تر از آن‌ها است ولی اکنون همه‌ی آنان در حاشیه‌ی امن پدران و کَسان‌شان لمیده و لولیده‌اند، و او باید در زندان اوین آب خنک بخورد و هر روز به یک بازی جدید پاسخ بدهد. بازی موش و گربه‌ای که برای اثبات حق‌مداری دست‌گاه عدالت باید به راه بیفتد.

شما فکر کرده اید، همه‌ی آقاها مثل آقای ما هستند که فرزندان‌اش و دامادهای‌اش را چارمیخ کند که حق ندارد در هیچ فعالیت اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و ... که صد در صد طیب و طاهر و حلال هم باشد، شرکت کنند و گرنه قلم پای‌شان را خواهد شکست؟

شهرام جزایری در همه‌ی محاسبات‌اش اشتباه کرد. باز هم او را خواهند گرفت و توی سرش خواهند زد آن‌چنان که صدای سگ بکند و آقازاده‌ها هم‌چنان در سایه مستدام پدران‌شان خواهند آسایید!

خیلی بدبختی شهرام!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

قضيه، قضيه معصيت انسان و قضيه اينكه من بنده خدا هستم و بنده خدا معصيت كار مي شود و اين كذا، قضيه، قضيه محاسبه بين شما و خدا تنهائي، قضيه، قضيه اين است كه امروز غير زمان طاغوت است، زمان طاغوت اگر يك شخصي، ملائي يك كار خلاف مي كرد، مي گفتند اين طاغوتي هست و اين مثلا آخرش مي گفتند ساواكي هست، نمي آمدند سراغ اينكه بگويند اين حرفي كه آخوندها از اول داد مي كردند و مردم را هم وادار مي كردند به داد كردن، اين حرف دروغ  از كار در آمد، اين نمي گفتند به آنها، آخوندها آن وقت مظلوم بودند. چهره مظلوم چهره محبوب است، شما در آن رژيم هر چه مظلومتر مي شديد محبوبتر مي شديد، هر كه مظلومتر بود محبوبتر بود. چهره امروز، چهره مظلوميت نيست تا محبوب بشويد، چهره اين است كه وقتي كه كار در اينها درآمد، اينها هم همانند. شما را به صورت ديگر در مي آورند، آنها هم كه فرض كنيد كه در اين كاري كه من مي كنم يا شما مي كنيد، دخالت ندارند، آنها را هم پهلوي شما مي گذارند با يك چوب مي زنند.

  پس ما مسئوليت اسلام را داريم، مسئوليت مسلمان ها را هم داريم، مسئوليت روحانيت را هم داريم، همه چيز را داريم، همه چيز را داريم، همه مسئول و هر كس سعه نفوذش بيشتر، مسئوليتش بيشتر.  كاري بكنيد كه آن اسلام عزيز كه امروز دست شماست، با يك صورت خوبي تحويل بدهيد به اعقابتان، يك صورت مشوه درست نكنيد كه بگويند همين بود. اسلام نوراني است، با دست ماها مشوه مي شود.

صحيفه نور ج 11 صفحه 155 تاريخ: 58/10/10

+ نوشته شده در شنبه 5 اسفند1385 | توسط : حمید| |

   زماني خاورميانه تنها سه بازيگر اصلي داشت؛ شوروي، امريكا و گروههاي ناسيوناليستي عرب. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران و جنگ تحميلي عراق عليه ايران با ورود انقلاب اسلامي به صحنه و ضعف سياسي شوروي و سازش حكام عرب، معادلات رو به تغيير گذاشت...امروز چهار جبهه عمده در منطقه در جدال هستند: 1-امريكا و غرب 2-جبهه ايران  3-حكام عربي  4-جريان سلفي و القاعده

جريانها:

1-جبهه امريكا و غرب: اين جبهه شايد بي ريشه ترين بازيگر در منطقه باشد. ولي در هر كشوري از خاورميانه عليرغم تنفر عمومي مردم منطقه از اين جبهه، جريانهاي حزبي نيز هستند كه نوكران  بي جيره یا باجیره مواجب غرب ميباشند. هدف اصلي غرب حفظ بازار مصرف اين منطقه،دستيابي به منابع غني زيرزميني و حتي نيروي انساني خاورميانه است و البته گسترش سيطره جهاني تمدن غرب.

2-جبهه ايران: اين جريان برخلاف غرب با كمترين هزينه هاي نظامي و تبليغاتي تلاش در جهت بيداري اسلامي در بين توده مردم مسلمان منطقه دارد. حفظ وحدت شيعه و سني و اعتماد به يكديگر به جاي ورود بيگانگان به منطقه مهمترين شعار سياسي فعلي ايران و همپيمانانش در منطقه است. ايران سوريه و عراق در بين دولتها و نهضتهاي آزادي بخش در كشورهاي اسلامي و مهمتر از اينها توده مردم مسلمان مهمترين پايگاههاي اين جريان است.

3-حكام عرب: تنها ريشه و حامي قابل اعتماد اين حكام عشيره و قبيله خود حاكمان در كشورشان مي باشد و در بين ساير قبايل و  مردم كشورشان هيچ پايگاهي ندارند. اين دولتها تلاش مي كنند با بعضي راهكارها نقش مهمتر و قدرتمندتري را در صحنه بازي كنند؛ ايجاد موازنه قدرت بين ايران و امريكا و درعين حال حمايت ضمني از گروههاي سلفي و القاعده!  هرچند وابستگي اين كشورها به امريكا گاهي بسيار زياد است مثلا قطر پايگاه اصلي نيروي هوايي امريكا و بحرين پايگاه نيروي دريايي و كويت مركز نيروي زميني امريكاست. ولي در عين حال كشوري مثل عربستان بعد از ملك فهد شروع به دور شدن از امريكا كرده است به طوري كه امروز هيچ پايگاه نظامي امريكا در عربستان نيست و شروع به سرمايه گذاري در كشورهايي مثل ژاپن و چين و... كرده است. چرا كه اين دولتها ديگر نمي توانند بخاطر نوكري غرب بيش از اين پايگاه مردمي خود را ازدست بدهند.

4-جريان سلفي ها و القاعده: بدون تعصب بايد گفت كه اين جريان يگ گروهك بي ريشه در منطقه نيست بلكه در طول تاريخ اين جريان همواره در منطقه با فراز و نشيب نقشي را ايفا كرده است. ريشه اصلي آن هم عقايد ابن تيميه است...... به هرحال بعد از حادثه 11سپتامبر اين جريان در بين جوانان مسلمان رشد زيادي كرد چرا كه جواناني كه از ذلت حكام خود مقابل امريكا به ستوه آمده بودند جايي را پيدا كردند تا هم شور جواني خود را ارضا كنند و هم عزت بين اللملي و هويت تاريخي خود را احيا كنند و هم آخرت خويش را تامين كنند!! البته اينكه انقلاب1357 ايران در ايجاد اين بيداري چه نقشي داشته و چگونه اعراب و امريكا از اين احساسات سوء استفاده كرده اند امري ديگر است ولي نمي توان اصل ريشه هاي اين جريان را در خاورميانه انكار كرد.

معادلات:

Ø      مهمترين بحران امريكا در منطقه، خروج و ياحضور در عراق است. هزينه هاي بالايي كه منجر به روي كار آمدن يك دولت ايراني در عراق شده است[!] امريكايي ها (اعم از جمهوريخواه و دموكرات) نمي توانند به اين سادگي از منطقه خارج شوند. چون اينگونه خروج تنها به معني ايجاد يك ميدان مناسب براي يكه تازي هاي مهمترين رقيب آنها در منطقه(يعني جبهه ايران) مي باشد و از طرفي باقي ماندن بيش از اين در عراق هزينه هاي سياسي فرهنگي و اقتصادي بسياري براي آنها دارد.

Ø       از طرفي دولتهاي عربي هم نمي دانند كه بعد از خروج امريكا از منطقه ايران و يا گروههاي سلفي تندرو چه بلايي سر آنها خواهند آورد و اين ترس باعث شده كه يكي به نعل بزنند يكي به ميخ! البته امريكايي ها مي دانند كه مهمترين پايگاه مالي و پشتيباني يكي از دشمنانشان يعني گروههاي سلفي همين حكام عرب هستند و از طرفي بعلت عدم وجود حتي يك مثقال دموكراسي در اين كشورها نمي توانند به حمايت همه جانبه و صددرصد خود به اين دولتها ادامه بدهند و بيش از اين مورد بازخواست افكار عمومي جهان و اعراب براي يك بام و دوهواي خود باشند.

Ø       ايران و هم پيمانان او كه بنيان رشد آنها بيداري اسلامي و نفوذ آن برمبناي منطق و عقايد ريشه دار است، براي تسلط و صدور عقايد انقلاب خود به تمام منطقه احتياج به محيطي امن و بدون هياهو دارند. هرگونه كشمكش و جنجال آفريني نظامي و رواني  كه مخل اين فضاي منطق و تبادل آراي واقعي باشد به ضرر اين جريان است لذاست كه ايران دايم بر حفظ وحدت و خروج بيگانگان از منطقه اصرار دارد. و نيز اين سكون و امنيت باعث ثبات اقتصادي منطقه و رشد اقتصادي ايران و نهايتا اثبات كارايي منطق اسلامي انقلاب ايران خواهد شد كه به اين رشد در منطقه سرعت خواهد داد. تاجايي كه ايران بارها به كشورهاي منطقه پيشنهاد پيمان نظامي- امنيتي مشترك داده است و در عين حفظ اقتدار و سربلندي از هرگونه تنش و ناامني مرزي گريز دارد. مثلا وقتي در امريكا از وزير خارجه تركيه خواستند كه خطر همسايه ايراني خود را جدي بگيرد ايشان پاسخ داد: "مدت زماني كه مرز ايران و تركيه در امنيت به سر برده است از عمر كشور امريكا بيشتر است!" اينكه مسوولان درجه اول ايراني طي دوماه چهار بار به عربستان سفر كردند هم در جهت همين سياست است.

   شايد مهمترين چالش ايران در منطقه ضعف رسانه اي باشد. اين مشكل طي چند سال اخير تاحدي بهبود داشته ولي بدون شك عمده جنگ رواني عليه ايران كه بيشتر هدفش اعراب منطقه است تا داخل خود ايران، نقطه آسيب پذير ايران بوده است. افكاري نظير اين كه مجوسيان ايران ياران قديمي يهود هستند و  ايراني بودن سران اسراييل، كمك نظامي اسراييل به ايران در جنگ عراق، عقايد موهن شيعي در اسلام (عليه صحابه و عايشه و..) عزاداري ها... ، كمك ايران به امريكا عليه طالبان و صدام و خيانت به مردم مسلمان اين كشورها، ايجاد فتنه و ترور بواسطه شبهه نظاميان بدر و صدر در عراق.... تنها بخش كوچكي از اين تبليغات عليه ايران در بين اعراب است كه بدون تعصب بايد اذعان داشت موثر هم بوده اند.

طالبانØ     مهمترين بحران سلفيها و القاعده، بعضي ارتباطات سران آن با سرويسهاي جاسوسي غرب است و از طرفي تندرويهاي ذاتي اين گروهها باعث مبغوض شدن نزد افكار عمومي مسلمانان شده است. اين گروه كه براي اولين بار حكومت ايده آل خود را در افغانستان ايجاد كرده بودند ماهيت ضد بشري خود را براي مردم آشكار كرده اند. توده مردم سني و حتي حنبلي مذهب نمي توانند با احساسات و عقايد اين گروهها ارتباط برقرار كنند و يا خواهان تشكيل يك چنين حكومتي در كشور خود باشند. ولي جذابيت شعارهاي ضد امپرياليستي اين گروه براي جوانان عرب كه از ذلت مقابل غرب به ستوه آمده اند و نيز ريشه هاي تاريخي اين جريان، برگهاي برنده آنها ميباشد.

    نهايتا در اين موازنه هرچند بعضي كفه ها سنگينتر از بعضي ديگر هستند ولي از آنجا كه هيچ ناپايداري در منطقه نمي تواند دائمي باشد و يكي از اين بازيگران بايد قدرت برتر منطقه شود تا به طور نسبي ثبات منطقه تامين شود. با اين نقاط قوت و ضعف اين چهار جبهه، واقعا كداميك بر اوضاع فائق خواهد آمد؟

+ نوشته شده در سه شنبه 1 اسفند1385 | توسط : ولی الله| |

آخرين نوشته هاي وبلاگ

چرا عمو سبزی فروش، کاریکاتور شد؟
طرح آشتی ملی
حفاظت از شخصيتها
بيانيه شماره 13 موسوي - روز قدس
دولت اصلاحات در 10دقيقه
سپاه پاسداران انقلاب اسلامي
آيت الله يوسف صانعي
تطبيق تاریخ خوارج و اغتشاشات اخير
كامل­ترين ليست كشته­شدگان افشا شد.
رای اعتماد به مجلس؟
اعترافات- خدمات صفایی فراهانی
سابقه اعترافات(مروری بر اعترافات علی افشاری)
امپراطوریِ رسانه در افغانستان هیچ­کاره است.
وزير زن در حكومت امام خميني
اصلاحات، آچمز!

نوشته هاي برگزيده

یک نامه به یاسمن
سریال لاست LOST
ايستاده بمير
وبلاگ چنگيزخان مغول
سوهان حاج حسين
نزدیکی با امریکا!
کساني که احمدي نژاد را بقدرت رساندند
ما انقلابی عمل نکردیم
هر بسيجي يک وبلاگ
دكتر مصدق
آزمون ورودي نهضت آزادي!
برنده نهایی خاورمیانه کیست؟
وقتي نهضت آزادي حزب اللهي بود
مقایسه انقلاب ایران، روسیه و فرانسه
هلوکاست
جمعیت شناسی شیعه