تبليغاتX
نسل خمینی



















نسل خمینی
و اکنون قرن خمینی ...

خوب شخصیت خمینی کبیر، آن‌چنان جذاب و مقتدر است که کسی جرأت نمی‌کند به او جسارتی کند اما جالب این‌جاست که همه به نحوی از موضع امام با دیگران سخن می‌گویند. اکنون که خوب فکر می‌کنم حکمت برخی از کارها و سخنان خمینی کبیر را می‌فهمم. حالا می‌فهمم امام چرا اجازه نمی‌داد کسی از طرف او سخن بگوید؟ امام بارها چه در پاریس چه در ایران فرمودند من سخن‌گو ندارم!

حالا می‌فهمم امام چرا اجازه نداد بجز احمدآقا کسی دنبالش از پله هواپیما پایین بیاید! از عکس‌ها خوب معلوم است که چه کسانی حول زیادی می‌زنند برای این که خود را به امام بچسبانند ولی شهید مطهری راهشان را سد کرده و اجازه نمی‌دهد بیایند دنبال امام. چون در میان آنان کسانی بودند که یکی دو سال بعد طرح ترور امام را ریختند.

حالا می‌فهمم امام چرا گفت مهمان‌دار هواپیما دستشان را بگیرد با وجود آن همه آدم جورواجور در هواپیما. چرا که الان باید وجود گزافه‌گویی را که تنها افتخارش عصا شدن امام است تحمل می‌کردیم.

حالا می‌فهمم امام چرا گاهی بچه 5-6 ساله را دنبال خود به بالکن و در کنار شخصیت‌های گوناگونی که خود را به امام می‌چسباندند می‌برد! تا بگوید در کنار من ممکن است بچه غیر ممیز هم باشد!

حالا می‌فهمم که امام چرا بارها گفت من با هیچ کس عقد اخوت نبسته‌ام و ملاک دوستی من با افراد بر اساس اسلام و حال فعلی اوست.

حالا می‌فهمم چرا امام در وصیت‌نامه خود آن طور نسبت به ادعای تأثیرپذیری و یا حتی مشورت با نهضت آزادی‌ها در سفر به پاریس واکنش نشان داده و آن را دروغ دانسته یا از خود را فریب‌خورده برخی سالوس‌ها می‌داند.

و حالا می‌فهمم اگر امام با یک نفر اندکی طرح دوستی می‌ریخت، پس از امام چه خونی که از ملت در شیشه نمی‌کردند. میریزید و خاتمی که حتی یک کشیده سبک که نه یک تنگول را هم برای نهضت امام نخورده‌اند اکنون شده‌اند یار غار و مدافع راه و شخصیت امام. کسی از سیدحسن خمینی که درکش از امام، بازی‌های کودکانه است آن‌چنان انتظاری ندارد که او را شناخته باشد، اما دود از سر آدم بلند می‌شود وقتی کسانی را می‌بیند که خودشان هیچ سهمی در انقلاب نداشته‌اند و اکنون مفسر انقلاب شده‌اند!

نمی‌بینید افرادی را که مدعی‌اند خط مبارزه با اسراییل را امام از آنان آموخته و امام همه کارهایش را با آنان هماهنگ می‌کرده و امام همیشه به نصایح خیرخواهانه آنان گوش می‌کرده و امام آدم بسیار مهربانی بوده که با هیچ کس هیچ دشمنی نداشته است!

کسی که تنها افتخارش مسئولیت پایه بلندگوی امام بوده و حتی در فضولی‌هایش تذکر تند امام را هم دریافت کرده، اکنون تبیین کننده راه و روش و شخصیت امام شده است!

من مانده‌ام که اگر سخنان امام در زمان حیاتشان در صحیفه نور جمع نمی‌شد، این‌ها چه بر سر میراث و کلام و راه امام می‌آوردند.

و اکنون می‌فهمم که سیدعلی مظلوم چرا عزیز شد؟ چون او در پلکان هواپیما و در منزل کوچک امام و در بالکن پشت امام برای خود به دنبال موقعیت و محبوبیت نمی‌گشت. او پس از پیروزی انقلاب و نابودی سد فاسد طاغوتی یک‌سره راه مشهد و مسجد هدایت آن و سنگر فرهنگی آن را در پیش گرفت تا امام پس از شهید مطهری دنبال او فرستاد و دانشجویان را فرمود که از طرف او از آقاسیدعلی خواهش کنند که بیایند تهران و امام بود که او را در سن حدود 40 سالگی به امامت جمعه تهران منصوب کرد تا چشم پیران و یاران غار از حسادت بترکد و او بود که به سیدعلی تکلیف کرد که باید نامزد ریاست جمهوری شوی، و خدا بود که سید علی ما را عزیز کرد و الا او نه مالی داشت که برای انقلاب هزینه کند و تا 30 سال منتش را بر نظام و امام بگذارد و نه در پلکان هواپیما و نه در بالکن جماران و نه در میان فرصت‌طلبان جایگاهی نداشت. هر چه بود دم روح‌اللهی و عزت الاهی بود.


پی نوشت: از عزیزان جلبک سبز درخواست صمیمانه دارم، مسیر خود و سرانشان در روز 22 بهمن را اعلام عمومی کنند ما خدمت برسیم!